قدم بعدی




عنوان مجموعه اشعار : اشعار سپید
شاعر : امیررضا خانلاری


عنوان شعر اول : تدفین
نطفه رنج بسته شد
همان لحظه که آمدنمان را
با هق هق
به خود تسلیت گفتیم
و بر دهانمان بوی شیر پاشیدند
تا نفهمیم این نطفه
خود ماییم
که وقتی گنج شدیم
دفن مان می کنند
و من صندوقچه ای هستم
پر از عشق
لاف می زنم
که این خیابان های شلوغ
این بوق ها
این اتوبوس ها
این بازار مکار محتکر را
دوست دارم
تقیه می کنم
لاف میزنم
من هم رنجی سقط شده ام
درست مثل همه شما
چه ارزشی دارد که مرا دفن کنید ؟
اما تو
فقط تو می دانی که من هنوز
از تو سیر نشده ام
وگر نه
من تشنه خاکم و خاک تشنه من

عنوان شعر دوم : کسوف


خورشید و ماه
هم آغوش هم شدند
زمین تاریک شد
منجمان گفتند کسوف شده
و من می گویم
گاهی رسیدن
نور عاشق ها را
خاموش می کند
نقد این شعر از : مهدی بهار
با دو شعر آزاد از آقای امیررضا خانلری روبرو هستیم برای نقد.آثار قبلی شما و آرای دوستان منتقد خود در پایگاه را خواندم.آنچه که برجسته و ستودنی‌ست اینست که نقدهای دوستان کارگر بوده و در این دواثر،کمتر اثری از کهنگی و نامانوسی‌ی زبان به چشم می‌خورد.حالا که شاعر به زبان امروز خویش سخن می‌گوید،می‌تواند پس از مدتی و با تسلط به این زبان در شعر،کم کم به زبان اختصاصی خود دست پیداکند که این مهم را در آینده به گفتگو خواهیم نشست.
اکنون شاعر باید به نقش فیزیکی و معنوی واژگان در جمله دقت کند و جایگاه واژگان را در متن و فرامتن خویش حک کند.هر واژه معنایی دارد و چیزی را در ذهن مصور می‌کند.وظیفه شاعر است مانند یک دستیار صحنه، تمامی اجزا را بادقت و درجای خود بچیند.به گونه ای که اگر جزئی از صحنه به هم خورد یا حذف شد،جای خالی آن مشهود شود.در بندهای ابتدایی شعر کلمه ی "هق هق" آمده است:

"نطفه رنج بسته شد
همان لحظه که آمدنمان را
با هق هق
به خود تسلیت گفتیم
و بر دهانمان بوی شیر پاشیدند
تا نفهمیم این نطفه
خود ماییم
که وقتی گنج شدیم
دفن مان می کنند
و من صندوقچه ای هستم
پر از عشق..."

هق هق گریه‌ای نیست که نوزادان انجام می‌دهند.نوزاد ونگ می‌زند،گریه می‌کند،
اما هق هق ندارد.میتوان همانگونه که شاعر درنظر داشته از گریه برای تسلی استفاده کرد.اما گریه کردن تسلیت گفتن نیست.
بوی شیری که بر دهانمان پاشیدند اگر از شعر حذف شود چه اتفاقی می‌افتد؟آیا نبودش ضربه‌ای به شعر می‌زند و شعر را گنگ می‌کند؟
نطفه ۹ماه قبل از تولد بسته می‌شود و این فواصل زمانی باید با موارد استفاده‌ی آن در شعر منطبق باشد.حال کمی شروع شعر را بهم می‌ریزیم:

نطفه بسته شد
و بعد
ما رنج شدیم و
با گریه
آمدنمان را تسلی دادیم
که وقتی گنج شدیم
دفنمان کنند.
و من صندوقچه‌ای هستم پر از عشق...

با اندکی تامل و دقت در چیدمان و استخدام درست کلمات سر و شکلی به قسمت آغازین شعر دادیم.همین کار را می‌توان با باقی شعر نیز انجام داد.

تناسب بین تولد و مرگ و نطفه و گریه‌ی نوزاد و گنج و رنج و دفن و دفینه و خاک و سیر و تشنه ... تناسبات خوبی ست.اما هنوز بوی خامی از نحوه استفاده از آنها در جملات به مشام می‌رسد.باید شعر را چندین بار از سر بنویسید تا اضافات آن بریزد و به آهنگ دورنی درستی از چیدمان آنها برسید.
آنوقت است که نوع نگاه و تاکید شما ، به کلمه مهم مورد منظور شما میتواند کمک کند که گاهی ارکان جمله‌ها را به درستی جابجا کنید و به زبان درست شعری خود دست پیدا کنید.
همانگونه که اشاره کردم، نبایست از کنار کلمات بی‌تفاوت رد شد.در شعر آزاد ارتباط دورنی کلمات و چیدمان آنها و فیزیک کلام بسیار مهمند.نمیتوان کلمات را فله‌ای درون شعر ریخت.از اتوبوس و بوق و ترکیب "بازار مکار محتکر" کارکرد درستی گرفته نشده است.من معتقدم در شعر آزاد بایست پس از اشاره به کلماتی که در ابتدا چندان مرتبط به هم به نظرنمی‌آیند،باید در اواسط و انتهای شعر کارکردی کشید که مانند نخ نامرئی تثبیت وجودی کلام را توجیه کند.
در شعر دوم این تناسبات و ارتباط درونی واژگان بیشتر رعایت شده‌است.اما باز میتوان اصافات آن را تراشید و تا زیبایی مصور شعر شما افزایش پیدا کند.
لازم نیست حتما منجمان بگویند کسوف شده.حتی اگر هم شما به منجمان اشاره نکنید،گفت ِ کسوف ، ذات وجودی منجمان را در وجود خود دارد.ببینید:

خورشید و ماه
هم آغوش هم شدند
زمین تاریک شد
منجمان گفتند کسوف شده
و من می گویم
گاهی رسیدن
نور عاشق ها را
خاموش می کند

حالا بعضی کلمات را برمیداریم:

از هم‌آغوشی خورشید و ماه
زمین تاریک شد
کسوف شد
من می‌دانم
که گاه
رسیدن
باعث خاموشی می‌شود

علاوه بر موجزتر کردن شعر با استفاده از "از" در شروع شعر،یک لایه از ایهام به شعر شما اضافه شد.که زمین شاید از حسادت همآغوشی عشاق خاموش شده‌است.دودیگر اینکه از کسوف عشاق نیستند که خاموش می‌شوند.بلکه زمین که نظاره‌گر آنهاست در خاموشی می‌ماند.و در اصلاح شعر ،خاموشی را به نور عشاق نسبت ندادیم و با اشاره به کلیت خاموشی این را به عهده مخاطب گذاشتیم تا خود به نتیجه دلخواه برداشتی را که می‌خواهد داشته باشد.
با دقت و نکته‌سنجی که در دیدگاه شما به نظر می‌رسد منتظر اتفاقات مثبت بیشتری در اشعار آینده شما هستیم.
با آرزوی موفقیت

منتقد : مهدی بهار

شاعر - ترانه سرا - نویسنده - پژوهشگر - منتقد ادبی و سینمایی- نمایشنامه - مشاور فیلنامه - خواننده - کارشناسی زبان و ادبیات پارسی سوابق تدریس: وزن و عروض و قافیه نقد ادبی در کانونهای ادبی سبک شناسی نظم و نثر موسیقی شعر صور ...



دیدگاه ها - ۱
امیررضا خانلاری » جمعه 11 مهر 1399
سلام و درود استاد گرامی نقد را چند بار خواندم سپاسگزارم از این که نکات و جزئیاتی را فرمودید که از نگاه من پوشیده بود سپاسگزارم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.