حالا برویم سراغ جزئیات




عنوان مجموعه اشعار : کرونامه
شاعر : خلیل الله باقی زاده


عنوان شعر اول : کرونا
به استقبال از سروده ی مصطفی مشایخی:

(وقتی بناست با کرونا زندگی کنیم
یعنی درامتداد بلا زندگی کنیم)

دیگر بریده ایم، چه کابوس مهلکیست!
بايد میان خوف و رجا زندگی کنیم

این آتش فتاده به دنیا تلنگری است ،
شاید ، به یاد روز جزا زندگی کنیم!

جان را فدای صحت ما صد طبیب کرد
تا ما دراین میانه رها زندگی کنیم

سبک قدیم زندگی ما گذشته است
باید میان خاطره ها زندگی کنیم!

کار و تلاش مثل همیشه نیاز هست،
بااحتیاط ،جان شما! زندگی کنیم

وقتی خدانکرده به آن مبتلا شدیم
درخانه مان نشسته ،جدا زندگی کنیم

از پا نشسته ایم که با چشم پر ز اشک
با ذکر یا من اسمه دوا زندگی کنیم

با چهارده چراغ توسل به دستمان
یک عمربا امام رضا(ع) زندگی کنیم

با صبر وعقل و عشق و توکّل پس از نماز
بالحظه های سبز دعا زندگی کنیم

هرچند غرق معصیت و جرمِ بی شمار،
در انتظار عفو وعطا زندگی کنیم

از بحر پرتلاطم وطوفان توان گذشت
تا با امید لطف خدا زندگی کنیم

رحمی به حال و روز من وتوخدا کند
تا بعدازین به صلح وصفا زندگی کنیم!

خلیل الله باقی زاده کوهبنانی

عنوان شعر دوم : سنگ مزار
هم گره در کار من این روزگار انداختی
هم به جان ای یار جانی نیش مار انداختی

من یقین دارم که ای گیسو کمندم پیش از این
با کمند گیسویت صدها سوار انداختی

زیر گوشم از محبت نرم نجوا کردی و
بند عشقت را به پایم آشکار انداختی

این منِ آزادِ از بند جهان کهنه را
با مهار زلف خود در صد مهار انداختی

سالها بیتی نگفتم من ولی با عشوه ای
طبع شعرم را عزیز من،به کار انداختی

غرق در دریای عشقت بودم اما نازنین
یحتمل شوری به جان بی قرار انداختی

تا لب چشمه مرا لب تشنه بردی بعد از آن
بی رمق با حالت زار و نزار انداختی

در نبردی سخت بین دین و دل بودی ،ولی
شرع را،درگوشه ای دیوانه وار انداختی

ناگهان رفتی، دلم بدجور دارد شور تو
قول هایی را که دادی در کنار انداختی

با نگاهت کُشتی و خاکم نمودی بعد از آن
روی خاکم از غرض سنگ مزار انداختی
خلیل الله باقی زاده کوهبنانی

عنوان شعر سوم : نقیضه به استقبال ازعمادخراسانی غم يار


خویش در چنگ غمت، باز رها خواهم کرد

(گره از کار دل خون شده وا خواهم کرد)

در دلت نیست نشانی ز وفا باز ولی

گر کند عمر وفا با تو وفا خواهم کرد

پای گل بوده ام عمری که چنین خار شدم

زخم دل با می عشق تو دوا خواهم کرد

بسکه عادت به وفا کرده، دل خون شده‌ام

چه بگویم که از این بیش چه‌ها خواهم کرد!

شکوه زآیین بدت پیش خدا کی بکنم!
بهر آرامشت ای دوست دعا خواهم کرد

(تاقلم درکف من تیشه فرهادبود)
(بیستون جای دماوند بناخواهم کرد)

حرف من با تو همان است که اول گفتم:
هرچه دارم سر عشق تو فدا خواهم کرد 

خلیل الله باقی زاده
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
قبل از اینکه آثار ارسالی شما را بخوانم، رفتم و سه نقد قبلی‌ام را که بر آثار شما نوشته بودم، دوباره خواندم تا دقیق‌تر یادم بیاید که دربارۀ چه چیزهایی حرف زده بودیم. بعد آمدم و آثار ارسالی این نوبت را خواندم و خیلی خوشحال شدم. ارتقای سطح کیفی آثار دوستان حتماً ما را خوشحال می‌کند. عناوین یادداشت‌های قبلی‌ام «موقع نقد کردن مهربان‌تر باشیم!»، «بی‌دقتی به ساحتِ اوزان قشنگ نیست!» و «وسواس همیشه هم بد نیست!» بود و جالب اینکه مشکلاتی را که قبلاً به آن‌ها اشاره کرده بودیم، دیگر در آثارتان نمی‌بینیم. مهربان‌تر نقد کرده بودید، مشکل وزنی خاصی نداشتید و مشخص بود که زمان، اندیشه و تجربۀ بیشتری خرجِ این آثار کرده‌اید. چقدر خوب است که گاهی کمیت آثار را فدای کیفیت آن‌ها کنیم؛ نکته‌ای که قبلاً هم به آن اشاره کرده بودیم. آثاری که این بار فرستاده‌اید روان‌تر، دلنشین‌تر و خواندنی‌تر هستند و جای تبریک دارد. حالا برویم به جزئیات آثار بپردازیم.
بعضی از اشعار قافیه‌های سختی دارند و سختیِ قافیه دست و پای شاعر را می‌بندد و او را به زحمت می‌اندازد. در این اشعار، به دلیل اینکه جور کردن قافیه سخت است، امکان دارد بعضی از ابیات با قافیه‌های ضعیفی نوشته شوند و خوب نتوانند مضمون را منتقل کنند. چارۀ این مشکل دقت و تجربۀ شاعر است. گاهی هم قافیه‌های خیلی آسان مشکل‌ساز می‌شوند. قافیه‌هایی که به الف یا «ار» ختم می‌شود (از قضا هر دو مورد در آثاری که این دفعه فرستاده‌اید، دیده می‌شود) جزء قافیه‌های آسان است. فراوانی قافیه گاهی شاعر را وسوسه می‌کند که هی بنویسد و هی بنویسد. این نوشتن گاهی به اطناب می‌رسد و ابیاتی را خلق می‌کند که بود و نبودشان فرق خاصی ندارد. چارۀ این مشکل هم این است که بعد از نوشتن شعر، آن را با دقت بیشتری بخوانیم و ابیاتی را که کار خاصی نکرده‌اند و حرف خاصی نزده‌اند، حرفی تکراری زده‌اند یا هنرمندی و نمک کمتری دارند حذف کنیم. پس از این حذف‌کردن‌ها، شعری قوی‌تر و بانمک‌تر خواهیم داشت. نسبت به آثار قبلی‌تان، ابیات تکراری و اضافۀ کمتری دیدیم اما شاید هنوز هم جا داشته باشد که شعر را بچلانید!
حالا که دربارۀ قافیه گفتیم، کمی هم دربارۀ ردیف حرف بزنیم. هر واژه‌ای در شعر می‌تواند ضعیف یا قدرتمند ظاهر شود و با قدرتی که بعضی از واژه‌ها دارند، سرنوشت یک شعر تغییر می‌کند. در این شرایط انصاف این است که به‌سادگی از ردیف در نشویم و به کلماتی که در هر بیت تکرار می‌شوند، بیشتر دقت کنیم. خصوصاً وقتی که ردیف عبارت یا ترکیبی از چند کلمه باشد. یکی از روش‌های امتحان کردن ردیف آن است که جایش ردیف دیگری بگذارید، ببینید چطور می‌شود! در واقع در شعر هر کلمه‌ای که جایگزین نداشته باشد، بهترین انتخاب است. این موضوع شامل ردیف هم می‌شود. در شعر اول شما تعداد ابیات کمی هستند که با ردیف، حسابی جوش خورده باشند. مثلاً «زندگی کنیم» را بردارید و به جایش «عاشقی کنیم» بگذارید و دوباره شعر را بخوانید. می‌بینید که خیلی از ابیات قشنگ‌تر می‌شوند. ببینید «در خانه‌مان نشسته، جدا عاشقی کنیم» چه نمک خوبی پیدا می‌کند! در واقع ابیات کمی هستند که از نظر مضمون به «زندگی کنیم» نیاز داشتند. باید سعی کنیم از ظرفیت ردیف بیشتر استفاده کنیم و پیوند معنایی قوی‌تری بین ردیف و مضمون بیت ایجاد کنیم.
هنگام استفاده از کلمات و تعابیری که از زبان دیگری آمده‌اند یا تعابیر فارسی و اصطلاحات و مَثل‌ها باید حواسمان باشد تا جایی که می‌شود آن‌ها را به‌هم‌نریزیم و درست بنویسیم؛ مگر اینکه از به‌هم‌ریختن آن هدف خاصی داشته باشیم. در شعر اولتان دعای «یا مَنْ اِسْمُهُ دَوآء» را آورده‎‌اید اما برای اینکه وزن درست شود باید «ه» را بیندازیم و «یا مَنْ اِسْمُ دوا» بخوانیم. اگر مخاطب به وزن شعر مسلط باشد، حذف آن هجا را ناتوانی شاعر در جا دادن عبارت می‌پندارد و اگر به وزن مسلط نباشد «ه» را می‌خواند و کار خراب می‌شود!
در بعضی از ابیات می‌توانید از فکاهه و طنز بیشتر کمک بگیرید. مثلاً در بیت امام رضا(ع) می‌توانید این مضمون را بیاورید که چون در ایام کرونا امکان سفر به خارج از کشور نیست، فقط با امام رضا (ع) زندگی کنیم. این‌طوری از ظرفیت «کرونا» هم بیشتر استفاده کرده‌اید! البته این فقط یک مثال دم‌دستی بود که منظورم را برسانم. با تفکر و شیطنت بیشتر، می‌توانیم نمک بیشتری در ابیات مختلف بریزیم.
زبان نوشته‌هایتان هم بهتر از قبل بود گرچه باز هم می‌تواند بهتر شود! خصوصاً در زمینۀ جابه‌جا نکردن ارکان جمله. زبان اثر اول نسبت به آثار دیگر روان‌تر و امروزی‌تر بود. در آثار دوم و سوم با کمی دقت بیشتر و انتخاب واژگان مناسب‌تر، می‌توانید زبان بهتری را به مخاطب تحویل بدهید. حرف از انتخاب واژه شد، لازم دیدم دوباره قدرت کلمات را یادآوری کنم. همان حرفی که دربارۀ ردیف گفتم. هنگام ویرایش شعر، ببینید برای کدام کلمات یا عبارات جایگزین بهتری هست. مثلاً در بیت «سال‌ها بیتی نگفتم من ولی با عشوه‌ای/ طبع شعرم را عزیز من، به کار انداختی» با یک جابه‌جایی کوچک می‌توانستید «منِ» اول را حذف کنید؛ مثلاً «سال‌ها بیتی نگفتم منتها با عشوه‌ای». با توجه به زمان فعل، حتی «سال‌ها بیتی نمی‌گفتم ولی با عشوه‌ای» هم غلط نبود. البته باز هم می‌شود به گزینه‌های بهتری فکر کرد. انتهای مصرع «در دلت نیست نشانی ز وفا باز ولی» هم از آن جاهایی است که هم‌نشینی کلمات دلنشین نیست و مثلاً می‌شد «باز» را حذف کرد. باید مراقب کلماتِ وزن‌پرکن باشیم. در اثر اول چون زبان امروزی‌تر است، کلمات بهتر کنار هم نشسته‌اند و جملات روان‌ترند. حالا که تغییرات کلی خوبی در آثارتان داده‌اید، نوبت جزئیات است. منتظر خواندن آثار بهتر و قدرتمندتر شما هستیم.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۳
خلیل الله باقی زاده » 1 روز پیش
سلام مجدد ممنون ازلطف شما سعادتی است حتما استفاده میکنم باافتخار
خلیل الله باقی زاده » 5 روز پیش
سلام سپاس از محبت ونقدتان جناب احمدی سروده زیبای دوکاجتان راخوانده ام و ازبیان طنزتان نیز استفاده بردم سلامت وشاد باشید .
روح‌الله احمدی » 4 روز پیش
منتقد شعر
سلام. خواهش می‌کنم. من هم از مهربانی شما ممنونم. اگر اشتباه نکنم نقیضۀ دوکاج را هشت سال پیش نوشته بودم. با یادآوری شما لحظاتی رفتم به همان سال‌ها! آخرین طنزها و نوشته‌هایم را می‌توانید در سایت بلبل‌زبونی بخوانید. موفق باشید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.