مرکبِ چموشِ وزن




عنوان مجموعه اشعار : قرینگی
شاعر : محبوبه عبدالهی


عنوان شعر اول : قرینگی
یک منِ عجیبِ وسواسی گم شده میان زندگی ام
این وسط منم که سرگردان می دوم پی قرینگی ام

در اتاقم کتاب ها جفتند ساعتم کنار ساعت تو
کفشهایم کنار هم هستند از همان شیرخوارگی ام

نیم من درون سلول است نیم دیگرم درونش شعر
من به شعر عشق میورزم در میان دوگانگی ام

زندگی چقدر تکراریست بین رنگهای روسری ام
رنگ میدهی به شعر من در میان شاعرانگی ام

شعرهایت بخاطرم منظوم در همین کتاب آخری ات
شک ندارم سپید میگویی، به موازات سالخوردگی ام


عنوان شعر دوم : ..
..

عنوان شعر سوم : ..
..
نقد این شعر از : صالح دروند
وقتی قالبی را برای سرودن بر می‌گزینید، می‌بایست به حدود و ثغوری که قالب و چهارچوبِ برگزیده برایتان تعریف کرده است پایبند باشید، چرا که اگر جز این باشد، تنگ بودن قالبی که خودتان برگزیده‌اید بر تنِ دیگر عناصر شعر، انتخاب‌های بعدی‌تان در آن شعر را نیز زیر سوال می‌برد.
نکته‌ای که بر مخاطبان حرفه‌ای پوشیده نیست این است که سرایندۀ غزلِ پیشِ رو از ساختار ذهنی موزونی برخوردار است و مشکلی با ریتم و موسیقیِ واژگان ندارد، بلکه نیاز به کمی تجربه و دقت بیشتر دارد تا بتواند مرکبِ چموشِ وزن عروضی را از این گردنۀ نه‌چندان صعب، به سلامت بگذراند. دلیلی که برای این ادعا دارم، قابلیتِ اصلاح وزن غزلتان، با کوچک‌ترین دخل و تصرف است؛ این نکته نشان می‌دهد که فاصلۀ سرایندۀ این اثر با سلامت موسیقی بیرونی، تنها یک گام است.
در ادامه تلاش می‌کنم با تغییراتی، وزن غزلتان را اصلاح کنم، باشد که نمونه‌ای باشد برای صحتِ وزن آثار بعدی‌تان:
یک منِ عجیبِ وسواسی گم شده میان زندگی ام / این وسط منم که سرگردان می دوم پی قرینگی ام
در بیت بالا که نخستین بیت غزلتان است، چهار بار ایراد وزنی رخ داده است که هر چهار به‌شکلی واحد به وجود آمده است؛ یعنی وقتی که یک هجای بلند را جا انداخته‌اید. جالب این‌که معمولاً ایرادات وزنی شما از همین ناحیه رخ می‌دهد. اولین بار در نیم‌مصراع نخست، میانِ «من» و عجیب یک هجا نیاز است تا وزن غزلتان به صحت بازگردد و دیگری قبل از «میان»؛ مثلاً می‌بایست می‌گفتید «گم شده در میان زندگی‌ام».
در مصراع دوم همین بیت، دو بار این اتفاق می‌افتد. در جاهایی که نیاز است هجای بلندی قرار می‌دهم که خلل را دریابید: این وسط «این» منم که سرگردان می دوم «در» پی قرینگی ام.
به همین شکل وزن ادامۀ غزلتان را نیز تصحیح می‌کنم که بدانید. (بدیهی است که واژگان افزوده شده تنها برای دریافتِ خلل وزنی است، و به‌لحاظ فرمی و مفهومی ممکن است چندان مناسب نباشد):
در اتاقم کتاب‌ها جفتند ساعتم «در» کنار ساعت تو / کفشهایم کنار هم هستند از همان «سنِ» شیرخوارگی‌ام
نیم من «که» درون سلول است «نیمۀ» دیگرم درونش شعر / من به «این» شعر عشق می‌ورزم در میان «همین» دوگانگی ام
زندگی«ام» چقدر تکراریست «وسط» رنگ‌های روسری ام / رنگ می‌دهی به شعر من در میان شاعرانگی ام (این مصراعِ دوم اشکالات بیشتری دارد و نمی‌توان آن را به سادگی دیگر مصاریع، به‌صلاح آورد، و نیاز به بازنویسی دارد.
شعرهایت به‌خاطرم منظوم در «میانِ» کتاب آخری ات / شک ندارم سپید می‌گویی، به موازات سالخوردگی ام
دوست شاعرِ گرامی! همان‌طور که دیدید وزنِ جای‌جای غزلتان نیاز به بازبینی و اصلاح دارد. توصیه می‌کنیم وقت بیشتری به فراگیری علم عروض و تمرین آن اختصاص دهید.
شعرتان فارغ از بحث‌های فنی که بدان اشاره‌هایی کردم، نکات و نقاط امیدوارکننده و روشنی در خود دارد، اما واقعیت این است که یک شعر در قالبی کلاسیک، تا وزن و قافیۀ صحیحی نداشته باشد نمی‌تواند به‌درستی مورد ارزیابی و داوری قرار گیرد، چرا که برای اصلاح آن نیاز به حذف و اضافه و تغییر واژگان شعرتان دارید و این امر به خودی خود می‌تواند فضا و شکل و فرم و محتوای شعرتان را همگی دچار تغییر کند و به سویی دیگر ببرد.
توصیه‌ام این است که در این مرحله همچنان تمرین کنید و به آینده‌ای بهتر چشم بدوزید. منتظر خواندن شعرهای بهترتان خواهم ماند.
موفق باشید.

منتقد : صالح دروند

صالح دُروند، غزل‌سرا، کارشناس ادبی و مدرس دانشگاه، سال 1360 در گرگان متولد شد. وی از سال 1378 شروع به فعالیت ادبی کرد و از همان ابتدا به سرودن شعر در قالب غزل پرداخت. عمده فعالیت و مطالعات وی تاکنون پیرامون همین قالب شعری بوده است.



دیدگاه ها - ۱
محبوبه عبدالهی » 11 روز پیش
سپاسگزارم از لطفتان جناب دروند، امیدوارم بتوانم وزن عروضی را هر چه سریعتر بیاموزم و ممنون از اینکه اصلاح کردید، کاملا متوجه ایرادها شدم و حتما بازنویسی خواهم کرد. باز هم ممنونم از شما و ممنون که وقت ارزشمندتان که صرف خواندن و نقد این متن کردید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.