روح اخوان ثالث شاد




عنوان مجموعه اشعار : شعر نو
شاعر : سید شهریار موسوی


عنوان شعر اول : غار
غزل، در سینه میجمبد.
تقلاکار میگردد.
که از محبس، نفس را از نهانِ سینه در آنِ عیانِ جوِّ خاموشیِ سردالود، نگذارد.
قلم، آتشفشان، رقصان‌عیان، بر صحنه می آید:
چه امیدیست در غارِ جهانِ تار ها همیارِ من باشی..؟!
کنارِ نار بنشینیم.
به سوی کوی تصویراتِ بر دیوار؛
بگردانیم راهی؛
خُردِ گُم‌تکلیفکِ دیدار..
نیابیم از تردد های پی در پی؛
بجای زر، گذر‌بیهوده ای آخِر.

عنوان شعر دوم : فراسو
در فراسوی عدم؛
گام هایی دام‌پوش؛
عابرِ تقدیر هاست.
سر به سر از چاه ها و چاله ها؛
میکند دیدن دوپایش هر کجا؛
تشنه‌لب دنبالِ مشتی روشنیست
و هدایت ها را؛
قعرِ چاهی به فراسو میدید..


عنوان شعر سوم : الی..
زیرِ اشکِ آسمان؛
اشکِ چشمی جاری است
محو در خاطره ها؛
مات در سوگِ عظیم؛
قدمی از قدمی بر میداشت..
سوی چشمانِ نگاهی ناگاه
حیف، ابرِ تیره را؛
دیدِ نورآگینه نیست
هست خاموش الی؛
غایتی نامعلوم..
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
فرصت دوباره‌ای پیش آمد که نوشته‌های دوست جوانمان را بخوانم و درباره‌اش بنویسم. شهریار جوان این بار تصمیم گرفته است که سبک و قالب جدیدی را تجربه کند. البته باید دید چقدر در این تجربه موفق بوده است.
مخاطب وقتی که با این نوشته‌های شما روبه‌رو می‌شود، احتمالاً با خودش فکر می‌کند و اولین چیزی که از خودش می‌پرسد این است که آیا این نوشته‌ها به زبان فارسی است!؟ انصافاً حق دارد اگر فکر کند به زبان دیگری نوشته‌اید!
نیما یوشیج شعر نو را پدید آورد. او وزن عروضی را حفظ کرد، مصرع‌ها و بیت‌های هم‌اندازه را کنار گذاشت و خطوط شعر را کوتاه و بلند درنظر گرفت. اشعار نیما قافیه داشتند اما قافیه‌ها جای مشخصی نداشتند. بعضی‌ها به این نوع از شعر «شعر نو» می‌گویند. بعضی‌های دیگر کلاً به همۀ انواع شعر جدید، شعر نو می‌گویند و شعر نیما را که وزن و قافیه داشت، نیمایی نامیدند. ما هم به آن نیمایی می‌گوییم که کارمان را راحت‌تر کنیم و بدانیم که دربارۀ کدام نوع از شعر حرف می‌زنیم. شعر نیمایی را نیما ارائه کرد اما مطمئناً مهدی اخوان ثالث آن را به اوج رساند و بهترین نیمایی‌ها را نوشت. آشنایی و تسلط اخوان به زبان و ادبیات کهن و معاصر مثال‌زدنی بود. تسلطی که در آثارش کاملاً واضح است. ابتدا آثار وزین و خواندنی زیادی در قالب‌های کهن شعر فارسی سرود و بعد به سمت نیمایی کشیده شد. اما چه نیمایی‌هایی! نیمایی‌های سنگینی که با پشتوانه‌ای غنی از شعر و ادب کلاسیک سروده می‌شد. اشعاری که خواندنِ بعضی از آن‌ها هم سخت و پیچیده است، چه برسد به اینکه بخواهیم مثل آن‌ها بنویسیم. از این نیمایی‌های کاردرست زیاد داریم و احتمالاً شما هم بعد از خواندن چند نیمایی سنگین، تحت تأثیر آن‌ها قرار گرفته‌اید و دست‌به‌قلم شده‌اید. اینکه تصمیم می‌گیرید در سبک‌ها و قالب‌های مختلف طبع‌آزمایی کنید خوب است اما کاش با پشتوانۀ علمی بهتری به سراغشان بروید. امثال اخوان آن‌قدر بر زبان مسلط بودند و زبان را مالِ خود کرده بودند که می‌توانستند واژه‌های جدیدی بسازند، طوری‌که مخاطب آن را بپذیرد. اینکه ما تقلیدگونه بخواهیم فقط آن کارها را تکرار کنیم، در صورتی که علم آن را نداریم، نتیجۀ خوبی نخواهد داشت. تتابع اضافاتی مثل «تابوتِ ستبرِ ظلمتِ نه‌توی مرگ‌اندود» به سادگی به دست نیامده است! نمی‌شود فقط کلمات را پشت سر هم نوشت و تتابع اضافاتی صحیح و دلنشین ایجاد کرد. نمی‌شود بدون پشتوانه، کلمات، عبارات و ترکیب‌های جدید ساخت. نتیجه‌اش می‌شود نوشتۀ اول شما که در کل بی‌معنی است! در نوشتۀ شما کلمات الکی با هم گلاویز شده‌اند و در نهایت مفهوم مشخصی را نمی‌رسانند. حتی اگر سعی کرده باشید پست‌مدرن هم بنویسید، باز موفق نبوده‌اید. پست‌مدرن هم برای خودش قواعدی دارد که باید رعایت شود.
حالا پیام تمام حرف‌های من چیست؟ من گفتم که دیگر ننویسید؟ مطمئناً خیر! اصلاً هیچ‌کسی نمی‌تواند به کسی بگوید که شما بنویس یا ننویس! اما تمام این حرف‌ها را برای راهنمایی گفتم و پیشنهاداتی هم دارم. نوشتن شعر نیمایی، خصوصاً شعر نیمایی خوب، به‌مراتب سخت‌تر از نوشتن در قالب‌های کهن شعر فارسی است. وزن‌های شعر کهن، مصرع‌های هم‌اندازه، قافیه‌های مشخص و قاعده‌مند و... کمی کار شاعر را راحت می‌کند. اگر نیمایی را دوست دارید و تصمیم گرفته‌اید در این سبک و قالب بنویسید، اول سعی کنید در قالب‌های کهن پیشرفت کنید و مجرّب شوید. به وزن و عروض و قافیه مسلط شوید. زبان را بهتر و بیشتر فرابگیرید و در نهایت به زبان ویژۀ خودتان برسید. دربارۀ انواع شعر فارسی، خصوصاً شعر نیمایی، به‌ویژه شعر اخوان ثالث مطالعه کنید. مقالات خوبی دربارۀ آثار اخوان ثالث توسط ادیبان و منتقدان نوشته شده است که پیداکردنشان سخت نیست. همۀ این کارها را که انجام دادید، کم‌کم می‌توانید به نوشتن آثار نیمایی هم فکر کنید. آن موقع هم مستقیم نروید سراغ نیمایی‌های سنگین! در قالب نیمایی هم می‌شود خیلی راحت و با زبان امروزی شعر نوشت و طبع‌آزمایی کرد. موفق باشید.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۲
شعیب یوسفوند » شنبه 05 مهر 1399
درودها استاد احمدی گرانقدر.نقدتونو چندبار خوندم و شاگردی کردم و واقعا زیبا نوشتید.ببخشید نظر میدم اما بهترین تیتر برای این شعر همین بود:"روح اخوان ثالث شاد".
روح‌الله احمدی » یکشنبه 06 مهر 1399
منتقد شعر
سلام. از مهربانی شما سپاسگزارم. سلامت باشید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.