یک تکان درست و حسابی!




عنوان مجموعه اشعار : شعر نو
شاعر : سید شهریار موسوی


عنوان شعر اول : قندِ تلخ
قند از داخلِ قندان افتاد.
مثلِ دندانِ دهان.
گفت: من یک تنه میگردانم؛
تنهء تلخی را؛
قلع و قمع و بر باد..
دستی آن را به درونِ فنجان؛
بی ترحّم انداخت.
ساخت گردابکِ بی رحم تری.
نیمه‌جان، داد‌زنان: که منم، من من من..
و صدایی که بشد مستغرق.
لب، چشید و لب گفت:
داغ و تلخ است هنوز..

عنوان شعر دوم : .
.


عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
آفرین به آقا شهریار! دیدید این نوشته با قبلی‌ها چقدر فرق کرد؟ قبلی‌ها هیچ معنی درست و درمانی نداشتند اما حالا یک تکان درست و حسابی خورده و معنی کلی نوشتۀ جدیدتان را می‌فهمیم. دلیل اصلی بی‌معنی بودن نوشته‌های قبلی، استفاده از زبان و کلماتی بود که مربوط به شما نبود. مسلط شدن به زبان، زمان می‌برد! پس باز هم جا دارد که از کلمات ساده‌تری استفاده کنید. اگر «گردابک» و «بشد» و «مستغرق» و این چیزها را هم کنار بگذارید، کار راحت‌تر می‌شود. کلماتِ مختلف، معانی، کاربردها و ظرفیت‌های مختلفی دارند که اگر به آن‌ها اشراف داشته باشیم، می‌توانیم از آن کلمات به‌خوبی استفاده کنیم. به همین دلیل پیشنهاد می‌کنم از کلمات امروزی‌تری که با آن‌ها صحبت می‌کنید، در نوشته‌هایتان استفاده کنید.
حالا که نوشته‌تان مفهوم پیدا کرده است، می‌توانیم دربارۀ جزئیات آن بیشتر صحبت کنیم. با توجه به تشبیهی که در خط دوم آورده‌اید، کمی از تشبیه می‌گویم. تشبیه یکی از آرایه‌های ادبی است. چرا به تشبیه و استعاره و اغراق و این چیزها، آرایۀ ادبی می‌گویند. چون با آن‌ها نوشته‌مان زیباتر و هنری‌تر می‌شود. وقتی که از آرایه‌ای استفاده می‌کنید، نتیجه را حتماً بررسی کنید که آیا آن آرایه، تأثیر مناسبی بر نوشته گذاشته است یا نه! مثلاً در خط دوم که تشبیهی آورده‌اید، ببینید آیا این تشبیه چیزی به سخن شما اضافه کرده است یا نه! اگر تشبیه مناسبی نباشد و بارِ مثبتی برای نوشته نداشته باشد، اضافه است. حالا که حرف از تشبیه شد، دربارۀ انواع آن بیشتر مطالعه کنید. باقی آرایه‌های ادبی را هم فراموش نکنید.
در شعر، به‌ویژه شعر موزون، پیش می‌آید که ارکان جمله جابه‌جا شوند یا بعضی از ارکان حذف شوند. در واقع شاعر گاهی با همین کارها زیبایی می‌آفریند، گاهی هم به اجبارِ وزن این کارها را انجام می‌دهد. همین اجبارها و جابه‌جایی‌ها گاهی باعث می‌شود که جملات رسا نباشند و مفهوم به‌درستی به مخاطب منتقل نشود. برای اینکه از انتقال درست مفاهیم مطمئن شوید، شعرتان را به نثر تبدیل کنید. وزن را از آن بگیرید و جملات آن را ساده و مرتب بنویسید تا بفهمید. مثلاً پنج خط اول نوشته‌تان اینطوری می‌شود:
قند مثل دندانی که از دهان می‌افتد، از قندان افتاد. گفت: من تنهایی تنۀ تلخی را می‌گردانم. قلع و قمع و بر باد..
با این کار خودتان می‌توانید به نارسایی‌های مفهوم پی ببرید. آن موقع شاید با خودتان بگویید که خط پنجم نوشته‌ام با باقی کلمات و جملات ارتباط خوبی برقرار نمی‌کند و «تنۀ تلخی» هم شاید انتخاب مناسبی نبوده است. همین کار را با تمام آثارتان انجام بدهید. در درجۀ اول، مفهوم باید شیوا و رسا به مخاطب منتقل شود و در مرحلۀ بعدی می‌توانید آن مفهوم را آرایش کنید تا به شعر تبدیل شود.
از اشعار نیمایی ساده‌تر بیشتر بخوانید. یکی از اهدافتان از خواندن، مسلط‌تر شدن بر وزن باشد. موقع خواندن دقت کنید که شاعران چه زمان‌هایی از قافیه استفاده کرده‌اند. در زمینه‌های مختلف که مطالعه کردید، آن‌وقت دست‌به‌قلم شوید و سعی کنید اطلاعاتی را که به دست آورده‌اید، در نوشته‌هایتان پیاده کنید. متوجه شدید که هرچه شعر شما سالم‌تر باشد، می‌شود دربارۀ آن فنی‌تر حرف زد و به جزئیات بیشتری پرداخت. امیدوارم با همین فرمان ادامه بدهید و در آینده آثار خیلی بهتری از شما بخوانیم. موفق باشید.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.