حلقه‌های بدیعِ اتصال




عنوان مجموعه اشعار : برف هم رد پایت را نمی پوشاند
شاعر : حسن عامری


عنوان شعر اول : درخت
درختی
کنار رودخانه ام
به دریا
نمی رسم !


عنوان شعر دوم : گریه

دریا کوچک تر از آن است
که در فنجان مان نگنجد
نهنگ هایی را در آن ببین
که به خواب رفته اند
سال هاست در ساحل نشسته ای
و مرا نمک می زنی
تکه هایم را
در یخچال خانه ات پنهان می کنی
هزاران سال بعد فسیل هایم سوار بر نهنگ ها
از راه می رسند
و پشت میز شام
پیازی را پوست می گیرند
که همه را به گریه می اندازد



عنوان شعر سوم : تو
من
جهان را
با دو حرف می نویسم
تو !
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
دربارۀ شعر اول و سوم، در اینکه هرچه در رودخانه و کنار رودخانه وجود دارد غیر از آب و موجودات زندۀ شناگر، اعم از سنگ‌ها و صخره‌ها و درخت‌ها و گیاهان و... به دریا نمی‌ریزند، و در اینکه کلمۀ «تو» دو حرف دارد، البته کشف و کرامتی نیست که بخواهیم یا بشود به آن‌ها پرداخت. امّا شعر دوم را از منظری خاص می‌توان بررسی کرد:
اساس شکل‌گیریِ ساختاریِ شعر دوم بر پایۀ نوع خاصی از تناسب است، و تناسب، وجود نوعی نظم یا توافق و هماهنگی است میان چند چیز. انسان از هر نوع نظم و تناسب لذت می‌برد و برعکس، پراکندگی و ناهماهنگی را خوش نمی‌دارد. به‌ همین دلیل است که ذهن انسان پیوسته در پی یافتن یا ایجاد رابطه و نسبت و هماهنگی میان پدیده‌هاست. و تناسب، مهم‌ترین شیوۀ ایجاد یا دریافت نظم و رابطه میان پدیده‌هاست و در آن، وحدتی میان اجزای پراکنده، ایجاد یا دریافت می‌شود و به‌عبارت دیگر تناسب، کثرت و تفرّق را به وحدت می‌رساند.
یکی از ترفندهایی که زیباییِ آن ناشی از تناسب و هماهنگی است، صنعت مراعات‌النظیر است و آن، آوردن واژه‌هایی است در سخن که یا ازنظر معنی هم‌جنس باشند، مانند «گل و سبزه» یا ازنظر مجاورت، مانند «گل و بلبل». درواقع در این روشِ ایجاد تناسب در کلام، نظایر واژگان مراعات می‌شود؛ نظایری که یادآور اتحادی میان اجزای گوناگون امّا متناسب‌اند.
در این صنعت، باهم‌آیی واژگان، مجموعه‌ای از تناسبات معنایی را می‌آفریند که ذهن مخاطب از درک و دریافتِ ارتباط و تناسب میان اجزای آن لذت می‌برد؛ تناسباتی که البته در ادبیات قدیمِ ما حالت سنگواره‌ای به خود گرفته و متحجّر شده‌اند و دیگر نوعی کلیشه است که هرجا «گل» آمد، «بلبل» هم بیاید و هرجا «شمع» آمد، «پروانه» هم حاضر شود. امّا باید توجه داشت که «تناسب»، و از مشخص‌ترین زیرشاخه‌های آن «مراعات‌النظیر»، از مهم‌ترین عوامل در تشکّل و استحکام فرم درونی شعر امروز است، و به‌ویژه در شاخۀ شعر سپید، «مراعات‌النظیر» از مرسوم‌ترین شیوه‌های ساخت‌بخشی به اثر محسوب می‌شود که با تغییرشکل از محور افقی در زیبایی‌شناسی شعر قدیم به محور عمودی در زیبایی‌شناسی شعر امروز، نقشی مهم در انسجام طولی شعر ایفا می‌کند.
در شعر دوم آقای عامری هم می‌بینیم که چند خوشۀ واژگانی، منجر به ساخت‌ بخشیدن به شعر شده‌اند: (دریا ـ نهنگ ـ ساحل ـ فسیل ـ نمک)، (نمک ـ آشپزخانه ـ یخچال ـ میز شام ـ پیاز)، (پیاز، گریه)، و [گریه ـ آب].
درواقع شاعر از چند حلقۀ واژگانی استفاده کرده، و در هر حلقه، واژه‌ای را به‌عنوانِ گیرۀ اتصال به حلقۀ بعدی قرار داده؛ چنان‌که در حلقۀ اول، همۀ عناصر واژگانی، مربوط به دریا و پیرامون آن هستند و نمک نیز به‌واسطۀ شور بودن آب دریا، در این حلقه کارایی دارد. آنگاه همین «نمک»، یکی از عناصر حلقۀ بعدی است که لوازم آشپزخانه را دربر دارد، و در این حلقه، کلمۀ «پیاز»، گیرۀ اتصال به حلقۀ بعدی می‌شود و در کنار «گریه» می‌نشیند، و آنگاه به خاطر می‌آوریم که فضای کلیِ شعر، مربوط به «آب» است که میان «گریه» و «دریا» مشترک است.
به‌جرئت می‎توانم بگویم که در میان اشعارِ سپیدِ متکی بر ساختار مراعات‌النظیر، در اثر آقای عامری، یکی از هوشمندانه‌ترین برخوردها را با این صنعت ادبی دیده‌ام، امّا متأسفانه باید یادآور شوم که کاربرد هوشمندانۀ یک صنعت ادبی، برای شعر شدن یک اثر کافی نیست و این اثر می‌توانست بسیار شاعرانه‌تر، و شعرتر از این باشد که هست.

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۱
حسن عامری » 8 روز پیش
با عرض سلام و سپاس خدمت سرکار خانم دکتر کردبچه ممنون از صرف وقت و اندیشه ی عمیقتان با کمال تشکر امیدوارم در نوشته های بعدی با توجه به نظرات شما منتقد گرامی آثار بهتری ارایه کنم ان شاالله حسن عامری

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.