روزنه‌هایی به شاعرانگی



عنوان مجموعه اشعار : از کال تا کمال
عنوان شعر اول : تو ای ماه !




بی تابم و دل خسته تر از آه ِ شبانگاه

دارد به کجا می برَدَم این غم ِ جانکاه ؟!



فرجام پلنگانه ام از دست تو مرگ است

از دست تو ای ماه ! تو ای ماه ! تو ای ماه !



لبخند بزن "پنجره ی بسته ی " خود را

بگشای به روی من ِ بدجور " هوا خواه " !



تا دامنه ی دامنت آشفته ترین است ؛

هستی تو دلیل سفر این همه سیّاح



تنها روش "کشف حجاب" تو همین است ،

باید که عمل کرد به " قانون رضا شاه "



" شیرینی " و پابند "اصولت " و چه افسوس !

" فرهاد وَش " اما نشدی "طالب اصلاح "

حنظله ربانی

عنوان شعر دوم : مریم


بگو چگونه دل از من بریده ای مریم
به روی هر غزلم خط کشیده ای مریم

مگر نه این که تو آراممی و من رامت
کنون چگونه تو از من رمیده ای مریم

فدای نام قشنگت غزل غزل صد بار
اگر چه ناز مرا کم خریده ای مریم

دلم به راه جوابت نشسته اما تو
هنوز هم گل خود را نچیده ای مریم

چه می شد آه ! بیایی ، بگویی ام ناگاه
که با دلم به تفاهم رسیده ای مریم

* مگر رقم بزنم با تو باز نیماوار
دوباره " قصه ی رنگ پریده " ای مریم

تو روسپید ترین واژه ی شب شعری
که آسمان غزل را سپیده ای مریم

بیا صدای رسای سروده هایم باش
بیا ، نگو که دل از من بریده ای مریم



عنوان شعر سوم : سهم ساحل

رفتی و پاییزی ترین ایّام حاصل شد
وحشی ترین امواج دریا سهم ساحل شد

زیباترین تصویر ها را با خودت بردی
اینجا همه تصویر ها بعد از تو باطل شد

بعد از تو از این ابرها باران که نه ، امّا
هی درد پشت درد پشت درد نازل شد

دیگر ندارد رنگ و بوی عشق ، این دنیا
وقتی به کام بخت من زهر هلاهل شد

آیینه وقتی علت خاموشی ام را خواست ؛
این اشک ها بارید و توضیح المسائل شد

سهراب می گفت : « آب ها را گِل نباید کرد »
رفتی ، ندیدی بعد تو این آب ها گِل شد

آن قدر بدبختم که در این نابسامانی
حتی خدا در مرگ هم از بنده غافل شد

#حنظله_ربانی
نقد این شعر از : محمّدجواد آسمان
در این یادداشت، آنچه را که در هنگام خواندن سه غزل از آقای حنظله ربانی در دلم گذشته است، با شما در میان خواهم گذاشت.
پیش از هر سخن دیگری، باید بگویم که از برخی فرازها و ابیات این غزل، بسیار لذت بردم. مثلاً بنگرید که در سومین بیت از غزل نخست، لبخند به چه زیبایی به پنجره تشبیه شده؛ البته نفس تشبیه لبخند به پنجره ممکن است چندان تازه به نظر نرسد؛ ولی آن‌گاه این تصویر جذابیت ویژه می‌یابد که می‌بینیم معنای تازه‌ای به «هواخواهی» بخشیده است. یا در بیت دوم همین غزل، ببینید شاعر با صنعت تکرار، چه اثربخشی خوبی به خطابش با «ماه» بخشیده است. یا در چهارمین بیت از غزل دوم، بنگرید که کارکرد غیرمستقیمی که شاعر از عبارت «عروس رفته گل بچیند» گرفته، چگونه به بیت حلاوت بخشیده است. یا در دومین بیت از همین غزل، ببینید که شاعر با فراخواندن سه واژه‌ی «آرام، رام، رمیدن» چه نرمای خوشایندی به رویه‌ی مخملین زبان شعر داده است. همین بیان لطیف در کنار مضمونی نه‌چندان نو اما بسیار زیبا، در سومین بیت از سومین غزل، آن‌جا که شاعر از ابر به جای باران، درد نازل می‌کند، بیت را دل‌نشین کرده و چیزی از جنس همین دل‌چسبی مضمونی، و چه بسا دل‌چسب‌تر، در بیت «توضیح‌المسائل» هم به چشم می‌آید. در آخرین بیت از همین غزل آخر هم آن‌جا که شاعر از ابهام جاری در عبارت «در مرگ» کار کشیده، حاصل کارش خوش نشسته است. همه‌ی این موارد زیبا و موفق که از آن‌ها یاد کردم، گواه این هستند که انتظار ما از شاعر، و انتظار شاعر از خودش، در مورد ارائه‌ی ابیاتی از این دست قوی در سرتاسر اشعارش، انتظار زیاد و بی‌جایی نیست. راستی آیا نمی‌توان انتظار داشت که هر بیت، تازگی‌یی، نکته‌ای، ترفندی، هنرنمایی‌یی یا زیبایی‌آفرینی‌یی در خود داشته باشد؟ و راستی مگر نه این‌که هر شعر تازه‌ای، اگر صرفاً به بیان عادی و غیرهنری محتوای پیامش اکتفا کند، یا اگر از تصاویر و مضامین و ترفندهای بدون تازگی و مسبوق و عادی‌شده بهره بگیرد، نمی‌تواند آفرینشی نو نام بگیرد؟
غیر از این، برجسته‌ترین و قابل عرض‌ترین نکاتی که می‌توان در مورد نادل‌پسندی‌های این اشعار گفت، عمدتاً به مسائل زبانی و بیانی بازمی‌گردد. مثلاً می‌توان خرده گرفت که دو واژه‌ی «آراممی» و «بگویی‌ام» از نطر بیانی و آوایی در غزل دوم خوش ننشسته‌اند. همین‌طور فعل «باطل شدن» در شعر سوم که برای «عکس» به کار رفته، غریب به نظر می‌رسد. در شعر نخست هم فضای متفاوت دو بیت پایانی که بدون ضرورت به طنز گراییده‌اند، بیش از آن‌که کمکی مضمونی و هنری به فضای ساخته‌شده‌ی قبلی این غزل بکنند، به دل‌نشینی آغازین بیت‌های غزل و پایان‌بندی دل‌پذیر این غزل لطمه زده‌اند.
با این‌همه، همان ابیات و سطرهای به‌هنجار و به‌جا به مثابه‌های روزنه‌های توفیق در آسمان شاعرانگی آقای ربانی ستودنی و امیدآفرین هستند و دست‌مریزاد دارند.

منتقد : محمّدجواد آسمان

شاعر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.