زیبایی ِ زیبایی




عنوان مجموعه اشعار : کوتاه
شاعر : علی محمودی


عنوان شعر اول : ۱:
چشمه ای هستم،
آواز می خوانم
در تاریکی

عنوان شعر دوم : ۲:
صدای سرگردانی پرنده ای
در کوچه پیچید،
باد با او همصدا شد

عنوان شعر سوم : ۳:
هیچ طوفانی خم نمی کند،
خار ایستاده بر دیوار را

۴:
دست می کشد از کار
کودک زباله گرد،
می دود به دنبال پروانه

۵:
گل ها...سبزه ها...کجایند؟
مانده در گورستان
بلوطی کهنسال

۶:
ماه در باغ،
هوا سرشار
از عطر شب بوها
نقد این شعر از : مهدی بهار
زیبایی ِ زیبایی چیزی نیست که بتوان آن را از او گرفت یا به آن بخشید.این ذات درونی اوست و نمی‌شود آن را به عاریت داد یا گرفت.چندی پیش نقدی بر چند اثر کوتاه نوشتم مبنی بر چیستی و چرایی هایکو و شعر کوتاه.چرا که بایست ابتدا چیستی آنچه که بایست بدان می‌پرداختیم مشخص می‌شد.اما در آثار ارسالی دوست نادیده ی ما،آقای علی محمودی پیداست که می‌داند چه می‌خواهد و راه وی مشخص است.وی دوربینی به دست گرفته و از کشف و شهودهای در حین راه خویش عکس می‌گیرد.حال گاه با زاویه دید مناسب.گاه با زوایایی که می‌توان آنها را اصلاح و عوض کرد.بااین مقدمه بپردازیم به آثار ارسالی
۱
چشمه ای هستم،
آواز می خوانم
در تاریکی


شعر اول را می‌توان هایکو حساب کرد.چرا که قابلیت نقاشی شدن را دارد.اما نکته ای که باعث می‌شود شک و تردید هایکو بودن را پیش بیاورد،این است که عامل آواز چشمه مشخص نیست.این اثر تا حدودی تصویری تکراری دارد.
به نظر من صدا و حرکت(در عین ایستایی) جزء مهم هایکوست.صدا و حرکتی که قابل تصویر است و در ذهن مخاطب جان می‌گیرد.

برکه ی کهن، آه!
جهیدن غوکی
آوای آب

در این هایکوی باشو(شاعر ژاپنی)، آرامش ، سکوت ، صدا و حرکت توامان وجود دارد و تصویر قبل و بعد، کاملا قابل حدس و شهود است.آرامش سکون برکه ای کهن(یا به تعبیری ابدی) با جهیدن غوکی به هم میخورد و آواز آب ابدی می‌شود.به گونه ای که این آواز خاموشی ندارد. تصویر ارائه شده است و مخاطب می‌تواند با تامل به کشف و شهودی عمیق درخور ذهنیات خویش دست یابد.چرا که تمامی ارکان تصویر در شعر آورده شده است.و عامل آواز آب مشخص است.
در این هایکوی آقای محمودی عنصر ایجادکننده آواز مشخص نیست.تاریکی نمی‌تواند تارهای صوتی چشمه را به لرزه درآورد.به نظر من یک راه برای شناخت هایکو این است که تک‌شات شعر خود را در ذهن مجسم کنید.و ببینید آیا یک نقاش توان به تصویر کشیدن همه ارکان مورد گفتگوی شما را در دسترس دارد یا نه.

شعر دوم : ۲:
صدای سرگردانی پرنده ای
در کوچه پیچید،
باد با او همصدا شد

این شعر که لبریز صداست بیشتر به شعر کوتاه می‌ماند تا هایکو.نوع روایت، روایت هایکوگونه است اما خیال‌انگیزی‌اش به شعر نزدیکتر.تمامی ارکان آن در کمال و پختگی آورده شده اند.به عنوان یک منتقد که از خواندن این شعر لذت می‌برم،باید بگویم که شاعر می‌توانست ارکان را بهتر بچیند.و اصل موضوع را زود لو ندهد.مثلا اگر می‌گفت:

در کوچه پیچید
صدای سرگردانی پرنده ای
و باد هم‌صدای او

حتی پیچیدن را می‌توان پیچاند و نگفت.اما هم‌آوایی آن با کوچه ، به جا نشسته است و خود می‌تواند گواه صدای سرگردانی و پچّ و پچّ باد در لایه‌ی زیرین شعر باشد.


عنوان شعر سوم : ۳:

هیچ طوفانی خم نمی کند،
خار ایستاده بر دیوار را

در این شعر کوتاه تصویر ناقصی داریم.آنچه که با شنیدن خار در ذهن تداعی می‌شود با آنچه منظور نظر شاعر است متفاوت است.خار جز کوچکی از یک بوته خار است که خود به تنهایی توانایی روییدن بر دیوار و مقاومت را ندارد.و در اینجا نمی‌تواند مراد جزء از کل باشد.با آوردن بوته خار این مشکل به سادگی رفع می‌شود.

۴:
دست می کشد از کار
کودک زباله گرد،
می دود به دنبال پروانه

در این اثر که آقای محمودی با نگاه هایکو آن را نوشته اند،بیشتر با شعر کوتاه روبروییم تا با هایکو.با توضیحاتی که از سکون و حرکت و آواز در بالا گفتیم و قابلیت به نقاشی درآوردن و تک‌شات بودن آن،این اثر فراتر رفته و به شعر کوتاه نزدیک می‌شود.هرچند کشف و شهود برآمده از تصویر آن به هایکو هم شباهت دارد،اما عمق بالای آن ، این شعر را در دسته ی شعر کوتاه قرار می‌دهد. زیبایی این شعر مرا یاد عکسی که برنده جای یونسکو شده بود با نام لبخند کودکان می‌اندازد.در این شعر زندگی جریان دارد و با وجود تلخی و سیاهی در پس زمینه ی شعر، ذات پاک و معصوم کودکانه در آن وضوح بالایی دارد و مثل قهوه ای که در عین تلخی شیرین شده است،بر دل می‌نشیند. البته شاید بتوان می‌دود را از جمله حذف کرد.چون به دنبال پروانه رفتن تنها با دویدن ممکن است و دویدن در به دنبال پروانه بودن مستتر است.

۵:
گل ها...سبزه ها...کجایند؟
مانده در گورستان
بلوطی کهنسال

این شعر نیز مانند اثر قبلی هایکو نیست.چرا که سوال می‌پرسد.
هایکو تصویر می دهد.سوال نمی‌پرسد.هایکوهای زیادی بااین ارکان سروده شده است.هرچند شاعر تلاش کرده است تا نگاهی دیگر به این عناصر تکراری داشته باشد،اما نتوانسته از آن رهایی یابد و از چارچوب هایکو نیز خارج گشته است.

۶:
ماه در باغ،
هوا سرشار
از عطر شب بوها

در اثر آخر نیز با هایکو روبرو نیستیم و ازدیاد عطر شب‌بو‌ها ذات هایکو را دگرگون کرده.یادمان باشد که شب‌بو عطر دارد و نیازی به گفتن ما نیست.مثل زیباییِ زیبایی،عطر شب‌بو نیز در ذات اوست.می‌توان با چند جابجایی و حذف اثر آخر را دگرگون کرد و به هایکو نزدیک‌تر شد.مثلا:

ماه در باغ
هوا
لبریز شب‌بوها

یا:
ماه در باغ
باغ
سرشار از شب‌بوها

و ده‌ها گونه‌ی دیگرِ چیدمان که آقای محمودی می‌تواند با دقت و خواست خود به آن دست یابد. با آرزوی موفقیت و ادامه ی زلالی طبع ایشان.

منتقد : مهدی بهار

شاعر - ترانه سرا - نویسنده - پژوهشگر - منتقد ادبی و سینمایی- نمایشنامه - مشاور فیلنامه - خواننده - کارشناسی زبان و ادبیات پارسی سوابق تدریس: وزن و عروض و قافیه نقد ادبی در کانونهای ادبی سبک شناسی نظم و نثر موسیقی شعر صور ...



دیدگاه ها - ۲
مهدی بهار » دوشنبه 19 آبان 1399
منتقد شعر
درود برشما.قلتان پویا و شعرتان مستدام
علی محمودی » شنبه 19 مهر 1399
با سلام و درود به استاد مهدی بهار و سپاس از نقد خوبتان.پاینده باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.