کلماتِ بلاتکلیف




عنوان مجموعه اشعار : دامون
شاعر : سیامک باقری


عنوان شعر اول : سکوت
شهرلال...
مشاعره ای است اما
میانِ سنگِ قبرها


#سیامک_باقری_دامون

عنوان شعر دوم : سنگدل
سنگ اگر غذایم بود
قلبی برایت نمی رد دیگر
آجر نکن نانم را

#سیامک_باقری_دامون

عنوان شعر سوم : کار
کارمی کنیم هردو
تو،
برای قصری دیگر
من،
برای لقمه نانی


#سیامک_باقری_دامون
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
شعر دوم، منطق مضمونی و تصویریِ واضحی ندارد. از آن دست متن‌ها (یا شعرها) است، که اگر مخاطب مجبور به فهمِ آن و لذت بردن از آن باشد، به‌ناچار باید مضمونی به آن تزریق کند. معلوم نیست چه چیزی در تقابل با چه چیزی قرار گرفته است! می‌توان تقابلِ «قلب» و «سنگ» را در نظر گرفت، امّا تکلیفِ «غذا» و «خوردن» و «نان» چه می‌شود؟ درواقع با متنی مواجهیم که تمامیِ عناصرِ آن، بیکار و زائدند و هرکدام، به‌نوبۀ خود برای عاملِ تأثیر بودن در متن یک شعر، نیازمندِ نیروهای کمکیِ دیگری هستند، که جایشان در متن خالی است.
شعر سوم نیز چنین وضعی دارد، باز معلوم نیست چه چیزی در تقابل با چه چیزی قرار گرفته است. دو نفر هستند که هر دو کار می‌کنند. حالا کار کردنِ یکی برای «قصری دیگر» و کار کردنِ یکی برای «لقمه‌ای نان»، چه تقابلی با هم دارند؟ چه تضادی؟ چه اختلافی با هم دارند؟ درنهایت هر دو کارگرند، و آن که در «قصری دیگر» کار می‌کند هم برای گرفتنِ لقمه نانی است که کار می‌کند. (و نکته اینکه حتی اگر به‌جای «قصری دیگر»، «قصر دیگری» هم داشتیم، آن را چه در معنایِ «یک قصر دیگر» می‌گرفتیم و چه در معنای «قصرِ یک نفرِ دیگر»، در هرحال باز هم فرق نمی‌کند. شخصِ مورد خطابِ شاعر، باز هم یک کارگر بود).
امّا متن اول، می‌توانست با یک جابه‌جاییِ ساده در محور جانشینی، و تغییرِ جایگاهِ واژۀ «سکوت» از عنوانِ متن به سطر اول، تبدیل به یک کاریکلماتور خوب شود:

سکوت
شهرلال...
مشاعره ای است اما
میانِ سنگِ قبرها

نسخۀ پیشنهادی:
سکوت، مشاعره‌ای است میان سنگ‌قبر شاعران مرده

در همین متن اول هم که این‌همه به شاعرانگی نزدیک است و با یک جابه‌جاییِ ساده و افزودنِ یک مضاف‌الیه، می‌تواند عاقبت به خیر شود، باز شاعر مرتکب اشتباهات و بی‌توجهی‌ها و سهوهای زبانی شده است (علی‌رغم اینکه متنِ کوتاهی هم هست) : نظیر اینکه «امّا» کاملاً قابل حذف است، و جای شهر، میانِ سنگ‌قبرها نیست اصلاً! چراکه اساساً قبرستان‌ها را دور از فضای مسکونی می‌سازند و...
درمجموع علی‌رغم اینکه اولین‌بار است که آثاری از آقای باقری می‌خوانم و شاید برای نظر دادن خیلی زود باشد، ولی به‌نظر می‌رسد شاعر، زمان و مجال بیشتری برای نزدیک ‌شدن به حده‌اقل‌های شعری نیاز دارد و شاید لازم باشد مدتی، صرفاً به مطالعۀ شعر خوب بپردازد.

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۲
سیامک باقری » چهارشنبه 16 مهر 1399
درودهاااا بزرگوار.... درودهاااا... دقیقا منظور من نشان دادن اختلاف طبقاتی در یک شعر خیلی کوتاه بود... اما در تعجبم چطور خانم دکتر متوجه این موضوع نشدند.. و فرمودند هر دو کار رند... در حالیکه کارگر برای قصری دیگر کار نمی کند.. او کارفرما، اربات و مولتی میلیاردر است که......
جمشید عزیزی » دوشنبه 14 مهر 1399
عرض ادب و احترام - شعر سوم را بیشتر دوست دارم زیرا اختلاف طبقاتی را به خوبی نشان داده است. نویسا باشید و سلامت

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.