از طنز ناخواسته فاصله بگیریم.




عنوان مجموعه اشعار : همای سعادت آباد
شاعر : مازیار حسنی


عنوان شعر اول : حال دلم رو به راه نیست!
ای خنده هات حال مرا رو به راه کن
وی چشم هات روز و شبم را سیاه کن

بیچاره دل که هیچ گناهی نکرده بود
تا دید روی ماه تو را شد گناه کن

گفتی که اشتباه بزرگیست"عاشقی"
ای دلربایِ با دلِ من اشتباه کن

یک ماه شد که رفته ای و خیره بر دَرَند
این چشم های بی رمقِ آه آه کن

از دوستان گلایه کنم یا ز دشمنان؟
وای از برادرانِ برادر به چاه کن

از ابتدا به کام دل دشمنان گذشت
این روزگارِ عمرِ عزیزان تباه کن

لختی بخند، حال دلم رو به راه نیست
ای خنده هات حال مرا رو به راه کن

عنوان شعر دوم : چشم های لحظه شمار
چشم ساقی چو من از باده خمار است امشب
لبم آماده بوسیدن یار است امشب

خبر آمد که شب هجر به پایان آمد
فرصت جام می و بوس و کنار است امشب

چهره از پرده برون آر به هنگام حضور
چشم ها در طلبت لحظه شمار است امشب

چشم بد دور! که در مجمع صاحبنظران
یار شیرین سخنم مشعله دار است امشب

مطربا پنجه نگهدار در این پرده راست
که مرا پنجه در آن گیسوی تار است امشب

همچو ساقی خبر از خویش ندارم دیگر
چشم ساقی چو من از باده خمار است امشب

عنوان شعر سوم : نقل محافل
ای که زیبایی تو صحبت هر انجمنیست
هرکجا می نگرم از تو به هر جا سخنیست

پیرهن جمله در اندام تو زیباست فقط
بی تو هر پیرهنی را که ببینم کفنیست

نه هر آن‌ کس که زند تیشه به کوهی هنر است
شور این واقعه نِه در سر هر کوه کنیست

طالب عشق در این واقعه تنها نه منم
بر سر کوی تو ای عشق هزاران چو منیست

خواهش سیم و زرم نیست ز شیرین سخنی
سخن چون شکرم تحفه به سیمین بدنیست

نازنینا! چمنی را‌ که تو باشی گل آن
چمن عیش《نسیم》 است که زیبا چمنیست
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به سه غزل از دوست شاعر جوان آقای مازیار حسنی که علی رغم سابقه‌ی کم شاعری توانسته‌اند شعرهایی سالم و صد البته خوش مضمون بنویسند، حال که بر مقدمات سرودن شعر کلاسیک تسلط پیدا کرده‌اند شایسته است شئونات جدی‌تر شعر را نیز با عینک سخت‌گیری نگاه کنند تا آثار کامل‌تری در کارنامه خود ثبت کنند.
به نظر من بهترین غزل در میان این سه غزل همان شعر اول است، زبان و تعبیرات به روز تر و رگه‌های خلاقیت مشهود تر از دو شعر بعدی‌ست. در شعر اول بیت اول مصرع یک و دو تضاد معنایی دارند، هر چند که اگر به جای چشم اخم استفاده می‌شد شاید با برداشتی شاعرانه می‌شد از آن گذر کرد. ردیف در بیت دوم به شیرینی بیت اول از آب در نیامده است، اینکه بگوییم دل ما گناه کن شده است آنقدر‌ها زیبا هم نیست. دلربای با دل من اشتباه کن آنقدر ها از نظر زبانی سالم نیست، چشم‌های آه آه کن که از آن تعبیرهای عجیب و غریب است، مگر چشم آه می‌کند که بخواهیم برای تاکید بیشتر آه آه کن را استفاده کنیم. سه بیت بعد درخشان‌ترین ابیات این غزل هستند شاعر به خوبی نشان می‌دهد بر موزون نویسی تسلط دارد و بدون تردید می‌تواند با کمی دقت نظر ابیات را بهتر از این هم بسازد.

بزرگترین ایراد غزل دوم تکراری بودن فضا و کلیشه‌ای بودن تعابیر است، دقت کنید وقتی یک غزل که مدعی این است که در روزگار حاضر نفس می‌کشد ما را مرتب به یاد شعر گذشته بیاورد، حتی اگر سطر‌های درخشان هم داشته باشد زیر سایه‌ی این ایراد بزرگ پنهان می‌شود، ساقی، خمار، هجر، می و امثالهم را می‌توان در شعر امروز هم استفاده کرد اما به شرطی که بتوانیم کارکرد و تناسبی تازه از دل آنها بیرون بکشیم، اتفاقی که در این غزل نیفتاده است، ضمن اینکه سطر چشم‌ها در طلبت لحظه‌‎شمار است هم ایراد معنایی دارد و هم مشعله‌دار که ترکیب چندان درستی نمی‎تواند باشد. باقی سطرها هم علی رغم سلامت به علت همان کلیشه‌ای بودن جذاب نیستند.

غزل سوم هم از آفت غزل دوم دور نمانده است، شاعر باید سعی کند وقتی بر استفاده از کلمات و ترکیب‌های کهن اصرار دارد دست کم فضا را امروزی کند، حرف امروزی بزند، و راه را برای خلق تصاویر تازه باز بگذارد. اصلا معنی کلمه "انجمن" در گذشته با امروز بسیار متفاوت است، اینکه شاعر همچنان معتقد باشد زیبای معشوقه‌اش نقل انجمن‌هاست یعنی هنوز در کارکرد کهن ترکیب و کلمه به سر می‌برد و این آفت بزرگی محسوب می‎شود، شاعر باید آگاه باشد مخاطب امروز وظیفه‌ای در قبال درک شعری که با مصادیق کهن نوشته شده ندارد، باز هم بر این صحبت تاکید می‌کنم بهره گیری از کلمات و ترکیب‌های باستانی حتی در شعر ایرادی ندارد به شرط حفظ انسجام زبانی و همینطور به روز شدن در اندیشه.
اما نکته مهمی که می‌خواستم بگویم شاعر در چند سطر از این شعر‌ها ناخوداگاه به سمت طنز رفته است، یعنی فضا از آن جدیت مشخص شده خارج شده است، این سطرها شاید در خوانش اول شیرینی هم به همراه داشته باشند اما در کل به ساحت شعر آسیب رسانده‌اند.
باید به شاعر عزیز عرض کنم شما قریحه و توانایی بسیار خوبی دارید، مطمئنا با سختگیری بیشتر موفق‌تر خواهید بود.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.