چون مشکلات وزنی در شعرتان زیاد است




عنوان مجموعه اشعار : يك غزل
شاعر : رامين ميرزايى


عنوان شعر اول : آبان

من مانده ام بى آواز سكوت از آن من بود
پر گشودم ز عشقت سقوط از آن من بود
از آن نوا كه دارى هر كه شنيده خوش بود
كافر به آن نوا ام هبوط از آن من بود
عشق بر تو نهان است معنى آن در هجرت
از اين حجاب دورى اوروت از آن من بود
آبان دل شكسته ام جمع خزان و خونم
از صلح من با عشقت باروت از آن من بود


عنوان شعر دوم : يك ترانه
افتادم از ابر سياه
تا مهمون دريا شدم
غرق چى شدم خودم ؟
گورستون كيا شدم؟
ماهى ميچرخه تو تنم
فرياد كشيد حباب شدم
تو ذهن كدوم دريا زده
كابوسى از سراب شدم
من كى بودم من كى شدم
ابرى كه دريا شد منم ؟
تو آسمون بودم الان
ماهى ميچرخه تو تنم
انقدر چرخيد تو دلم
عاشق اون ماهى شدم
خورشيد يهو ضربشو زد
به سمت ابر راهى شدم
خيلى غرقم بودش ولى
من خيلى دير يه يار شدم
تازه داشت منو دريا ميديد
من خيلى زود بخار شدم
من كى بودم من كى شدم
دريايى كه ابر شد منم
با اين كه تو آسمونام
ماهى ميچرخه تو تنم

عنوان شعر سوم : يك شعر
من در خون جارى تو جوشيدم دل
از آن است كه من لاله ى خونين شدم
گفتم كه مرا آورده اى تا برم گرداني
گفت رو شانه ى دنيا بار سنگين شدم
من را زمينت به آسمان پس داده
من ديوانه ى پرواز چرا غمگين شدم
شايد آن لحظه ى ناب را نديدم هرگز
كه از پس باران تو كمانى رنگين شدم
آبان تخلص كجا غزلين نيست شعرت
نوشتم حتى اگر كه قافيه تنگين شدم
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
دوست جوانم به پایگاه نقد شعر خوش آمدید! خوب است که مسیر نوشتن را انتخاب کردید و تصمیم گرفتید برای بهتر شدن نوشته‌هایتان از نقد استفاده کنید. راه زیادی پیش رو دارید؛ پس امیدوارم با مطالعه، تلاش و صبوری قدم‌های مثبتی بردارید و این راه را آرام‌آرام طی کنید. با توجه به اطلاعات پروفایلتان، چند سال است که می‌نویسید اما احتمالاً در این چند سال، فرآیند نوشتن را به شکل جدی دنبال نکرده‌اید. این سه نوشته، اولین آثاری است که برای ما فرستاده‌اید. دربارۀ آن‌ها به‌صورت کلی صحبت می‌کنیم و به مواردی جزئی هم اشاره می‌کنیم. در آینده که آثار بیشتر و بهتری از شما می‌خوانیم، در حرف‌هایمان به جزئیات بیشتری اشاره خواهیم کرد.
از عناصر اولیۀ شعر که قالب شعر را می‌سازد، وزن است. حتماً اطلاعاتی دربارۀ وزن دارید که سعی کرده‌اید موزون بنویسید اما باید دربارۀ وزن شعر مطالعۀ بیشتری داشته باشید. نوشتۀ اولتان قرار بوده بر وزن دوری «مفعولُ فاعلاتن مفعولُ فاعلاتن» باشد اما در بیشتر مصرع‌ها وزن با مشکل مواجه است. مصرع «از آن نوا كه دارى هر كه شنيده خوش بود» از معدود مصرع‌هایی بود که وزن درستی داشت. باید دربارۀ وزن‌ها، انواع هجا، تقطیع وزن و قواعد اوزان شعر بیشتر بخوانید و بدانید. بعضی از هجاها در نوشتۀ شما اشتباه استفاده شده‌اند؛ مثلاً جایی که باید هجای کوتاه بیاید، هجای بلند آمده است و بالعکس. بعضی جاها هم هجایی اضافه یا کم است. مثلاً در مصرع «آبان دل شكسته‌ام جمع خزان و خونم» برای اینکه وزن درست شود باید «دل شکستم» بخوانیم که خب غلط است. علاوه بر اینکه دربارۀ اوزان شعر مطالعه می‌کنید، شعر هم بیشتر بخوانید. شعر خواندن باعث می‌شود که وزن‌های مختلف در ذهن شما نقش ببندد و استفاده از آن برایتان راحت‌تر شود. مثلاً سعدی غزلی دارد با همین وزن که این‌طور شروع می‌شود:
چون است حال بستان ای باد نوبهاری
کز بلبلان برآمد فریاد بی‌قراری
«چون مشکلات وزنی در شعرتان زیاد است»، به تک‌تک موارد اشاره نمی‌کنم. گفتم که برای یادگیری بهتر اوزان، زیاد شعر بخوانید اما موقع شعر خواندن، علاوه بر وزن آن، به واژه‌ها هم دقت کنید تا بتوانید کم‌کم به اندوخته‌هایتان اضافه کنید و کلمات بیشتری را در ذهن داشته باشید. فقرِ کلمه، جمله‌بندی را سخت می‌کند و شاعر و نویسنده را به مشکل می‌اندازد. آن‌وقت شاعر مجبور می‌شود برای رعایت وزن، کلمات را اشتباه استفاده کند. اگر کلمات بیشتری در دسترس شما باشند، راحت‌تر جمله‌بندی می‌کنید و مجبور نمی‌شوید «کافر به آن نوا ام» را طوری بنویسید و بخوانید که «ام» این‌طور بیرون بزند. سخت ننویسید. سعی کنید همان‌طور که فکر می‌کنید و صحبت می‌کنید، جمله‌بندی کنید و بنویسید. مثل جملۀ اول همین پاراگراف که با وزن اثر اول شما، به مشکلات وزنی آثارتان اشاره کردم. فقر کلمه در قافیه‌ها هم خودش را نشان می‌دهد. علاوه بر پیدا کردن قافیه‌های بهتر، سعی کنید قافیه‌هایتان هم درست باشند. دربارۀ قافیه و قواعد آن هم مطالعه کنید تا در این نوشته‌ها، قافیه‌هایی را که ایراد دارند پیدا کنید.
برای خواندنِ شعر، بیشتر به سراغ آثار شاعران خوب امروزی بروید تا زبان نوشته‌هایتان هم امروزی‌تر شود. تخلص هم کارکرد قدیم خود را از دست داده است و امروزه بیشتر دست و پای شاعر را می‌بندد و بیتی که تخلص در آن می‌آید، معمولاً از باقی ابیات شعر فاصله می‌گیرد. شاید بهتر باشد در استفاده از تخلص هم تجدیدنظر کنید.
نکات کلی که گفتم شامل هر سه نوشتۀ شما می‌شود. امیدوارم وزن و قافیۀ آثار بعدی شما کم‌ترین مشکل را داشته باشد تا بتوانیم به سایر مسائل شعر هم بپردازیم و بیشتر وارد جزئیات شویم. موفق باشید.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.