راز چیدن کلمات




عنوان مجموعه اشعار : غزل و مثنوی ۲
شاعر : ملیکا سیری


عنوان شعر اول : بی خبر
مدتی هست که از تو خبری میخواهم
از بمِ لحن صدایت اثری میخواهم

من که با اشک به باغ و بر تو جان دادم
قدر یک میوه نارس ثمری میخواهم


پای من خسته و این راه بسی جانفرساست
من در این راه دراز همسفری میخواهم


عشق میدان پر از مین ومنم سربازی
که از این راه سعادت خطری میخواهم


زخم چرکین شده ی سِر درونم میگفت
تاکه که سرباز کنم چشم تری میخواهم

تو پری رو و پری خو و پریزادی و من
خواستم خوی تو گیرم که پری میخواهم

اینکه ققنوس شدم،سوخته ام باکی نیست
از تو یک شعله کوچک شرری میخواهم

دیده ی مهر بر این وحشت ظلمانی کن
از تمنای نگاهت قمری میخواهم

عنوان شعر دوم : دور افتاده ی بهار
حال بد را به بها میخرم از محبوبم
حال من بسته به چشمان تودارد خوبم!

سنگ باریده به وصل تنمان باکی نیست
حکم سنگسار قضا میدهدو مجبورم

هر زمان وصل شدی بوسه نشان میکنمت
گرچه یک خلق گواهی بدهد مغرورم!

لاله ی گوش مرا داغ بزن با نفست
که بدان شهره شوم لیلی این مجنونم

عیب این نیست که فصل تن من پاییز است
درد آن جاست که از فصل بهارم دورم

تلخ عطری که برای بدنم شیرین است
میدَوی در تن سردو شریان و خونم

خواستم صخره شوم شد چنین تقدیرم
سیلی موج قضایی که بدان محکومم

عنوان شعر سوم : خسوف ماه
من بمیرم که هوای دل تو طوفانیست
حال چشمان شفق رنگ تو هم بحرانیست

شایدم مرده و دستم ز تو کوتاه شده
که خسوف سانحه ی چهره ی این ماه شده

زندگی مردنِ تدریجیِ این رویا بود:
لحظه ی وصل نگاه من و تو فردا بود

زندگی بوسه ی غمبار دو عاشق درخواب
زندگیَش بنویسندو بخوانند سراب

تو ولی حال دلت را به خوشی چنگ بزن
روی زنگِ قفسِ تنگِ دلت،رنگ بزن

عرق شرم نشان بر سر تقدیر بدت
تا ته قصه زند باز رسیدن به منَت
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
شعر ملیکا خانم سیری عزیز حس و حال خوبی دارد. ایشان 22ساله بوده یک سال سابقه شعری دارند اما شعر اول ایشان به نظر توانمندتر می‌رسد. اولین بار است که اثری از ایشان می‌خوانم به نسبت سن شاید اندکی دیر وارد حوزه شعر شده‌اند اما هم باقدرت شروع کرده‌اند و معلوم است در حوزه شعر معاصر مطالعه و تفحص دارند و هم با توجه به حضور ایشان در این پایگاه قطعا در پیگیری و نقد آثار جدی هستند. شعر اول ایشان بنا بر گفته خودشان استقبالی‌ست از شعر مهدی فرجی. در نقدهای پیشین از اهمیت تقلید نوشته بودم. اخیرا خود جناب فرجی نیز در اهمیت تقلید برای شعرآموزان یادداشتی در صفحه شخصی مرقوم کرده‌اند.
وقتی شاعر در ابتدای راه شاعری ست بد نیست که به پیروی از شاعران معاصر یا کهن بپردازد تا کم کم با تکنیک‌ها و آرایه‌های گوناگون شعری آشنا شود. چون طفل نورسی که هرچه در اطرافش می‌بیند تقلید می‌کند. بعد از این مرحله شاعر کم کم وارد مرحله تشخص و خلق اثر با زبان و شکل شخصی می‌شود. البته بد نیست بگوییم که متاسفانه بسیاری از شاعران در مرحله تقلید از یک شاعر خاص یا استفاده مدام از تصاویر و مضمون‌های مستعمل باقی می‌مانند و این شاید جدی‌ترین آسیب تقلید باشد. تقلید باید منجر به یادگیری و تمرین شود نه کشتن استعداد و خلاقیت.
در مورد شعر نخست خانم سیری چند نکته وجود دارد که باید ذکر شود. مسئله اول «تتابع اضافات» است. تتابع اضافات به معنی پی در پی آمدن کلمات است. برخی علمای بلاغت عربی آن را عیب ذکر کرده و برخی نیز مشروط به شرایطی آن را نیکو دانسته‌اند. در فارسی نیز بسته به نوع استفاده ممکن است زشت یا زیبا باشد. تتابع اضافات از جمله ارکانی‌ست که موسیقی شعر را قدرت می‌بخشد. البته امروزه شاید بتوان گفت استفاده از تتابع اضافات در شعر آنچنان مرسوم نیست. اگر تتابع اضافات موجب دور شدن و غیرقابل دسترس شدن تصویر شود به گیرایی شعر ضربه نیز می‌زند. به همین علت معمولا ترجیح بر عدم استفاده از این آرایه ادبی ست.
البته اگر بخواهیم یک قاعده را طرح کنیم باید بدانیم که تتابع اضافات وقتی به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد که کلمه آخر انتزاعی باشد مثلا به این مصرع توجه کنید:
زخم چرکین شده سر درونم می‌گفت
تا که سر باز کنم چشم تری می‌خواهم
عناصر ملموس همه به عاملی انتزاعی مانند «سر درون» می‌رسند و این کار مخاطب را برای تصویر سازی در مورد شعر زیاد می کند. از طرف دیگر لای گیومه از اهمیت فاصله‌گذاری مناسب هم بنویسم سر باز اگر بدون فاصله نوشته شود سر هم یک کلمه است و مفهوم جدایی دارد، پس بهتر است به این نکات کوچک اهمیت دهیم. شعر بعدی خانم سیری عزیز شروع بسیار خوبی دارد.
حال بد را به بها می‌خرم از محبوبم
حال من بسته به چشمان تو دارد، خوبم!
البته باز در این بیت نیز نکات ریزی وجود دارد که بد نیست از این پس مورد توجه قرار گیرد. مصرع دوم به جای بسته باید بستگی بیاید یا از نظر جمله‌بندی باید به گونه‌ای کلمات چیده شود که مفهوم را برساند. اصطلاحاً به این حالت ضعف تألیف گفته می‌شود.
باتوجه به توضیح دانشنامه‌های فارسی ضعف تالیف یعنی : «مغایر اصول دستور زبان بودن کلام که خود یکی از عیوب فصاحت است. غالباً آنچه سبب ضعف تألیف می شود قرارگرفتن اجزای کلام در جای نامناسب است.» شاید بتوان بیشترین ضعف تألیف در آثار خانم سیری عزیز را در پیاده سازی اندیشه دانست. زبان شعر به مرور با مطالعه بیشتر و بیشتر به سلامت می‌رسد. پس با توجه به سابقه شعری خانم سیری انتظار نمی‌رود در وهله اول زبانی کاملا سالم داشته باشند اما باید به مرور در پیاده سازی بهتر اندیشه در قالب کلام بکوشند.
امیدوارم در آینده اشعاری بهتر و بهتری از ایشان بخوانم.
با آرزوی موفقیت.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۱
ملیکا سیری » 7 روز پیش
ممنونم بابت نظرات و نقد ارزشمند شما

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.