گنگی حاصل از انتقال ناقص




عنوان مجموعه اشعار : ژاگرینا
شاعر : ادیب حیدربگی


عنوان شعر اول : حالا کو صدایی
رمیده دیگر ماه
در این حوضک بی مهرِ، مهرماه

کو عابری خوش خرام
در این قحطی دلدادگی

خونآبه می چکد از
ناودانیِ،نادانی ها

باران می آید
ولی
شرشر برخواستن نمی رسد
به بند تفهیم آدم ها

حالا
کو صدایی

کو
گوش شنوایی

کو رقصِ پروازِ پرستوها

بر تارک بی رنگ ، آسمان ها...

ادیب حیدربگی


عنوان شعر دوم : من شهری خاموشم
شب است و من آرام ندارم

انگار زمین در گردش مدارش
به ناخنی ساییده می شود

چیست این صدای زیر
پای گوش من

انگار کسی خواسته سوزنی روی صفحه ی گرامافونی بگذارد

صدای خش دار
نا مفهوم

هرچه هست مجابم کرده من شهری خاموشم

او ؛ روزی گریخته از من
در آن ورای این زمین گرد

غروب ها و سحرگاه
نزدیک ترین حالت نزدیکی ست به چاپار های خسته ات

آنها که نا معلوم دستخط تو را
برای جوانی مرده در انتهایی ترین وجودم دارند

امشب صفحه ای آواز مرضیه برایم بگذار

می خواهم زنی قجری
عاشقانه ترین شعر اندرونی دربار را برایم
در گوشه ی افشار و پریشان حالی
با حداکثر تحریری داودی
بخواند

امشب باید بخیر بگذرد

بخواب پشت پا زده ام

می خواهم بر سجاده ی متبرکم
به نام الهه ی عشق

خواب را در آغوش بگیرم
و
شیرین خوابی را
در سرم حل و فصل کنم....

ادیب حیدربگی


عنوان شعر سوم : بوسه
بوسه ;
برای همین روزهاست

وقتی دل و دماغی نمانده
برای
بوییدن گلی

رفتن به دیدار یاری
یا
ماندن در عزلتکده ی خود

بوسه بر یک عکسِ یادگاری هم
می شود

عاملِ حول حالنایی...

ادیب حیدربگی
نقد این شعر از : مهدی بهار
آنچه که در نگاهی ابتدایی به سه شعر ارسالی آقای ادیب حیدربیگی به ذهن می‌رسد،اول این است که نگاه خاصی به مسایل دارند.دوم اینکه وقتی شعرشان به بلندی می‌گراید رشته کلام چندشعبه شده و شعر دچار گسستگی تصویری می‌شود.
شعر کوتاه بهتر می‌تواند برای گفتن آنچه که درک می‌کنید به شما کمک کند.زمانی می‌توان دوستان شاعر را به سرایش اشعار بلند توصیه کرد که بتوانند تصاویر کوتاه را پرورش داده و بعد چند تصویر کوتاه و مستقل را در کنار هم چیده و به هم مرتبط کنند.و این نیازمند یک تدوین درست و اصولی ست.
نکته مهم دیگر که به چشم می‌خورد کم‌دقتی در انتخاب رویه‌ی درست واژگان است.تغییر واژه ناودان به ناودانی، و استفاده از کاف تصغیر برای حوض، در حالکیه برای حوض از "چه" استفاده می‌شود(حوضچه) نمونه‌هایی از این دست هستند. یا اینکه شاعر میخواسته شرشر باران را به خروش تفهیم!! آدمها شبیه کند؛ که این تلاش خام مانده و پلی بین این تصویر و مقصود شاعر نخورده است.
در شعر دوم نیز تصویر زمین در گردش مدارش که تشبیه شده به گرامافونی. ناخنی روی زمین کشیده می‌شود. مدار زمین، مداری‌ست که دور خورشید می‌چرخد و ناخنی اگر قرار باشد روی زمین کشیده شود،ربطی به گردش مدار پیدا نمی‌کند و این ارتباط تنها در گردش وضعی زمین می‌تواند تشابه پیدا کند. گردی و کروی بودن زمین هم ارتباط تصویری ضعیفی دارد با صفحه‌ی تخت مدور گرامافون. این‌ها نکات اشتراکی‌ست که باید حتما در تشبیه و استعاره‌های ما رعایت شوند.
به این قسمت دقت کنید:

او ؛ روزی گریخته از من
در آن ورای این زمین گرد

غروب ها و سحرگاه
نزدیک ترین حالت نزدیکی ست به چاپار های خسته ات.

در "آن ورای این زمین گرد" نقش ورا چیست؟ اگر منظور نقطه مقابل در سوی دیگر کره است،(که هست) ورا به معنی بالا و بالادست، واژه درستی برای این منظور نیست. نزدیک‌ترین حالت نزدیکی ترکیب دوپهلویی‌ست که از ایهام تبادر گذشته و مبدل به خود تبادر شده. و با خواندن آن منظور شاعر را متوجه نمی‌شوم اما مفهوم نزدیکی قطعا به ذهن می‌رسد.آن هم به چاپارهای خسته!!!!
با توجه به مثالهای آورده شده از دو شعر اول و دوم ضعف تالیف‌های متعددی در آنها به چشم می‌خورد که باعث گنگی و ضعف ارتباط با مخاطب می‌شود. که این ایراد حتما باید با مطالعه رفع شود تا شاعر بتواند به انتقال پیام خود نایل گردد.
ادیب حیدربیگی در نوشته سوم از این ضعف تالیف (که نتیجه‌ی تلاش برای شاعرانگی زبان توسط نویسنده است) رهاشده و ساده‌تر دست به قلم برده است. اما این سادگی و عدم وجود تصاویر و خیال‌انگیزی در متن باعث شده که این نوشته به نثری بسیار ساده بدل شود. ایده خوبی ست کارکرد و آرامبخشی بوسه را در نظر گرفتن. اما این ایده خام مانده و باعث حوِّل حالنا در نوشته نشده. شاعر میتوانست دلیلی بر قدغن شدن بوسه(بخاطر کرونا یا منع‌های دیگر) بیاورد و به ناچار به بوسه بر عکس پناه بیاورد. پیشنهاد می‌کنم که روی تصاویر ذهنی خود بیش از پیش دقت کنید و چندین بار تمام اجزای ان را بسنجید و ارتباط بین اجزا را دریابید. در این صورت است که می‌توانید به پختگی شاعرانه‌ای در نوشته‌های خود دست یابید.
با آرزوی موفقیت برای آقای ادیب حیدربیگی منتظر آثار بعدی شما در پایگاه نقد شعر هستیم.

منتقد : مهدی بهار

شاعر - ترانه سرا - نویسنده - پژوهشگر - منتقد ادبی و سینمایی- نمایشنامه - مشاور فیلنامه - خواننده - کارشناسی زبان و ادبیات پارسی سوابق تدریس: وزن و عروض و قافیه نقد ادبی در کانونهای ادبی سبک شناسی نظم و نثر موسیقی شعر صور ...



دیدگاه ها - ۱
ادیب حیدربگی » 4 روز پیش
درود بر شما، ،ممنونم برای نقد و بررسی خوب و پسندیده ی شما ،،،سرافراز بمانید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.