در تقابل دو نگره آفرینش «شعر چند صدایی» و «شعر چند حسی» در رزمگاه شعر کوتاه، پیروزی از آنِ «شعر چند حسی»ست




عنوان مجموعه اشعار : مرگ
شاعر : علی محمودی


عنوان شعر اول : ۱:
ناله سرنا،
سوگواران
سر فروبرده
در مه

عنوان شعر دوم : ۲:
بیهوده موج می آید...
بیهوده موج می رود...
ماهیان آسوده اند
در ساحل تاریک

عنوان شعر سوم : ۳:
پروانه کوچک
به این خانه سرد آمده ای
برای مردن؟!
نقد این شعر از : یزدان سلحشور
آقای علی محمودی سلام.
سه شعر کوتاهی که شاهدش هستیم در مقایسه با شعرهای کوتاه دیگری که پیش از آن برای پایگاه نقد شعر ارسال کرده‌اید و دیگردوستان شاعر و منتقد، به آن‌ها پاسخ داده‌اند، خوشبختانه، کیفیت بسیار بالاتری را به نمایش می‌گذارند که نشان‌دهنده‌ی جهش شگفت‌انگیز شما در حوزه شعر است یعنی هر سه شعر، علاوه بر نمایش «شهود» در بخش «ایده»، آن شهود را «اجرایی» نیز کرده‌اند مخصوصاً در مبحث «زمان محبوس در روایت» که فصل مشترک شعر، داستان، گزارش، نمایش‌نامه و فیلم‌نامه است. در بخش پیام برای منتقد نوشته‌اید: «خواهش می‌کنم نظرتان را درباره انواع شعرکوتاه بگویید و اینکه آینده شعرکوتاه را چگونه می‌بینید؟ آیا می‌توان به شعرهای کوتاه عمیقی رسید که معناهای متعددی را به مخاطبان برساند چنان که به قول سیدعلی صالحی در این گونه شعرها حکمت به کاررفته باشد؟ آیا ممکن است‌ روزی شاعری‌ بتواند ‌با ‌شعرهای کوتاه خودش شاعری جهانی شود؟» واقعیت این است که شعر، شعر است! کوتاه و بلند ندارد. می‌توان با شعر کوتاه، جهانی شد چنانکه اونگارتی [جوزِپه اونگارِتی (به ایتالیایی: Giuseppe Ungaretti) (زادهٔ ۱۸۸۸ اسکندریه - درگذشتهٔ ۱۹۷۰ میلان)، شاعر، روزنامه‌نگار و مقاله‌نویس ایتالیایی] شد و با هزاران شعر بلند، نشد! خیام خودمان که با برگردان فیتزجرالد [ادوارد فیتزجِرالد، (به انگلیسی: Edward FitzGerald) (زادهٔ ۳۱ مارس ۱۸۰۹ – درگذشتهٔ ۱۴ ژوئن ۱۸۸۳) نویسنده انگلیسی که بیشتر به‌خاطر خلق نخستین و معروف‌ترین ترجمهٔ رباعیات خیام به زبان انگلیسی شناخته می‌شود] جهانی شد مثال دیگری‌ست که «رباعی» حتی در شکل کلاسیک خود در برگردان انگلیسی، به نفوذی غیرقابل انکار در جهان مدرن دست یافت. مسیری که شما طی کرده‌اید تا به این سه شعر برسید [و نه شعرهای پیشین ارسالی] در واقع، نه از مسیر شعرهای کوتاهی که به عنوان هایکوی ایرانی معرفی می‌شوند [که تجسم اشتباه محض در درک «قالب شعری»‌اند چرا که همان گونه که نمی‌توان «رباعی» و «دوبیتی» ژاپنی گفت، سرودن هایکوی ایرانی بیشتر به «مزاحی فاقد عامل خنداندن» می‌ماند!] که از مسیر شعر مدرنی که در اواسط دهه 60 به جریان «شعر موج سوم» موسوم شد، به نتیجه رسیده است جریانی که با مقاله دکتر فرامرز سلیمانی در شماره دی ماه 66 ماهنامه دنیای سخن، به جمع «موج‌های شعر مدرن ایران» پیوست و به همه‌گیری وسیعی انجامید اما پیش از آنکه آن دهه به پایان برسد، رو به افول گذاشت و حتی کار به جایی کشید که بهترین گوینده‌ی شعر کوتاه این موج یعنی غلامحسین نصیری‌پور، نه تنها به انزوا گرایید که به جبرانِ گناه سرودن شعرهای کوتاه، در دهه 70 به سرودن شعرهایی 200 صفحه‌ای مشغول شد! شعر موج سوم، گرچه با ارائه‌ی نمونه‌هایی اندک از شعرهای شاملو و بعد توسل به کتاب ترجمه‌های هایکوی او، سعی در اثبات خود داشت اما آنچه باعث شد که به جریانی فراگیر بدل شود، اتصال آن به کتاب «هفت چهره از شاعران معاصر ایتالیا (همراه با جینالا بریولاکاروزو)» به ترجمه نادر نادرپور بود که مخصوصاً آثار اونگارتی در این کتاب، نمود قابل توجهی داشت به خاطر زبان ساده، درک مدرن از جهان و گریز از سیاست و شعر ناماندگار سیاسی. بسیاری به این جریان ملحق شدند و تصویر شعر خود را در آینه «شعر موج سوم» دیدند حتی کاظم سادات‌اشکوری که پیش از آن، زبان و فضای شعری مستقلی داشت و پس از این جریان نیز، آن را حفظ کرد یا ایرج ضیایی که متعلق به حلقه‌ی شعر اصفهان بود و جمع شاعران و نویسندگان «جُنگ اصفهان» و چندی بعد، «شعر اشیاء» را به شعر مدرن ایران پیشنهاد داد. سه شعر اخیر شما، از چنین مسیر پرتلاطمی گذر کرده و به ساحل امن رسیده‌اند. سرودن شعر کوتاه، دشوار است؛ سرودن شعر کوتاه موفق، بسیار دشوارتر. مهم‌ترین مسئله، تزریق «حرکت و سکون» است به این نوع شعر، که مثل «کُد مورس» عمل می‌کند یعنی در تعامل با کلمات اندکی که شاعر در اختیار دارد، «تولید زیرگفتار» می‌کند اما واقعیت امر آن است که در تقابل دو نگره آفرینش «شعر چند صدایی» و «شعر چند حسی» در رزمگاه شعر کوتاه، پیروزی از آنِ «شعر چند حسی»ست شعری که قادر به همراهی با احساسات گوناگون مخاطبان در لحظاتی متفاوت باشد از این نظر، می‌توان شعر کوتاه مدرن را از لحاظ شگردی، حدِ واسط «رباعی» و «دوبیتی» قدمایی دانست. اهمیت ضربه‌ی پایانی در «شعر کوتاه مدرن» به همان اندازه است که در «داستان بسیار کوتاه مدرن». اینکه شما بتوانید در سه یا چهار سطر کوتاه، مخاطب را در موقعیتی قرار دهید که احساس «زمان تقویمی» را از یاد ببرد و احساس «زمان محبوس در روایت» از «یک روز» تا «یک سال» تا «ده سال» از عمر خود را به کف آورد، یک پیروزی‌ست. همیشه پیروز باشید.

منتقد : یزدان سلحشور

یزدان سلحشور متولد 13 آذر 47 در رشت. شاعر، نویسنده، منتقد[ادبی-سینمایی]،مدرس، ویراستار،روزنامه‌نگار داور دو دوره جایزه جلال آل‌احمد و دو دوره جشنواره شعر فجر و جوایز ادبی دیگر از جمله جایزه نیاوران



دیدگاه ها - ۱
علی محمودی » دوشنبه 28 مهر 1399
با سلام و‌درود به منتقد گرامی و سپاس از نقد خوبتان.زنده باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.