باید از سطح فاصله گرفت




عنوان مجموعه اشعار : -
شاعر : اسحق فتحی


عنوان شعر اول : دل درد:
وای چشمانت...
گیر داده بودند، چیزی بگو...
و من خاک بر سر
همه ی، آنچه می خواستم بگویم را
همراه آب دهانم قورت دادم
حال مدت هاست
که این دل درد می‌کند


عنوان شعر دوم : شیر فروش :
یکی دوخانه آن‌طرف تر
همان روسری سفیده را می‌گویم
که آب دهانت را قورت می دهی
چه گاوهای بزرگی داشتند
و من چقدر
بوی شیر تازه را خوب می فهمیدم


عنوان شعر سوم : جزیره خیس :
تنفس نمناک نسیم آمده از دورها
و رنجی که بر ماسه زار ، ریخته با نقش مارها و صدف ها
بر تن ساحل
پهلو گرفته با دریا
گیراندم آتشی... در انحنای نرم ماسه زار
و بوی چوب نیم سوخته ی شیروانی ها
با سکوتی که جاریست تا موج ها ...
طعم ماندگار هم آغوشی را چشیدیم .... و آشور آده خیس بود
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
آقای اسحق فتحی، 52 ساله از خوزستان، و لابد با سابقه‌ی سال‌ها شاعری (و شاید هم نه!)، سه شعر سپید برایمان فرستاده است با نام‌های «درد دل»، «شیرفروش»، «جزیره‌ی خیس» که تا حدی شعر هستند؛ اما این حد، حدی نیست که شایسته‌ی شعر باشد.
شاعر در انسجام معنایی این سه اثر موفق بوده است. او در شعر اول می‌گوید: «چشمانت گیر داده بود که چیزی بگو و من همه‌ی آن چیزهایی را که باید می‌گفتم، با آب دهانم قورت دادم. حالا این دل درد می‌کند.»
تصویرسازی سطحی، بیان و زبان سطحی و به دنبال آن، طبعا معنا و مفهومی سطحی استکه می‌آید. یعنی شاعر با این اثر نتوانسته در کلاس اول نمره‌ی متوسط قبولی بگیرد.
با این همه، این ذهن ساده‌ی منسجم قابل پرورش و تکامل است. یعنی شاعر اگر بتواند بار عاطفی و تخیل و نوع تصویرسازی آثارش را پررنگ‌ و متنوع کند و دایره‌ی لغات خود را وسیله‌ای برای گسترای و عمیق کردن معنا و برجسته کردن محتوای آثارش کند و نیز خاکِ شعرش را از املاح مفید که همان ویژگی‌های بی‌شمار شعر است سرشار کند، این انسجام فکری خیلی به دردش خواهد خورد.
اثر دوم شبیه به یکی از شعرهای مشهور حمید مصدق است و از منطق شعری آن پیروی می‌کند؛ آن‌جا که مصدق نقل به این مضمون می‌گوید: «سیب را از خانه‌ی همسایه دزدیدم/ و در این حسرت بودم که چرا خانه‌ی ما سیب نداشت.»
اثر سوم تا نیمه‌راه خود اثری است با تخیل ناب؛ البته اگر گنگی اندک آن برطرف می‌شد و شکل زلال‌تر و روشن‌تری می‌گرفت، طبعا به شان شعری برتری می‌رسید:
«تنفس نمناک نسیم آمده از دورها
و رنجی که بر ماسه‌زار، ریخته با نقش مارها و صدف‌ها
بر تن ساحل
پهلو گرفته با دریا»
بخش دوم شعر به واسطه‌ی ارتباط دور از ذهنش با بخش اول، البته به این گنگی بیشتر دامن می‌زند:
«گیراندم آتشی... در انحنای نرم ماسه‌زار
و بوی چوب نیم‌سوخته‌ی شیروانی‌ها
با سکوتی که جاری‌ست تا موج‌ها ...
طعم ماندگار همآغوشی را چشیدیم... و آشور آده خیس بود»
اثر اول و دوم آقای اسحق فتحی با اثر سومش به لحاظ نوع زبان و بیان متفاوت است؛ دو اثر نخست ساده و سطحی است و اثر سوم سعی در ناب شدن دارد؛ اما شاعر توان به سامان رساندن این ناب‌شدن را ندارد.
او باید سمت و سوی کار خود را تقریبا مشخص کند. طبعا این پراکنده‌گویی نشان تنوع در کار نیست، نوعی فاصله داشتن از خودهای خود است؛ تنوع در اثر یک شاعر، از شباهت‌ها به تفاوت‌ها می‌رسد. یعنی به یکباره این اتفاق نمی‌افتد. بعد از اتفاق افتادن نیز شباهت‌ها و رد پای تکامل و تنوع شعر شاعر قابل بررسی است؛ البته بیشتر از منظر یک مخاطب یا منتقد حرفه‌ای.
با آرزوی موفقیت برای دوست‌مان آقای اسحق فتحی، منتظر دیگر اشعارش می‌مانیم؛ چرا که رگه‌های شعری در شعرش نشان از آن دارد که وی در پروراندن و پرورش و تکامل داشته‌های خود کوششی نکرده است. کوشش یک شاعر یعنی مطالعه‌ی دقیق و درست و بسیار و یا تمرین هر شبه‌ی شعر و دیدن و دقت در دیگر هنرها و اجتماع و طبعا درونی‌کردن آنچه را که در بیرون دیده است.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۲
ضیاءالدین خالقی » 6 روز پیش
منتقد شعر
سلام جناب فتحی! نظرم را از چشم یک برادر هم‌سن و سال بنگر که من نیز در شعر گفتن بی‌شک دچار اشکالم، اما همیشه دیگران اشکال دیگران را بهتر می‌بینند؛ شاید به دو دلیل: یکی این که به آن اثر تعلق خاطر ندارند تا این امر حجابشان شود و دیگر این که آن که از دور می‌بیند بهتر می‌بیند. قربان شما. موفق باشی.
اسحق فتحی » 6 روز پیش
با عرض سلام خدمت استاد ضیاءالدین خالقی از را هنمایی ها و حوصله ای که به خرج دادید برای نقد این نوشته ها بسیار سپاسگذارم و توصیه های تان را به کار خواهم بست...سپاسگذارم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.