هر لحظه به لب دعای باران دارد!




عنوان مجموعه اشعار : اشعار
شاعر : مرتضی برخورداری


عنوان شعر اول : دیوار
هر شب به هوای دیدنت بیدارم
فقدان تورا همیشه در انکارم
ای پنجره ی رو به تماشا برگرد
با رفتنِ تو اتاقی از دیوارم






عنوان شعر دوم : عشق
کِی از غمِ بی کسی بریده ست مرا
کِی قدر جُویی ناز خریده ست مرا
باید که به پیش عقل زانو بزنم
از عشق که خیری نرسیده ست مرا

عنوان شعر سوم : رفتگر**
جارو به کف و کولهٔ غم ها بر دوش
لبهاش پُر از سکوت ودل غرقِ خروش
می برد شکسته های دل را با خود
در ساعت نُه ،مرد نارنجی پوش
**************
از پنجره ای که همدم ایوان است
هی خیره به آسمانِ بی پایان است
هرلحظه به لب دعای باران دارد
این شیشه که درغباروغم پنهان است
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به چهار رباعی از شاعر عزیز جناب مرتضی برخورداری، نکته‌ای که در خصوص رباعی حائز اهمیت است این است، که کوتاهی و به ظاهر سادگی قالب نباید سهل انگاری ایجاد کند. رباعی سرایی که در طول حیات ادبی‌اش بیست رباعی درخشان بنویسد بی‌شک نسبت به شاعری که هزار رباعی متوسط بنویسد موثر‌تر عمل کرده است، این را از این جهت می‌گویم که با علم به اینکه تمرین و تکرار در نوشتن موجب افزایش توانمندی شاعر خواهد بود، تمیز دادن آثاری که تمرین تلقی می‌شوند از سایر آثار نکته‌ی حائز اهمیتی خواهد بود.
هر شب به هوای دیدنت بیدارم
فقدان تورا همیشه در انکارم
ای پنجره ی رو به تماشا برگرد
با رفتنِ تو اتاقی از دیوارم
در تمام رباعی‌هایی که جناب برخورداری در این سایت منتشر کرده‌اند ویژگی مشترک است، توجه به مضمون در عین ساخت تصاویر بکر، این می‌تواند ویژگی رباعی‌های ایشان باشد، و صد البته که در بسیاری از مصاریع و بیت‌ها موفق عمل کرده‌اند اما نکته‌ای که به نظر من در رباعی ایشان ایجاد آسیب می‌کند ضعف تالیف حاصل از ایرادات زبانی‌ست، جملات اگر روان خوانده نشوند و منطق دستوری سالمی نداشته باشند هر چقدر هم که مضمون برجسته باشد شعر را دچار ضعف می‌کنند.
فقدان تورا همیشه در انکارم
شاعر می‌خواهد بگوید همیشه نبودن تو را انکار می‌کنم حال به خاطر شکل وزن و قافیه به این صورت نوشته شده است، جز اینکه در انکار بودن آن‌قدر‌ها هم سلیس نیست.
با رفتنِ تو اتاقی از دیوارم
در این مصرع که حکم ضربه‌ی نهایی رباعی را دارد، تصویر جذاب نیست، اتاقی از دیوار بودن چه معنی دارد؟ یعنی اتاقی که پر از دیوار است یا اتاقی که دیوار دارد، اگر مدنظر شاعر تقابل پنجره مصرع سوم با دیوار در مصرع چهارم است باید عرض کنم از پس کار بر نیامده است.
کِی از غمِ بی کسی بریده ست مرا
کِی قدر جُویی ناز خریده ست مرا
باید که به پیش عقل زانو بزنم
از عشق که خیری نرسیده ست مرا
در این رباعی باز هم صحبت از تقابل عقل و عشق است، این تقابل که سوژه‌ی تکراری شعر کلاسیک دیروز و امروز ماست اگر با بیان تازه و کشف تازه‌ای همراه نباشد طبعا لطفی هم برای شعر نخواهد داشت، در مصرع دوم منطق دستوری به شدت کهنه می‌شود و این عدم هماهنگی زبانی از قوت اثر خواهد کاست، "به پیش" هم "به" حشو است و بهتر است حذف شود. با نگاه کلی باید بگویم این رباعی ناموفق بیشترین ایرادش مضمون تکراری و ایرادات کوچک زبانی و دستوری‌ست.
جارو به کف و کولهٔ غم ها بر دوش
لبهاش پُر از سکوت ودل غرقِ خروش
می برد شکسته های دل را با خود
در ساعت نُه ،مرد نارنجی پوش
از شاعری که تا این حد موزون و راحت می‌نویسد انتظار ایراد وزنی نمی‌رود، در مصرع پایانی شاعر به دلیل الزام معنایی که برای آوردن کلمه"نه" دارد دچار این غفلت وزنی شده است، و پر واضح است که این مصراع یک هجا کم دارد مثلا باید بشود در ساعت هشت! تا وزن درست شود، مصرع اول یک تصویر انتزاعی در کنار یک تصویر عینی قرار گرفته است و این از انسجام معنایی کاسته است، جارو همان جاروی نیروی خدماتی شهرداری‌ست! اما کوله‌ی غم‌ها یک تصویر ذهنی‌ست، چون نه مردان نارنجی پوش در ساعت نه کوله دارند نه اگر داشته باشند آن کوله‌ی غم است، در مجموع با چند اصلاح کوچک رباعی موفق‌تری خواهد شد.
از پنجره ای که همدم ایوان است
هی خیره به آسمانِ بی پایان است
هرلحظه به لب دعای باران دارد
این شیشه که درغباروغم پنهان است
در این رباعی مصرع آخر که اتفاقا باید قوی‌تر از سایر مصاریع باشد ضعیف‌تر از بقیه است یعنی مقدمه به خوبی آمده و انتظار یک ضربه‌ی پایانی شاعرانه داریم اما شیشه‌ی در غبار و غم پنهان چگونه شیشه‌ای‌ست؟ شاعر تا چه حد توانسته تصویر خلاقانه و در عین حال ملموسی بسازد، شیشه‌ی پنجره‌ای که خاک گرفته است و اتفاقا نزدیک ایوان هم هست دعای باران دارد، می‌شود این تصویر را بسیار شاعرانه‌تر و البته واجد صفات انسانی نوشت.

در مجموع اعتقاد دارم شاعر عزیز جناب برخورداری با کمی سختگیری بیشتر می‌تواند رباعی‌های به مراتب موفق‌تری بنویسد.
با آرزوی توفیق

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
مرتضی برخورداری » شنبه 12 مهر 1399
ممنون از نکات ارزشمند استاد سلیمانی

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.