مرگ‌اندیشیِ عمیق




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : محمد علی تهمی زنجانی


عنوان شعر اول : ...
مرگ آورست درد
یا
درد آورست مرگ

کسی چمیدان
وقتی دست کارگری زیر ساطور می ماند
او مرده است یا دردش می آید

عنوان شعر دوم : ....

به گورستان نگاه کن
ما می رویم
تنها مرگ است که می ماند


عنوان شعر سوم : ...
جای خالی مرگ
در اتاق من زنده است
زندگی می کند اشیاء را
بال و پر می گیرد
صندلی جوانه می زند
خودکار روان تر می نویسند
عمیق تر می شوند کتاب ها
تا در نبود من
همه چیز را بزرگ تر از حد واقعی نشان بدهند
خیابانی بی انتها
خانه ای هزارتو
پرده ای بلند

زنده است
جای خالی مرگ
قبل از ورود و بعد از رفتن
جایی میان نبودن و نیستن
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
مرگ‌اندیشی و پرداختن به مضمون مرگ در هنر، یکی از عمیق‌ترین حوزه‌های اندیشگانی است که با اینکه محوریتِ مشخصی دارد، اما از هر زاویه‌ای به آن پرداخته شود، به نتیجه و فرجامی عمیق و قابل‌توجه می‌رسد.
به مرگ بسیار پرداخته‌اند و از زوایای بسیاری به آن ورود کرده‌اند، امّا معتقدم هنری‌ترین و هنرآفرین‌ترین نوع نگاه به مرگ، همان «تعرف الأشیاء باضدادها» است، یعنی که مرگ را به‌واسطۀ زندگی بشناسند و بشناسانند، و حتی با اینکه مرگ، نیستی و عدم است، از موجودیت آن سخن بگویند، و این همان نوع نگاهی است که در شعرهای آقای زنجانی می‌بینیم. ـ و لازم است در این مجال مختصر، به این نکته اشاره کنم که در میانِ شیوه‌های مختلفِ مرگ‌اندیشی در آثار هنری و به‌طور خاص در متون ادبی، اگر مرگ‌اندیشی به‌شکلِ «ترس از مرگ» را منبعث از سطحی‌ترین نوع نگاه به مرگ بدانیم و مرگ‌اندیشی به‌شکلِ فناء فی‌الله و... را منبعث از متعالی‌ترین نوع نگاه به مرگ بدانیم، باید بپذیریم که مرگ‌اندیشی به‌شکلِ شناختِ مرگ و همزیستی با آن را باید منبعث از عمیق‌ترین نوع نگاه‎ها به مرگ دانست ـ
آقای زنجانی در شعر اول، نوعی سردرگمی و بلاتکلیفی در مواجهه با مرگ را به تصویر می‌کشد و با «درد» به‌مثابۀ یکی از نشانه‌ها یا عواقب یا مقدمات مرگ برخورد می‌کند که البته چون بر این بلاتکلیفی و سردرگمی، با جملۀ «کسی چه می‌داند» تأکید می‌کند، تا حدّی از بار هنری و زیبایی‌‎شناسی آن کم می‌کند.
در شعر دوم، شاعر به‌وضوح از ماندگاریِ مرگ سخن می‌گوید؛ یعنی از «ماندگاریِ» چیزی که در اذهان، با فنا و نیستی گره خورده است.
و در شعر سوم، به‌وضوح از زنده بودنِ مرگ می‌گوید و از جای خالیِ مرگ، ـ و می‌دانیم که جای خالیِ کسی (/چیزی) تنها در صورتی معنا دارد که حضورِ ملموسِ او (/آن) را درک کرده باشیم.
درمجموع نگاه آقای زنجانی به مقولۀ مرگ، نگاهی عمیق است، و شاعر توانسته این نگاه عمیق را به «شعر» تبدیل کند. درواقع پاشنۀ آشیلِ مفاهیمِ این‌چنینی این است که خطرِ درافتادن‌شان در مسیر جملات حکیمانه و فلسفی زیاد است، و اینکه شاعری بتواند بدونِ درغلتیدن در دامان حکیمانه حرف زدن، «شعر»ی مرگ‌اندیش بنویسد، هنری بزرگ است.

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۱
محمد علی تهمی زنجانی » سه شنبه 08 مهر 1399
درود خدمت سرکار خانوم کردبچه سپاس فراوان از نقد شما. در مجموعه (گام رو به جلو)و(مرگ در قبرستان اتفاق نمی افتد) هم که نقد هایی از جناب صابر ساده هست به مرگ پرداخته ام اگر فرصت بود و وقت شریف اجازه دادن خوشحال میشم به اونها هم نگاهی بیندازید.باز هم سپاس

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.