تقطیع، به شما می‌آموزد که ارزش «هجا» در حد «نُت موسیقی»ست




عنوان مجموعه اشعار : خشکسالی
شاعر : محبوبه عبدالهی


عنوان شعر اول : خشکسالی
من حتم دارم دیدنت از لطف خالی نیست
بوسیدنت کار کمی در این حوالی نیست
من خوب میدانم برای عاشقت بودن
باید بمیرم چاره اش شوریده حالی نیست
قطعا تلقی تو از یک دختر زیبا
موهای مشکی، شعر و یک ذهن خیالی نیست
چشمان دریایی؟ موهای گندمگون؟‌
این انتخاب روزهای خشکسالی نیست
تو بامداد شعر من هستی ببین آیا
آیدای تو در این حوالی نیست؟

عنوان شعر دوم : ..
..

عنوان شعر سوم : ..
..
نقد این شعر از : یزدان سلحشور
خانم محبوبه عبدالهی سلام.
با مروری که بر آثار گذشته‌ی ارسالی شما برای پایگاه نقد شعر داشتم. به یک نتیجه قطعی رسیدم: اینکه شما در شعر منثور، تا اکنون موفق نبوده‌اید که حاصلِ مطالعه کم و «اجرا»ی ناموفق شگردهای این قالب شعری‌ست اما در نهایت شگفتی دیدم که در حوزه غزل نو خیلی موفق‌ترید گرچه مشخص است که بعد از گفتن غزل، تقطیع‌اش نکرده‌اید که «کم‌داشته‌های وزنی» آن را رفع کنید. در بیت چهارم با کمبود هجا روبرو هستیم که به راحتی قابل رفع است.
نسخه شما:
چشمان دریایی؟ موهای گندمگون؟‌
این انتخاب روزهای خشکسالی نیست
نسخه ترمیم‌ شده:
چشمان دریایی؟ نگو! موهای گندمگون؟!
این انتخاب روزهای خشکسالی نیست
در بیت آخر هم، کمبود هجا به اشکال وزنی منجر شده که به راحتی قابل ترمیم بوده با تکرار و البته تأکید.
نسخه شما:
تو بامداد شعر من هستی ببین آیا
آیدای تو در این حوالی نیست؟
نسخه ترمیم شده:
تو بامداد شعر من هستی ببین آیا
آیدای تو، آیدای تو در این حوالی نیست؟
از این نکات که بگذریم، شما با وزن عروضی راحت‌تر وارد حوزه شعر می‌شوید شاید به دلیل استعداد ذاتی باشد شاید هم شعر کلاسیک، بیشتر خوانده‌اید و وزن ملکه ذهن‌تان شده. نکته جالب توجه این است که شما به رغم دو مشکل وزنی در این غزل، بخش «اختیارات شاعری» آن را به خوبی رعایت کرده‌اید به رغم اینکه شعر را تقطیع نکرده‌اید! [اختیارات شاعری (به انگلیسی: poetic licence، به فرانسوی: licence poétique، به لاتین: licentia poetica) از مباحث عمده و اساسی در وزن شعر فارسی است، و آن عبارت است از مجموعه‌ای از قواعد که برمبنای آن، شاعر مجاز است که در شعر خود، هنگام سرودن، از نظر وزنی یا از لحاظ لفظی، نسبت به وزن یا کلام استاندارد و معیار، تفاوت‌هایی خاص ایجاد کند. ظاهراً این اصطلاح را نخستین بار پرویز ناتل خانلری، استاد برجستهٔ ادبیات و زبان‌شناسی (رسالهٔ دکتری، ۱۳۲۱)، به‌کار برده‌است. آنچه خانلری انجام داد، درواقع، دسته‌بندی و تدوین اصول و قواعدی است که در کتاب‌های کهنِ عروض، به‌ویژه کتاب المُعجَم فی مَعاییرِ اشعارِ العجم، نوشتهٔ شمسِ قیسِ رازی (نیمهٔ نخستِ قرن هفتم هـ. ق) آمده‌است؛ یعنی چهار قاعدهٔ حذف، اضافه، تبدیل، و ادغام، که هنگام انشعابِ زحافات از پایه‌های اصلیِ عروضی اِعمال می‌شود؛ اما، اختیارات شاعری، به مفهوم جدید، برای نخستین بار، توسط ابوالحسن نجفی تدوین و در سال ۱۳۵۲ در مقاله‌ای به همین نام در اصفهان چاپ شد. پس از نجفی، تقی وحیدیان کامیار، استاد ادبیات و زبان‌شناسی، با نقد و حک‌واصلاح قواعد نجفی، نسخهٔ تازه‌ای از اختیارات شاعری به‌دست داد (۱۳۶۷). فین تیسن (۱۹۸۲)، ایران‌شناس دانمارکی، و حمید حسنی (۱۳۷۱، ۱۳۷۲، ۱۳۷۸) نیز، ضمن نقد و اصلاح قواعد یادشده، اصول جدیدی به اختیارات شاعریِ نجفی و وحیدیان کامیار (در قالب «اختیارات و ضرورت‌های شعری») افزودند. علی‌اصغر قهرمانی مقبل، استادیار دانشگاه خلیج فارس هم، در مقاله‌ای، به مسئلهٔ اختیارات شاعری و تفاوت آن‌ها با ضرورت‌های وزنی پرداخته‌است.] در بخش «پیام شاعر برای منتقد» نوشته‌اید: «با سلام خدمت منتقد گرامی... پیشاپیش تشکر می‌کنم از شما و خواستم خدمت‌تان عرض کنم که تجربه آنچنانی حداقل در این قالب ندارم اگر که قابلیت این را دارد که شعرش بنامید بی‌صبرانه منتظر نقدتان هستم.» پاسخ، این است که حتماً شعر است نه نظم است نه نثر منظوم اما غزل فوق‌العاده‌ای نیست گرچه جذاب است. چرا فوق‌العاده نیست؟ چون «مضمون‌سازی» که هدفِ نهایی شعر است [چه شعر کلاسیک، چه شعر نیمایی، چه شعر سپید و چه شعر منثور] در آن به کمال مطلوب دست پیاده نکرده. مضمون‌های این شعر، در حد «گپ و گفتی تغزلی در حوزه معنا» مانده است و همچنین، شعر، غیر از «روگفتار» چیزی برای مخاطب ندارد. آیا به کمال رسیدن مضمون، حتماً باید منوط به تشکیل «زیرگفتار» باشد؟ به هیچ وجه! اما به طور معمول، «مضمون به کمال رسیده» صحنه را می‌سازد و «صحنه‌ی درست طراحی‌شده و اجراشده» به زیرگفتار می‌انجامد یا مثل غزل‌های سعدی، به «شعری چند حسی در حافظه نسلی» بدل می‌شود. پیشنهاد می‌کنم شعر کلاسیک را ادامه دهید و البته اگر تقطیع وزن عروضی را نمی‌دانید حتماً بیاموزید چون بسیار لازم است حتی اگر بخواهید شعر سپید یا شعر منثور بگویید. چرا؟ چون تقطیع، به شما می‌آموزد که ارزش «هجا» در حد «نُت موسیقی»ست و برای آنکه به «ملودی» برسید باید روی «هجا» سرمایه‌گذاری کنید. «مضمون‌سازی» را جدی بگیرید و بر آن مسلط شوید که اهمیت‌اش برای شاعر [هر شاعری با هر زبانی در هر جای جهان] از نان شب هم واجب‌تر است! منتظر آثار تازه‌تان هستیم. پیروز باشید.

منتقد : یزدان سلحشور

یزدان سلحشور متولد 13 آذر 47 در رشت. شاعر، نویسنده، منتقد[ادبی-سینمایی]،مدرس، ویراستار،روزنامه‌نگار داور دو دوره جایزه جلال آل‌احمد و دو دوره جشنواره شعر فجر و جوایز ادبی دیگر از جمله جایزه نیاوران



دیدگاه ها - ۱
محبوبه عبدالهی » دوشنبه 14 مهر 1399
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما تشکر میکنم اکه شعر بنده را نقد کردید و از اینکه آثار قبلی بنده را نیز مرور کردید و مرا در انتخاب مسیر راهنمایی کردید صمیمانه سپاسگزارم. نقد شما را چندین بار خواندم و تمام نکاتی را که فرمودید به حافظه ام سپردم و تلاش خواهم کرد که تمام این نکات را به کار گیرم. امیدوارم که باز هم بتوانم از محضرتان بیاموزم. ارادتمندتان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.