پیش به سوی شاعری




عنوان مجموعه اشعار : دنیای جهل
شاعر : حمید احمدی


عنوان شعر اول : جهل مور(شعر نا تمام است)
1.یکی مور شد غرقِ جوی روان
به سر داد فریاد و آه و فغان

2.که ای وای ازین سیلِ چون سیلِ نوح
که حتی بَرَد بانگش از جسم روح

توضیحات:منظور از سیل نوح،سیل بسیار بزرگ هست.و منظور از رفتن روح از جسم ترس بسیار شدید از خروش سیل هولناک هست.اغراق

3.خراب است دنیایِ در راهِ آب
بسی جان رود زین قیامت به خواب

توضیحات: منظور از دنیای در راه آب مناطق بسیار زیاد هست که خراب خواهد شد و آب مجاز از سیل هست.و منظور از قیامت طوفان و سیل بسیار بزرگ می‌باشد.و منظور از به خواب رفتن،مرگ است

عنوان شعر دوم : راه علم
راه دانش رفت باید تا کجا
رفت آن باید همی تا نا کجا


علم می‌باشد چو دریا بی کران
عمر ما دارد بسی کوته زمان

پس سفر را بهر فرداها منه
پای در دریای بی پایان بنه

وانگهی هر قدر راهش طی کنی
پی به بی حدی راهش می‌بری

در چنین پیمایشی بی انتها
دست خواهی یافت بر گنجینه‌ها

گنج دانش گنج بی پایان بود
هر که از آن بیش یابد به شود

بشنو از سقراط این زیبا سخن
پر معانی است و نازک چون سمن

آنچه باشد کل دانایی من
نیست جز علمی به نادانی من

باش در دنیا به دنبالش دوان
هر چه می‌دانی که نادانی به آن



عنوان شعر سوم : ستایش صحرا (شعر نا تمام است
وانگه دلم را می‌کنم از جمع و شهر آدمان
رو سوی صحرا می‌شوم کو هست آرام روان

راهی ندارد سو به راغ احوال پست جامعه
آن اجتماعی که درو شد بربریت شایعه

صحرا مرا پرورده همچون کودکی را مادری
من هم ز دلتنگی زنم گاهی بران مادر سری

کرده مرا وابسته‌ی آرامشِ آغوش خود
گویی در آغوشش کند روحم شرابی نوش خود
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
امروز دربارۀ سه اثر شما صحبت می‌کنیم که ظاهراً دوتای آن هنوز کامل نشده است. وقتی با آثاری ناقص روبه‌رو می‌شویم، نمی‌توانیم دربارۀ مضمون کلی اثر صحبت کنیم اما موارد زیادی برای نقد داریم که شاید بتوانید موقع تکمیل نوشته‌هایتان، آن موارد را اصلاح کنید و اثر بهتری بنویسید. شاید هم نیاز باشد این نوشته‌ها را کنار بگذارید، دوباره شروع کنید و آثار بهتری بنویسید.
یکی از مهم‌ترین نکاتی که باید دربارۀ آن صحبت کنیم «زبان» است. زبان کهن سال‌ها در اشعار مختلف به کار رفته است و از بیشترِ ظرفیت آن استفاده شده است و اگر بخواهید با آن حرف جدیدی بزنید، به سختی خواهید افتاد. در واقع استفاده از زبان کهن نیاز به مهارت بیشتری دارد چون شما از آن به صورت مداوم استفاده نمی‌کنید و بر آن تسلط کافی ندارید. مسلط شدن به زبان کهن هم مطالعه و زمان زیادی می‌طلبد. در عوض شما می‌توانید از ظرفیت‌های زبان امروز بیشتر و بهتر استفاده کنید. هم با زبان امروز می‌توانید حرف‌های جدیدتر و امروزی‌تری بزنید، هم به دلیل استفادۀ همیشگی از زبان امروزی، تسلط بیشتری بر آن دارید. تکرار کردن حرف‌های قدیمی (آن هم در نسخه‌ای ضعیف‌تر از شاعران قدیمی) چه جذابیتی می‌تواند داشته باشد؟ سعی کنید هم در سیمای شعر، جدید باشید، هم در مضمون و درون‌مایه! یعنی هم کلمات قدیمی را کنار بگذارید و با کلمات امروزی بنویسید، هم سعی کنید حرف‌های تازه و جدیدی بزنید یا حداقل حرف‌های قدیمی و تکراری را در پوششی نو عرضه کنید تا خواندنی‌تر شوند. علاوه بر استفاده از کلمات امروزی، از جمله‌بندی‌های ساده‌تر و روان‌تری هم استفاده کنید. ارکان جمله را جابه‌جا نکنید و به جای اینکه بگویید «راه دانش رفت باید تا کجا» سعی کنید جملۀ «راه دانش را باید تا کجا رفت» را با کمترین جابه‌جایی ارکان در وزن بگنجانید. در ابیاتی که از شما خواندم مشکل وزنی خاصی ندیدم اما با کسب تجربه و مسلط‌تر شدن به وزن شعر، راحت‌تر می‌توانید جملات سالمی را در وزن جا بدهید. روان بودن وزن هم خودش امتیاز یک شعر است. برای مثال نوع ادای واژۀ «است» در مصرع «پر معانی است و نازک چون سمن» از روانی وزن می‌کاهد چون همزۀ ابتدایی «است» کامل ادا شده است. اگر وزن اجازه می‌داد و مثلاً «معانی‌ست» خوانده می‌شد، روان‌تر و دلنشین‌تر بود. اِعمال این تغییرات به همان تجربه و تسلطی نیاز دارد که پیش‌تر عرض کردم.
مشخص است که دربارۀ قافیه هم اطلاعاتی دارید که شاید کافی نباشد و نیاز باشد بیشتر دربارۀ آن مطالعه کنید تا از قافیه‌های درست‌تر و قوی‌تری استفاده کنید و مثلاً «کُنی» را با «می‌بری»، «دانایی» را با «نادانی» و «بود» را با «شود» قافیه نکنید. دربارۀ قافیه هم می‌توان مثل وزن نظر داد؛ گاهی وزن یا قافیه غلط است، گاهی هم درست است اما دلچسب نیست. خصوصاً در قالب مثنوی که هر بیت قافیۀ جداگانه‌ای دارد، انتظار می‌رود از قافیه‌های درست و قوی‌تر استفاده شود. برای اینکه خودتان را به چالش بکشید، می‌توانید از قالب‌هایی مثل غزل هم استفاده کنید تا به قافیه‌های بیشتری نیاز داشته باشید.
گاهی شاعران توضیحات اضافه‌ای را به عنوان پانویس می‌آورند. این توضیحات معمولاً به موضوعات خارج از شعر اشاره می‌کند و اطلاعات بیشتری را به ما می‌دهد و اگر آن‌ها را حذف کنیم، چیزی از شعر کم نمی‌شود اما وقتی دربارۀ شعر توضیح می‌دهیم، یعنی خودِ شعر نارسایی دارد و خودش از پسِ توضیح دادن خودش برنیامده است. شعر باید طوری نوشته شود که اطلاعات کافی را به مخاطب برساند و مضمون را به‌خوبی منتقل کند.
بعد از اینکه به عناصر اولیۀ شعر (زبان، وزن، قافیه و...) مسلط شدید، وقت آن است که از موزون‌نویسی فاصله بگیرید و به شعر نزدیک شوید. نوشتن جملات موزون با شعر خیلی فرق دارد. باید از شعر مراقبت کرد که تبدیل به شعار نشود یا فقط شامل حرف‌های موزون نباشد. از آرایه‌های ادبی مختلف می‌شود برای به شعر رسیدن استفاده کرد.
خواندن اشعار خوب، در تمام زمینه‌هایی که عرض کردم کمک قابل توجهی می‌کند. پس شعر خوب بخوانید و برای بهتر شدن زبان نوشته‌هایتان، از اشعار خوب امروزی بیشتر بخوانید. موفق باشید.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۶
حمید احمدی » شنبه 19 مهر 1399
سپاسگذارم. البته منظور من از اینکه به جذب مخاطب اهمیت نمی‌دهم این نیست که برای خودم بنویسم.حالا هر چه که نوشتم.منظورم این بود از نظر قافیه و وزن و مضمون درست باشد.مثلا در مقایسه با شعری از پروین اعتصامی نمره قابل قبول بگیرد.به شعر ایشون نزدیک باشه.هر چند به خاطر قدیمی بودن زبان ،مخاطبی نداشته باشه.از نقد و توصیه های شما بسیار سپاسگذارم.
روح‌الله احمدی » شنبه 19 مهر 1399
منتقد شعر
خواهش می‌کنم. من هم «سپاسگزارم» که منظورتان را بهتر توضیح دادید. در این رابطه قبلاً خدمت شما عرض کردم. با استفاده از کلماتی که یک شاعر استفاده کرده است، نمی‌توانید مثل او بنویسید. نوشتن به زبان کهن، بایدها و نبایدهایی دارد و استفاده از آن زبان به‌مراتب سخت‌تر از زبان امروز است. شعری که با زبان کهن نوشته شده است، اگر خوب نوشته شده و حرف تازه‌ای برای گفتن داشته باشد، مخاطب خودش را هم خواهد داشت.
حمید احمدی » چهارشنبه 16 مهر 1399
بعد یه سوال جناب احمدی.پروین اعتصامی یک شاعر معاصر هست که به زبان قدیمی شعر می‌گفته.در حالی که اشعارش جذابه.تک تک کلمه‌هایی که من تو شعرم به کار بردم همگی به شکل پراکنده در اشعار پروین اعتصامیم هست.ما فاصله‌‌ای با زمان حیات مرحوم نداریم.چرا الان شعر گویی به زبان فارسی قدیم نباید جذاب باشه؟ یه موردیم که باید بگم اینه که هدف من از شعر گفتن اینه که موفق بشم شعری مثل شعرای قدیمی بگم.یعنی شعر من از لحاظ ظاهر و مضمون درست باشه.همین.هدفم جذب خواننده نیست.هدفم توانایی شعر گفتن مثل شاعران قدیمیه.
روح‌الله احمدی » جمعه 18 مهر 1399
منتقد شعر
درود. اگر یک بار دیگر حرف‌هایم را بخوانید، بخشی از پاسخ صحبت‌های شما در نوشته‌هایم بود. اولاً پروین به زبانی که می‌نوشت مسلط بود. همین که از کلمات یک دوره استفاده کنید، دلیل بر این نیست که شما به آن زبان می‌نویسید. تسلط بر زبان کهن هم کار امروز و امسال نیست! پس هم برای شاعر سخت است، هم برای مخاطب. ثانیاً شاعران کهن به زبانِ روزِ خودشان نزدیک بودند. ثالثاً از بین آثار شاعران کهن، غزلیات سعدی به دلیل نزدیک بودن به زبان امروز و توانایی‌اش در ساده‌نویسی شهرت بیشتری دارد و خواندنی‌تر است.
روح‌الله احمدی » جمعه 18 مهر 1399
منتقد شعر
رابعاً اشعار پروین اعتصامی نسبت به خیلی از شاعران هم‌دوره‌اش که زبان امروزی‌تری دارند، جذابیت و مخاطب کمتری دارد. خامساً از نظر من، مخاطب که نباشد (چه مخاطب حال، چه مخاطب آینده) دلیلی برای نوشتن نداریم. چه درست بنویسیم، چه غلط! خصوصاً نوشتن حرف‌هایی تکراری که قبلاً شاعران آن حرف‌ها را خیلی بهتر در قالب شعر نوشته‌اند. درست یا غلط بودن خیلی از عناصر در شعر به مخاطب بستگی دارد. مِلاک درستی و زیبایی آرایه ادبی یا صنعتی که در شعر استفاده می‌شود، مخاطب و فهم ایشان است.
روح‌الله احمدی » جمعه 18 مهر 1399
منتقد شعر
اما در نهایت هرکسی مختار است که چطور بنویسد یا ننویسد. من نظراتی فنی گفتم. نظراتی که بیشترشان به مخاطب هم بستگی دارد. یکی از ویژگی‌های شعر، قدرت انتقال مفاهیم آن به مخاطب است؛ وگرنه هرکس می‌تواند هرطوری که می‌خواهد فکر کند و برای خودش بنویسد. وقتی کسی برای خودش می‌نویسد اصلاً لازم نیست وزن شعرش هم درست باشد، چه برسد به باقی اجزای نوشته‌اش! موفق باشید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.