یادمان باشد که مضمون‌سازی کامل، فقط ارائه‌ی معنایی مشخص یا تا حدی روشن نیست




عنوان مجموعه اشعار : سه لتی
شاعر : امیررضا مفاخریان


عنوان شعر اول : رقیق است
در اینکه هی به فکر تو باشد
این عقل پیرچشمِ کهنسال
بسیار ریز بین و دقیق است
هر دفعه که عذاب نبیند
از قرص های خواب دو چشمت
خواهان خواب سخت و عمیق است

دالان های کوچک دستت
راه گشایش است و رسیدن
هر شاهراه جز تو ، به هیچ است
با هر طرق ، شبیه پناهی
در هر طریقتی که بخواهی
بن بست تو شبیه طریق است

زورم همیشه بر تو نچربید
مشت مرا همیشه تو خواباند
عمر مرا که نیش تو خواباند
آرایش غلیظ تو مشتی است
آرایش غلیظ تو نیشی است
بر قلب کوچکی که رقیق است

دریا مگر پیاده رونده است؟
دریا مگر پدیده ی زنده است؟
این پرسش پیاده روی بود
انگار که زیاده روی بود
هر گونه ی تر تو به من گفت
دنیای خشک، در تو غریق است

تفتید و مُرد و خسته ی خود شد
تفتان عمق دره ی مردی
شب را جدای غصه نبافید
ای کوه ، سختی تو نفهمید
در هر زمان ، زبانه کشیده
شعری که اهل عهد عتیق است

والی عمر تازه ، ولم کن
تولید مثل مرگ خودت باش
من تاولم که والد زخمم
اولاد درد و غصه و اخمم
شادم که زخم سقف دهانم
با خیسی دوباره رفیق است


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : یزدان سلحشور
آقای امیررضا مفاخریان سلام.
به رغم نوآمدگی و تجربه زیستیِ نسبتاً کم [واقعیت آن است که تجربه زیستی لازم برای کار هنری، بعد از 30 سالگی حاصل می‌شود. آیا تجربه زیستی، گزاره‌ای مهم در کار هنری‌ست؟ پاسخ، به شدت مثبت است! تجربه شخصی من، که این را اعلام می‌کند! به عنوان کسی که در سنین پایین، شعرهایم در نشریات حرفه‌ای منتشر می‌شد، گمانم این بود که به زودی به مرزهای تازه‌ای خواهم رسید اما همان موقع، حرفه‌ای‌ها از احتمال موفقیت در سنین بالا خبر می‌دادند که جدی نمی‌گرفتم متأسفانه! گرچه جهان از اوایل دهه 1980 تا کنون به لطف دهکده جهانی کوچک‌تر شده اما اهمیت تجربه زیستی، در این مقیاس، بیشتر هم شده است] شما خیلی روان شعر می‌گویید و بر «فرم» تسلط کم و بیش قابل قبولی دارید با این همه، شعرتان «خیلی کلی‌ست» و جای جهان‌نگری شخصی در آن خالی‌ست که طبیعی‌ست البته الان طبیعی‌ست و اگر 10 سال دیگر هم در، به همین پاشنه بچرخد دیگر طبیعی نیست! جزئیات در شعر شما، جایگاه کمی دارند و مضمون‌سازی که در ارتباط مستقیم با آن‌ها شکل می‌گیرد، چندان مستحکم نیست. [یادمان باشد که مضمون‌سازی کامل، فقط ارائه‌ی معنایی مشخص یا تا حدی روشن نیست. مضمون‌سازی، «صحنه» را به طور کامل و سه‌بُعدی شکل می‌دهد چنانکه در «روگفتار» این امکان فراهم می‌شود که مخاطب در «صحنه» حضور یابد و همه چیز را «ببیند»، «بشنود»، «لمس کند» یا «ببوید» حتی اشیاء و رفتارهایی را که شاعر (مؤلفِ مرده!) چندان در بندِ «نمایش»شان نبوده اما «متن» از او پیشی گرفته و آن‌ها را ساخته. مضمون‌سازیِ درست، مثلِ یک «هوش مصنوعی کامل» عمل می‌کند که از آفریننده خود پیشی می‌گیرد. در مقام مثال چیزی‌ست شبیه آنچه در داستان‌ها یا فیلم‌های علمی-تخیلی موفق شاهدش هستیم. فیلم‌هایی مثل «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» (به انگلیسی: 2001: A Space Odyssey، یک فیلم علمی تخیلی و حماسی محصول سال ۱۹۶۸ آمریکا-بریتانیا به کارگردانی و تهیه‌کنندگی استنلی کوبریک است. فیلم‌نامه آن توسط کوبریک و آرتور سی کلارک و تا حدودی متأثر از داستان کوتاه کلارک با نام «نگهبان» (به انگلیسی: The Sentinel) نوشته شده‌است. کلارک همزمان رمانی با همین عنوان را نیز نوشت که پس از پخش شدن فیلم آن را منتشر کرد و این رمان با عنوان «راز کیهان» توسط پرویز دوایی – نویسنده، مترجم و منتقد تأثیرگذار سینمای ایران- ترجمه شده است) و «بلید رانر» (به انگلیسی: Blade Runner، فیلمی پادآرمان‌شهری، نئو نوآر و علمی-تخیلی محصول ۱۹۸۲ آمریکا به کارگردانی ریدلی اسکات و با بازی هریسون فورد و روتخر هاور است. داستان این فیلم برداشتی آزاد از رمان «آیا آدم‌مصنوعی‌ها خواب گوسفند برقی می‌بینند؟» نوشتهٔ فیلیپ کی. دیک است) یا مجموعه‌هایی مثل «دنیای غرب» (به انگلیسی: Westworld، مجموعهٔ تلویزیونی‌ای بسیار موفق با ایده «اختلاط ژانرها» که توسط جاناتان نولان و لیزا جوی برای شبکهٔ اچ‌بی‌او ساخته شده‌است. این مجموعه براساس فیلمی با همین نام محصول ۱۹۷۳ است که نوشته و ساختهٔ مایکل کرایتون، رمان‌نویس آمریکایی است).]
ارجاعات فرامتنی شما در این شعر، گرچه «معنادار» اما «ناکامل» است مثل این مورد:
تفتید و مُرد و خسته‌ی خود شد
تفتان عمق دره‌ی مردی
شب را جدای غصه نبافید
ای کوه ، سختی تو نفهمید
در هر زمان ، زبانه کشیده
شعری که اهل عهد عتیق است
که ارجاع دارد به مضامین و روایات عهد عتیق درباره حضرت موسی (ع) اما ارجاع‌ها، بیرون متن‌اند و در متن، بازآفریده نشده‌اند که خطایی مهلک است برای اجرای صنعت «تلمیح» [تلمیح که در لغت به معنی با گوشه چشم نگریستن است از جملهٔ صنایع معنوی بدیع است که در آن نویسنده یا گوینده در ضمن نوشتار یا گفتار خودش به آیه، حدیث، داستان، یا مثل قرآنی یا ... اشاره داشته باشد]. در واقع، اگر با نگاه نقد مدرن به سراغ این صنعت برویم، درمی‌یابیم که تمام مثال‌هایی که در این خصوص در شعر هزارساله ما، قابل ردیابی‌ست اگر «اجرا»ی درون‌متنی شده باشند، در حافظه جمعی ماندگاری یافته‌اند.
منتظر آثار تازه‌تان هستیم. پیروز باشید.

منتقد : یزدان سلحشور

یزدان سلحشور متولد 13 آذر 47 در رشت. شاعر، نویسنده، منتقد[ادبی-سینمایی]،مدرس، ویراستار،روزنامه‌نگار داور دو دوره جایزه جلال آل‌احمد و دو دوره جشنواره شعر فجر و جوایز ادبی دیگر از جمله جایزه نیاوران



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.