دل سروده




عنوان مجموعه اشعار : دلسروده هایی تحت ِ قالب ِ دوبیتی
شاعر : مهدی عرفانیان


عنوان شعر اول : قاسم ِ دل
تَبارُم از سُلیمان جاوِدوُنه
به دور از تَرس ِ دُشمن در زَموُنه
چورُستم ، قاسم ِ دل ، قاسم ِ دل
زمین و آسِمُونُم پَهلِوُنه
مهدی عرفانیان

عنوان شعر دوم : رفیق ِ دلنواز
دل ِ مُو غمگسارش جاودانه
رفیق ِ دلنَوازَش شادمانه
بِسازُم چَنگی ازجِنس ِ شقایق
زَنُم از بَهر ِ عِشقُم غمگنانه
مهدی عرفانیان

عنوان شعر سوم : کعبه ی دِل
دل ِ مُو را به حق تو آفریدی
بَرایُم لحظه ی زیبا خَریدی
نَمازُم جِنس آفتُوکَعبه ی دل
به دوُر ِوعده و قول ونَویدی
مهدی عرفانیان
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به سه دوبیتی از شاعر ارجمند جناب مهدی عرفانیان که پیش‌تر نیز در مورد سروده‌های ایشان یادداشتی در این پایگاه نوشته‌ام.
جناب عرفانیان عزیز، مشخص است که شما سابقه سرودن بالایی دارید، این سابقه گاهی مضر هم هست، چون انسان در هر قالب و تخصصی وقتی الگوها و چهارچوب‌هایی برای خود ایجاد می‌کند در بیشتر مواقع نمی‌تواند از چهارچوب‌های که خود ساخته خارج شود، انگار ما خودمان برای خودمان قفسی می‌سازیم و پیرامون را از خود دریغ می‌کنیم. به باور من شما هم در این آثار و هم آثاری که نوبت پیش در خصوص‌شان یادداشت نوشته‌ام این چهارچوب را برای خود ساخته‌اید.
بیایید ابتدا کمی در مورد قالب صحبت کنیم، دوبیتی قالبی پر قدمت اما کم اقبال در ادبیات فارسی‌ست، این کم اقبال بودن به آن معنا نیست که شاعران کمی دوبیتی سروده‌اند، اما جز دو یا سه نفر هیچ شاعر به نامی در ادبیات فارسی را با دوبیتی‌هایش نمی‌شناسند، همان دو سه نفر را هم از حیث ویژگی و توانمندی شعری در جنبه‌های جدی مثال نمی‌زنند. باباطاهر و فایز قله‌های دوبیتی شناخته می‌شوند که هر دو دارای ویژگی‌های مشترکی هستند، اگر شاعران دیگری هم دوبیتی سروده‌اند بعضی در حاشیه آثار دیگرشان قرار گرفته و توجه جدی به آن‌ها نشده، اینکه برای شعر امروز این قالب چه آورده‌ای می‌تواند داشته باشد سوالی‌ست که بی‌‎شک پاسخش در گروه احیای این قالب با نوآوری‌های ویژه است، نکته‌ای که دست کم در این چند اثری که از شما مطالعه کرده‌ام به چشم نمی‌آید.
عنوان مجموعه شعرتان را دل سروده‌ها نامیده‌اید و من از همین نقطه شروع می‌کنم، وقتی می‌گوییم دل سروده یا دل‌نوشته انگار می‌خواهیم به مخاطب این مفهوم را انتقال دهیم که با آثاری جدی مواجه نیستیم، مثلا حرف دل است و ادعایی در جدی بودن این آثار نیست، در حالی که این نامگذاری اشتباه کمکی هم به درک مخاطب نخواهد کرد.
در هر سه دوبیتی شما تلاش برای محاوره و بومی شدن شعر به شکل تصنعی وجود دارد، یعنی شما تلاش کرده‌اید فارسی معیار را بشکنید و از کلمات فارسی معیار کلمات محاوره آن هم به این شکل ویژه به وجود آورید، قطعا دوبیتی‌های باباطاهر را خوانده‌اید، لهجه باباطاهر همان است که می‌‎نویسد، بابت همین کلمات را تغییر نمی‌‎دهد، وقتی از "بی" به جای"بود" استفاده می‌کند صورت محاوره‌ای از بود نساخته بلکه مطابق لهجه و تغییرات زبانی واقعی پیش رفته است.
تَبارُم از سُلیمان جاوِدوُنه
به دور از تَرس ِ دُشمن در زَموُنه
چورُستم ، قاسم ِ دل ، قاسم ِ دل
زمین و آسِمُونُم پَهلِوُنه
معنای دوبیتی قابل درک است اما در پرداخت بسیار دارای ایراد است، دقت کنید شما گفته‌اید تبارم از سلیمان جاودان است، اگر همین را معیار هم می‌گفته‌اید باور کنید اتفاق دیگری نمی‌افتاد. این شکستن زبان وقتی صمیمت می‌آورد که آغشته به تصنع نباشد. خود مصراع هم معنای کاملی ندارد، یعنی تبار با وجود سلیمان جاودان است؟ تبار مفهومی کلی‌تر و البته گسترده‌تر دارد، بیت دوم هم ضعف معنایی دارد، زمین و آسمانم پهلوان است دچار ضعف در پرداخت است مضافا اینکه ارتباط کاملی هم با مصرع سوم ندارد.
دل ِ مُو غمگسارش جاودانه
رفیق ِ دلنَوازَش شادمانه
بِسازُم چَنگی ازجِنس ِ شقایق
زَنُم از بَهر ِ عِشقُم غمگنانه
قافیه در این دوبیتی دچار ایراد است، شما "انه" را که یک پسوند است سه بار تکرار کرده‌اید در حالی که جاوید، شادمان و غمگین با هم قافیه نمی‌شوند، همانطور که گفتم زبان درست نیست، چرا که اگر می‌خواستید سراسر محاوره بودن را رعایت کنید باید جاودان را مثل دوبیتی اول جاودون می‌آوردید. این دوگانگی و ضعف زبانی به شعر شما ضربه زده است. حرفی هم که زده‌اید حرف تازه‌ای نیست، باباطاهر می‌گوید بسازم خنجری نیشش ز فولاد... و کشف معنایی آن دوبیتی آن قدر محترم و درست است که علی رغم اینکه قرن‌ها پیش سروده شده هنوز مخاطب از آن کشف لذت می‌برد.
دل ِ مُو را به حق تو آفریدی
بَرایُم لحظه ی زیبا خَریدی
نَمازُم جِنس آفتُوکَعبه ی دل
به دوُر ِوعده و قول ونَویدی
ایراد زبانی در مصرع اول"را" باید"رو" باشد، نمی‌شود در یک اثر واحد زبان خود به خود تغییر کند. سایر ایرادات محتوایی نیز به مانند دو شعر اول به این شعر وارد است، در مجموع تصور می‌کنم باید قدری در مضمون یابی و رعایت انسجام زبانی دقت بیشتری داشته باشید.

با آرزوی توفیق

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
مهدی عرفانیان » یکشنبه 27 مهر 1399
با تشکر فراوان جناب آقای سلیمانی منتقدشعر فرهیخته ام باشد که دراین مسیر مطابق راهنمایی های شما گام بردارم هرچند کوچک التماس دعا قلم سبزتان مانا .

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.