با ملاحظات عمیق عاطفی




عنوان مجموعه اشعار : برف هم رد پایت را نمی پوشاند
شاعر : حسن عامری


عنوان شعر اول : مترسک
چه تنهاست مترسک !
بعد از درو
در مزرعه .


عنوان شعر دوم : هورالعظیم
تمام کانال ها را
عوض می کنم
گوینده ها خبر از
حمله ی باران می دهند
سیل از صفحه ی تلویزیون بیرون می ریزد
لحظات پیش
بی بی سی از هور العظیم می گفت:
که چاه های نفتش
برای سیل شکلک در می آورند


عنوان شعر سوم : گل های عتیقه

در میدان شهر
ساعتم را به وقت آمدنت
می خوابانم
و کسی می آید
که رنگ ها
در چشمانش عبور می کنند
برای شانزده سالگی ام
تمام آب رنگ ها را
برای نامیدنت
تمام می کنم
و اکنون که
پیرمرد
کنار پنجره ی اتاق
گل های عتیقه می کارد
من ریل های قطار را برای برگشتنت
جابجا می کنم !
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
درود به جناب «حسن عامری...»
من به مجرد مرور همین سه متن حس می‌کنم با شاعری روبرو هستم که درک مناسبی از شعر و تمییز آن دارد. شاعری که عمیقاً با ملاحظاتی عاطفی می‌نویسد و همه‌ی آن چه که می‌بیند و حس می‌کند را با غنای عاطفه و احساس تلفیق می‌نماید. عاطفه و احساس می‌توانند به عنوان موتور محرکه‌ی متن، مخاطب را در فضای شعر وارد کنند و آن چه از آن به عنوان اندیشه یاد می‌شود را از مسیل همین رودخانه در دل و جان مخاطب حرکت دهند. آن چه که به عنوان پراکندگی سطرها در شعر امروز یافت می‌شود در شعر «حسن عامری» نیز به چشم می‌خورد. شاعر برای تقطیع سطرهای متن خود باید از الگویی بهره‌مند باشد که هم به برجسته‌سازی سطرها و کلمات و هم خوش‌منظر بودن متن کمک نماید. این که شاعر هر طور که بخواهد سطرها را بشکند و صرفاً به تطویل حجمی متن کمک کند کاری از پیش نخواهد رفت. اشتباه مرسومی است که شعر سپید را شعری بی‌چارچوب شکلی و مقررات سطری می‌دانند. هر گونه حرکتی در این شکل از شعر باید دلیلی داشته باشد و در ادامه اتفاقی را رقم بزند. این گونه است که این شعر مشحون اتفاقاتی است که نه تجربه‌های پیشین و گزاره‌های اکتسابی که خلاقیت‌های شاعر آن را رقم می‌زند و همین می‌تواند به عنوان ارزش‌افزوده‌ی شعر امروز محسوب شود. تقطیع، نقش ارزنده‌ای در انتقال معنی متن بازی می‌کند و ساده‌انگاری است که اگر بخواهیم در شعر از این ظرفیت موثر استفاده نکینم و علاوه بر آن به ماهیت آن نیز با بی‌توجهی به آن لطمه وارد کنیم. یک نمونه از شعر شاملو را ذکر می‌کنم و امیدوارم جناب عامری به همین حساسیت و توجه در شعرهای بعدی خود اقدام نماید:
شغالی
گَر
ماهِ بلند را دشنام گفت ــ
پیرانِشان مگر
نجات از بیماری را
تجویزی اینچنین فرموده بودند.
شاملو با جدا کردن واژه‌ی «گر» از سطر نخست و مستقل وارد کردن آن در متن شعر به برجسته‌سازی ناشی از ابهام در معنی که هم به عنوان خلاصه‌ی «اگر» و هم به معنای واژه‌ی «گر» به معنی نوعی بیماری کچلی صورت گرفته است چشم داشته است. همین اندک جابجایی توانسته است نام و نشانی بلند برای این شعر از شاملو رقم بزند. رویکردی که با واژه محوری و تلاش برای استخراج بیشترین معنی از کلمات در تفرد و هم‌نشینی به نتیجه منتهی شده است.
نکته‌ی دیگری که شاعر باید به آن بپردازد استدلال شاعرانه برای رویکردهای اشیاء و پدیده‌هاست بدین معنی که مثلاً اگر می‌گوییم: "چاه‌های نفت هورالعظیم برای سیل شکلک در می‌‌آورند" بتوانیم رابطه‌ای منطقی میان پدیده‌های مورد اشاره ایجاد کنیم که ختم به یک کلیت معنایی شاعرانه و معقول شود.
آن چه من به واسطه‌ی همین سه شعر می‌توانم توصیه کنم تاکید بر کوتاه‌نویسی و فشرده‌تر کردن متونی است که شاعر تراوشات ذهنی خود را با آن‌ها ابراز می کند. در شعر سوم به روشنی مشهود است که شاعر نتوانسته است هدایت‌گر سیلاب ذهنی خود باشد و جریان شعر او را بخود برده است و او نتوانسته است نقش مثبتی در مهار این سیل ایفاد کند. به شعر نخست توجه کنیم: با این که از سه سطر تشکیل شده است متن آن اما باز هم شاعر نتوانسته است صرفاً نیازهای متن را باقی بگذارد و دیگر عوارض را جراحی و حذف کند. بر ما روشن است که مترسک در مزرعه کارکرد دارد و ذکر مزرعه در شعری که از چند کلمه بیشتر تشکیل نشده است نوعی جفای در حق کشف شاعر است. به متن شما را ارجاع می‌دهم:
- چه تنهاست مترسک
بعد از درو
در مزرعه .
ذهن ما با رویت مترسک بلافاصله مزرعه را تداعی می‌کند و مطمئن است که این تنهایی در مزرعه در شُرف اتفاق است. بنابراین اگر قرار است که از واژه‌ی «مزرعه» استفاده کنیم باید به نحوی استفاده شود که ما را غافلگیر کند و معنایی متوسع تر از آن چه در ذهن خود داریم منعکس نماید.
آخرین نکته‌ای که در متن های «حسن عامری» باید با اهمیت بدان‌ ارجاع بدهم مولفه‌ی موسیقایی متن است که به ندرت در شعرها با آن مواجه شدم. برای درک موسیقی در متن از او می‌خواهم که پژوهش سزاوار دکتر شفیعی کدکنی به نام «موسیقی در شعر» و کتاب «موسیقی در شعر سپید» محمود فلکی را مطالعه کند. قطعاً چراغی پیش پای او خواهد بود.

منتقد : ارمغان بهداروند

دکتری زبان و ادبیات فارسی شاعر و روزنامه‌نگار است.



دیدگاه ها - ۱
حسن عامری » 6 روز پیش
با عرض سلام خدمت جناب آقای ارمغان بهداروند عزیز منتقد اندیشمند ممنونم از وقتی که صرف کردین و راهنمایی های دقیق و موشکافانه تان امید است با توجه به رهنمود هایتان بتر قلم بزنم ان شاالله با کمال تشکر از همراهیتان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.