آنِ مدت‌دار




عنوان مجموعه اشعار : شعر
شاعر : امین کنونی


عنوان شعر اول : رباعی
ما دست و دهان و روده ای در کاریم
از عطر خوش علوفه ها سرشاریم
از اسب سفید و دشت آزاد نگو
ما خانه ی اربابی خوبی داریم

عنوان شعر دوم : رباعی
از ترس به زیر چکمه ها آب شدیم
هرکس که نشست زیر اوتاب شدیم
هر بار که ماه کاملی بر شب زد
ما نقش پلنگان پتو خواب شدیم

عنوان شعر سوم : رباعی
با آهن افسرده دچارش کردند
در نکبت فاضلاب خوارش کردند
رودی که پر از آتش دریاها بود
در پیچ و خم لوله مهارش کردند
نقد این شعر از : مجتبا صادقی
در کوته‌سرایی که شامل طرح و هایکو و سپیدهای کوتاه و مفردات و دوبیتی و رباعی و سه‌گانی می‌شود آنچه باعث برجستگی‌ این شعرها، علیرغم کوتاهی ظاهری می‌شود «آنی» ست که محصول «مدت»هاست در واقع این آن شاعرانه ممکن است یا از طرف سراینده مدت‌ها برای گفتنش فکر شده باشد و یا از سوی خواننده، پس از خوانش مدتی درگیری ذهنی ایجاد کند؛ به این معنا، پس لزوماً هر شعر کوتاه نمی‌تواند به عنوان یک اثر حسی یا غیرحسیِ ناماندگار مورد عتاب قرار گیرد چون ممکن است، گاهی یک سطر خوب، کار یک کتاب خوب را بکند. به همین دلیل است که در هیچ جای ادبیات نیامده است که شعر بهتر است بلند باشد یا کوتاه، حتا می‌توان گفت، در باب ایجاز و عدم اطناب، توصیه‌های زیادی صورت گرفته است که بالعکس آن سابقه ندارد. یعنی هرگز کسی نیامده بگوید چرا این شعر به این خوبی، این قدر کوتاه است. کافی‌ست شما با همان کوتاه/نوشته‌‌ی خود یک حرکت بزرگ ذهنی ایجاد کنید و یا به قول حافظ «طرحی نو» در انداخته باشی.
از دوستان خوبی که به جدیت تمام وقت ادبی‌اش را صرف نوشتن شعرهای کوتاه، آن هم از جنس رباعی می‌کند یکی‌ش همین آقای «امین کنونی» می‌باشد که این چندمین دفعه است، رباعیات او را نقد می‌کنم، به نظرم از امینی که روز نخست خواند تا اینی که امروز برایم سه رباعی دیگر فرستاده است تفاوت بسیار زیادی وجود دارد، آن امین ناشی بود و ناپیوستگی معنا در شعرهایش و در سطرهای رباعی‌اش بسیار دیده می‌شد، گاه چهار سطرِ غیر متجانس را کنار هم می‌نشاند که هیچ تناسب عاطفی و کلماتیکی با یک‌دیگر نداشتند، اما امروز رباعیات او هم از حیث محتوا و هم به لحاظ ساخت شکلی محکم و متقن به خود گرفته است. چنان‌که به ویژه در رباعی‌های نقد قبلی‌اش که دوست دیگری آن‌ها را نقد کرده بود، آنقدر نکات تامل برانگیزی از ماشینیسم و مدنیت در شعرش دیدم که خاطرم را بسیار مشعوف گردانید. با این وصف سه رباعی امروز را با هم مرور می‌کنیم؛

رباعی اول:
از تاثیراتی که قافیه خوب در ضربه‌زنی انتهای رباعی نباید غافل باشیم، بسیاری از قوافی را داریم که به خاطر تعداد اندک هم‌قافیه نمی‌شود با آن‌ها غزل نوشت، در واقع تنگنای قافیه دارند. به نظرم در شعرهای امین کنونی جای قافیه‌های کم‌کاربرد و این‌چنینی خالی است، این مطلب را به این دلیل عرض کردم که قافیه این رباعی الف و را «آر» است که از قوافی بسیار باز پارسی‌ست، در جایی خواندم بیش از سیصد بیت می‌شود با این قافیه سرود. پس امین عزیز این مهم را در دستور کار رباعیات آتی بگذار
اما بعد؛ این رباعی متاسفانه چون نقطه‌ی اتکال ندارد و گرانی‌گاه آن مشخص نیست، چنگی به دل نمی‌زند، حتا می‌شود گفت بسیار اتصالات بین سطرها ضعیفند, «روده‌ای در کار» را نشنیده‌ام، گاو را دارید معرفی می‌کنید، خانه روستایی‌تان را جار می‌زنید؟ چیست ماجرای رباعی که منِ مخاطب حرفه‌ای نمی‌توانم آن را دریابم؟
ما خانه اربابی خوبی داریم هم ابدا ضربه‌ای ندارد، چون پیشا آمدنش، نیازمند شرحی در سطرهای قبلی بوده تا سطر چهارم بشود توپ‌خانه‌ی فعال…

رباعی دوم:
باز حکایت همان است چرا امین آقا!؟ چرا دوباره سطرهایت بدون هیچ ارتباطی به مخاطب عرضه می‌شود؟
از ترس زیر چکمه اب شدن/ زیر او تاب شدن (بسی مبتذل است این تصویر) و سطر بعد تالیف قدمایی دارد ان‌جا که گفته‌اید؛ ماه «بر» شب زد که درستش ماه به شب زد است و آن تالیف امروزی نیست. بحث پتوی پلنگ هم که ابدا نو نیست و چقدر ازش کار کشیده شده در شعرهای مختلف. و البته بازهم در سطر پایانی اثری از تلنگر و فشار و ضربه نیست، نمی‌دانم «پتو خواب شدن» دیگر چه صیغه‌ای‌ست. خلاصه که در این دو شعر تالیف و تصویر فدای نوآوری زبانی شده و متاسفانه نوآوری زبانی هم به کمال نرسیده است.

رباعی سوم:
و اما رسیدیم به یک رباعی ماشینی که بسیار بسیار تصویر درخشان و مدرنی را به خواننده‌ی امروزی‌اش ارائه می‌دهد، تنها ایرادش در سطر اول است که با را «به» باید می‌نوشت تا حرف ربط را درست به کار برده باشیم. امین عزیز، تو خوب می‌دانی که ارتباط وقتی اساسی برقرار شود و متن مورد پذیرش ادم‌های دور و برت قرار بگیرد، البته بدون توضیح خودت، ان‌گاه است که ستایش منتقد و شنونده را نیز در پی خواهد داشت. در این مجال سرایش، رباعی‌هایت را بهتر است به همین سمت بکشانی، اگر بتوانی رباعیات خود را در شکل ارائه و زبان به این سمت ببری، قطعا سبکی را برای شعرت ایجاد کرده‌ای که بعدتر به نامت ثبت خواهد شد. این مسیر، بی خواندن و مطالعه‌ی مدام، به سرانجام مطلوب نمی‌انجامد، دیدن فیلم‌های خوب هم تاثیر فراوانی در ایجاد خلاقیت دارد، پس این دو را جدی بگیر. توفیق دیر نیست، به تلاشت ادامه بده!

با ارادت و احترام
مجتبا صادقی

منتقد : مجتبا صادقی

شاعر، نویسنده و روزنامه نگار/ برگزیده کنگره‌ها و جشنواره‌های متعدد شعر/ داوری رقابت‌های ادبی، از دانش‌آموزی و دانشجوبی تا آزاد/ تالیف‌ مقالات و نقدهای متعدد در مطبوعات/ و....



دیدگاه ها - ۲
امین کنونی » 6 روز پیش
سلام استاد صادقی عزیز. سپاس از نقد دلسوزانه و مفیدتان. در رباعی اول به استعاره،افرادی را تقبیح کرده ام که منافعشان باعث شده است قدمی برای آزادی وآزادگی شان بر ندارند.
مجتبا صادقی » 6 روز پیش
منتقد شعر
درود امین عزیز پس اشکال از فرستنده است که نتوانسته خوب این محتوا را به مخاطب عرضه نماید. همیشه باید از زاویه دید تماشاچی، تصویر را دید، این‌که من در ذهنم متنی را دارم که مخاطب نتوانسته به آن دست یابد یعنی ایراد از نوع ارائه است. امید که در شعرهای بعد توجه‌تان به این ماجرا هم معطوف باشد.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.