در کلنجار با ایرادات ابتدایی!




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : صادق اصغری دوغایی


عنوان شعر اول : گریستن
شب، خواب تو، بیداری و چون ابر گریستن
لعنت به شب و دوری و اینقدر.. گریستن

چندیست که در پیکر خود زنده به گورم
کارم شده در سینه ی این قبر گریستن

یک چشم چو سنگی وسط برکه ی خون و
چشمی به در و ساعت و بی صبر گریستن

دیوانه ام و بعد تو یک عادت تلخ است
با یاد تو در هر قدم از شهر گریستن

بین من و این لحظه مراعات قشنگیست
یک کوچه و یک عاشق و یک چتر.. گریستن!!

#صادق_اصغری

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به غزلی از دوست شاعرمان جناب صادق اصغری که از کیفیت اثر و سابقه‌ی شاعری‌شان پیداست در ابتدای راه قرار دارند.
بارها در نقد آثار دوستان تازه کار و نوپا به این مورد اشاره کرده‌ام که این مرحله، مرحله بسیار حساسی در شاعری محسوب می‌شود، چرا که اگر این مرحله با سرعت مناسب و کیفیت مطلوب طی نشود در ادامه راه با مشکلات عدیده مواجه خواهید شد.
شاعری که وزن و قافیه را درست نمی‌شناسد نباید از مخاطب یا منتقد انتظار داشته باشد که اثرش را با دقت بخواند، این حرف شاید کمی تلخ باشد، چون شاعر ممکن است صرفنظر از مقدمات حرف زیبایی زده باشد، یا مضمون درخشانی را ارائه داده باشد، ولی متاسفانه واقعیت ماجرا همینطور است، مخاطب یا منتقد ابتدا باید به سلامت اثر شما اعتماد کند، آنگاه با آن حس اعتماد به سراغ محتوا خواهد رفت، با این مقدمه به دو ایراد اساسی در شعر شما اشاره می‌کنم، امیدوارم با دقت بیشتر از این به بعد در رعایت مقدمات همت کنید.
وزن غزل شما که اتفاقا نقاط خوبی هم دارد به قرار زیر است:
مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فعلن
شما در تمام غزل وزن را به درستی رعایت کرده‌اید، اما متاسفانه در ردیف یک هجا اضافه آورده‌اید، قالب شاعران نوپا معمولا در رعایت وزن به مشکل می‌خورند، آن هم در مصراع فرد چون قافیه و ردیف یادآوری ذهنی برای آنها دارد و معمولا در مصاریع زوج وزن را درست رعایت می‌کنند، اما شما برعکس عمل کرده‌اید و از آن‌جا که ایراد وزنی شما در کلمه ردیف است، تمام شعر دچار مشکل وزنی شده است.
گریستن را برای مثال اگر به گرستن تبدیل کنید وزن شعر درست می‌شود، همین یک ایراد کوچک تمام شعر را دچار مشکل کرده است، همین یک هجای اضافه در ردیف باعث می‌شود اگر منتقدی در مقابل شعر شما قرار بگیرد توجهی به مضامین شعر شما نکند.
حالا باید ردیف را تغییر دهید، کلمه‌ای متناسب با وزن و در تناسب با معنای شعر بیابید و جایگزین کنید.
دومین ایراد بزرگ شعر شما قافیه است، نمی‌دانم چقدر اصول تئوری قافیه را خوانده‎اید اما در کتاب‌‎های دوره‌ی دبیرستان رشته علوم انسانی هم آمده است که شرط قافیه شدن دو کلمه چند حالت مختلف دارد، در حالتی که به قافیه شعر شما مربوط است، وقتی ما قرار است با مصوت(صدا دار) کوتاه قافیه بگیریم باید بعد از حداقل یک صامت(بی‌صدا) مشترک داشته باشیم و حق نداریم هیچ صامت یا مصوت متفاوتی را اختیار کنیم، برای مثال دَر با سَر هم قافیه است چون بعد از مصوت (فتحه) تنها صامت (ر) آمده است.
حالا در قافیه شعر شما بعد از مصوت (فتحه) کلمات متفاوت آمده‌اند، و این قافیه را به کل غلط می‌کند، ابر و صبر و قبر قافیه‌های درست این شعر هستند، شهر با نهر و دهر و ... هم قافیه می‌شود و چتر با وتر و ...

حال با این دو ایراد مقدماتی اما مهم شما به فرض که حرف‌های خوبی هم در شعر زده باشید و شعرتان از نظر عاطفه یا تخیل درخشان هم باشد امتیاز بالایی کسب نمی‌کند.
با آرزوی موفقیت.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۲
صادق اصغری دوغایی » دوشنبه 14 مهر 1399
عذر میخوام متوجه مفهوم علامت تعجب عنوانی که برای نقد کارم اعمال کردید نشدم⁦.
امیرعلی سلیمانی » سه شنبه 15 مهر 1399
منتقد شعر
سلام جناب اصغری عزیز، علامت تعجب همان‌گونه که از نامش پیداست جایی مورد استفاده قرار می‌گیرد که نویسنده می‌خواهد حیرت خود را از مساله‌ای نشان دهد، و حاکی از اتفاق غیر منتظره‌ای‌ست، تعجب من از شعر شما این بود که محتوای شعر و تسلط شما بر موزون سرودن آنقدر بالا بود که انتظار نمی‌رفت دچار این لغزش وزنی واضح و آن ایرادات قافیه‌ای باشید. موفق باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.