تخیل و بیان




عنوان مجموعه اشعار : -
شاعر : اسحق فتحی


عنوان شعر اول : ترکش خالی
بی خیال ترکش ها رفیق
تمام آنچه در ترکش مان مانده اسطوره های نیم بندی است که پر از تاولند
از بوی سیر و ماهی گندیده
شلمچه را قاب گرفته اند
بی آنکه آب از آب اروند تکان خورده باشد

عنوان شعر دوم : ترک تحصیل
از درز های نازک انگشت هات
زمستان می‌چکید و آب می‌شدم از ...
تیرگان لب‌هات
سایه‌ها طول کشید تا نزدیک غروب
روزهای زمستان کوتاه آمدندو ما ...
شبانه درس خواندیم

عنوان شعر سوم : خط پایان
:چیزی نمانده...
...هجوم خون به شریان ران
:طاقت بیار ...
...کشاکش عضلات در تراکم اسید لاکتیک
:دور آخر است...
...تنفس دردناک شش، در عرق ریزتقلای شانه ها
و می گریزد از گام هایت انگار خط پایان
در هیاهای مردمان کنار خط...برای گام های واپسین
سرپیچی از فرمان مغز
نمی گنجد، "ایستادن"
در شعور عقل
و آن که از خط گذشت... من نبود
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
سروده‌های پیش رو و نوع برخورد با بیان، فضا و موقعیت شاهدی است بر این‌که سراینده در زمینه‌ی ادبیات و سرودن کارورزی و مطالعه کرده است.
این نمود، در سروده‌ی اول و دوم بیشتر خودش را نشان می‌دهد اما در ارتباط با سروده ی سوم بایستی عنوان کرد که این متن از سطح توصیف و گزارش فراتر نمی رود و بروزی از تخیل و بیان شعری را در آن شاهد نیستیم.
شعر فشرده‌ترین و تأویل‌پذیرترین نوع بیان است بنابراین نمی‌توان پذیرفت که واژه‌ یا ترکیبی بدون این‌که نقشی کارا و مؤثر را در شعر به عهده بگیرد، به متن شعری تحمیل شود. ترکیب «اسطوره های نیم بند» در سطر «تمام آنچه در ترکش مان مانده اسطوره های نیم بندی است که پر از تاولند» ازاین‌دست است و استخدام آن از عینی‌گرایی کاسته و به کنشی توضیحی منجر شده است. درحالی‌که بدون این ترکیب، این سطر با کمی پردازش بیانی می‌توانست از کنشی استعاری و همسو با متن برخوردار باشد.
در ارتباط با سروده‌ی دوم ترکیب «تیرگان لب‌هات» با بافت بیانی متن غریبه است و سطر پایانی سروده «شبانه درس خواندیم» بدون این‌که محوری (اعم از محور معنایی یا محور تداعی) برای حضور در متن وجود داشته باشد، پرشی روایی را باعث شده و از انسجام متن کاسته است.

منتقد : مسعود میرقادری

- دبیر علمی یک دوره از همایش فصلی به ساعت اصفهان - عضو هیئت مؤسس کانون ادبی مهر - مشاور کانون ادبی قند پارسی دانشگاه اصفهان - داوری در جشنواره‌ی شعر قند پارسی دانشگاه اصفهان -داوری بخش شعر کلاسیک در جشنواره‌ی ادبی ماورا -همکاری با نشریه‌‌ی «صبح اندیشه»



دیدگاه ها - ۳
مسعود میرقادری » 3 روز پیش
منتقد شعر
درود بر شما، این ترکیب با بافت بیانی متن تناسب ندارد و باعث دوگانگی در نوع بیان شده است.
اسحق فتحی » 2 روز پیش
اوهوم ... متوجه شدم منظورتان را ... ممنونم جناب میرقادری
اسحق فتحی » 4 روز پیش
جناب استاد میرقادری راهنمایی های راهگشای شما را چراغ راه خواهم کرد و بسیار ممنونم از نقد و بررسی و خوانش نوشته هایم .... اما پرسشی دارم در مورد ترکیب "تیرگان لبها" به این اعتبار که تیرگان نام جشنی است که آغاز تابستان است و گرمای تیر ماه با لب میتواند متناسب باشد و از سویی در کنتراست با زمستان است در بند قبلی شعر، پرسش مشخص من این است که آن عدم تناسبی که فرمودید دقیقا" به چه چیزی اشاره دارد؟

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.