خواب از سر شب




عنوان مجموعه اشعار : درِ باغ زرد
شاعر : آزاده عبدی فرد


عنوان شعر اول : ۱

کز کرده، خسته، سردم و انگار نیمه کور
(از سوز زخمِ کاری این اشک های شور)

اینجا بمان! حضورِ دگرگون ثانیه!
حالا تو مانده اي و من از مانده هاي دور

شايد هنوز فرصت دیدار صبح هست!
شاید سحر رسیده به در! منتظر، صبور

شايد براي صورت مشتاق آینه
انصاف نيست تيرگي از سهم گرم نور

شايد بس است سیطره ی محض پرده ها
تا باز رنگ حادثه از من كند عبور



شهریور ۹۶

عنوان شعر دوم : ۲

وقتي كه سربازانِ نسلِ سايه خوابند،
قبل از زماني‌كه سياهي‌ها بيايند،

از پشتِ قابِ نقره‌اي مي يابمت باز
قدري نگاهت مي‌كنم با اشك و لبخند

*
من با توام! تصويرِ غمگينِ شكسته!
اين آشنايي از ازل خورده‌ست پيوند!

گفتند شيرين است مشقِ عشق اما...
مكتوب‌هاي قلبِ تو بسيار تلخند

*
برخيز و از آيينه‌ها با من سفر كن!
چون در تمامِ قصه‌ها اينگونه گفتند:

اين خوابِ ممتد مي‌پرد باز از سر شب
وقتي خدا بر "روشني" خورده ست سوگند

فروردین ۹۱

عنوان شعر سوم : ۳
از غليان ِ گرم ِ خون، در تپشي كليشه اي
رنگ نمي پذيرد اين صورتِ سردِ شيشه اي

دست بكش به آينه! پشت غبار را ببين!
تو هرچقدر گم شده، حقيقتِ هميشه اي

حقيقتي كه مي رود دوباره پشتِ پرده ها
چرا كه مثلِ پنجره، تو هم نقاب-پيشه اي

مرگِ درخت آرزو،‌ درست پشتِ پنجره
حلِ مسائلِ حيات، با ضربات ريشه اي!

نكن بهانه خاك را! طعنه به فصل ها نزن!
درخت مردني نبود؛ خودت شبيه تيشه اي!

مرداد ۹۰
نقد این شعر از : حسین جلال‌پور


حسین جلال‌پور:
سه شعر از خانم آزاده عبدی‌فرد پیشِ روی ماست که بین سال‌های 90 تا 96 سروده شده‌اند. اگر این شعرها را برگزیده‌ی شعرهای ایشان از ابن سال‌ها بدانیم می‌توانیم بررسی کنیم و ببینم ایشان در این مدت شش‌ساله چه کرده است.
قبل از وارد شدن به این بحث، با توجه به شعرهای ایشان، فرصت و موقعیتِ خوبی‌ست که درباره‌ی قافیه‌ی یکی از شعرها و وزن در شعر دیگرشان مطالبی را یادآوری کنیم:
شعر دوم با این مصراع آغاز می‌شود: وقتی که سربازان نسل سایه خوابند و شاعر آن را این‌گونه ادامه می‌دهد: قبل از زمانی که سیاهی‌ها بیایند. کلمات انتخابیِ شاعر برای قافیه «خواب» و «بیا» هستند. این دو کلمه با هم هم‌قافیه نیستند. اگر شاعر کلماتی نظیر لبخند و سوگند را که در همین شعر هستند در یکی از این دو مصراع می‌گذاشت پذیرفتنی بود ولی حالا هیچ‌یک از این دو کلمه با هم قافیه نیستند. در این غرلِ شش‌بیتی تلخ‌اند (= تلخ هستند) و گفتند هم در جایگاه قافیه آمده‌اند و به این صورت مشکل قافیه‌ی شعر را بیش‌تر هم کرده‌اند. در چنین شعری شاعر نهایتاْ می‌تواند یکی از این گونه‌ کلمه‌ها را بگذارد در شعر.
اما وزن!
شعر سوم با وزن مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن شروع می‌شود. با توجه به وجود قاعده‌ی قلب در عروض فارسی امکان آن هست که مفتعلن تبدیل شود به مفاعلن؛ همان‌گونه که شاعر در مصراعِ «حقیقتی که می‌رود دوباره پشت پرده‌ها» و مصراعِ «چرا که مثل پنجره تو هم نقاب‌پیشه‌‌ای» همین کار را کرده است. می‌بینید که در چنین شرایطی وزن مصراع می‌شود مفاعلن مفاعلن مفاعلن مفاعلن. این قابلیت (تبدیل مفتعلن به مفاعلن) وزن مصراع را می‌رساند به تکرار یک رکن ثابت که در این‌جا «مفاعلن» است. ما می‌دانیم که وزن دوری از تکرار یک رکن درست نمی‌شود. و نمی‌توانیم در میان مصراع هجای کشیده بگذاریم. کاری که شاعر به‌اشتباه در این مصراع انجام داده است: حلِّ مسائل حیات با ضربات تیشه‌ای
و نارواتر این‌که در این مصراع که دقیقاْ از چهار بار مفاعلن تشکیل شده هم مصراع را دو تکّه کرده و در میانه‌ی آن هجای کشیده گذاشته است: درخت مردنی نبود خودت شبیه تیشه‌‌ای.
از این موارد که بگذریم در پاره‌ای مواقع ایرادهای دیگری هم در شعرها راه پیدا کرده؛ ایرادی مثل ورود نوع فعل از زبان گفتار به زبان رسمی: چون در تمام قصّه‌ها این‌گونه گفتند که (فارغ‌ از وزن و قافیه) گفتند باید باشد «گفته‌اند». یا «نیست» در بیتِ چهارم شعرِ اول: «شاید برای صورت مشتاق آینه / انصاف نیست تیرگی از سهم گرم نور» با وجود شاید در مصراع اول نیست را باید نباشد بکنیم.
شاعر در ابتدای شعر می‌گوید «کز کرده، خسته، سردم و انگار نیمه‌کور» و دلیلش را در مصراع بعد این‌گونه بیان می‌کند: از [به دلیلِ / واسطه‌ی] سوز زخمِ کاریِ این اشک‌های شور. هرچند پاره‌ای از این صفت‌ها نمی‌توانند منحصراْ معلول زخم کاری اشک‌های شور باشند ولی شاعر در ادامه از نیمه‌کور شدن در شعر توانسته کار بکشد. آیا شاعر که به‌ دلیل اشک‌های شور نیمه‌کور است نشانه‌هایش را در شعر گذاشته است؟ آری؛ آن‌جا که می‌گوید شاید هنوز فرصت دیدار صبح هست؛ و تمام مصراع‌های بعد و «شاید»هایش همین کار را می‌کنند. اگر شاعر در شعرهای دیگر هم بتواند از نشانه‌ها این‌گونه محافظت کند، البته با رفع ایراهای زبانی، شعرهای موفق‌تری به مخاطب عرضه خواهد کرد. ایرادهایی ریزی مانند قسم خوردن بر که حرف اضافه‌اش «به» است (در بیت آخر شعر دوم). یا توضیح‌دادن‌هایی با استفاده از کلماتی نظیرِ «چرا که» و... این گونه توضیحات شعر را از نشان دادن که وظیفه‌ی شعر است با گفتن مسائل که کار شعر نیست می‌کشد. نمونه‌ی دیگری از سهل‌انکاری‌های شاعر استفاده از اضافه‌هاست برای تصویرسازی مثل درخت آرزو. هرچند این‌گونه استفاده‌ها به‌ندرت در این شعر دیده می‌شوند و شاعر با مصراعی مثل «این خواب ممتد می‌پرد باز از سر شب» نشان می‌دهد قدرت تصویرسازی به‌شیوه‌ی امروزی را دارد.


ʝムℓムℓρσʊЯ

منتقد : حسین جلال‌پور

متولد ۱۳۵۵ در گناوه شاعر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.