هم‌قافیه با دریا




عنوان مجموعه اشعار : چاپ نشده
شاعر : دریا عبدالعلی زاده


عنوان شعر اول : یک روز شاید..


یک روز شاید آه من هم جان بگیرد
در سینه ات احساس من میدان بگیرد

این دختر معصومِ بااحساسِ عاشق
در چشمهایش پرچم عصیان بگیرد

وقتی قضای عاشقی درداست، من نیز
دل میکنم تا عذر او پایان بگیرد

در چنته ام چیزی به جز حسرت ندارم
باشد خدا بر شاعران آسان بگیرد

از حال من پرسید؛ ترسیدم بگویم
در سرزمین چشم او باران بگیرد

دریاعبدالعلی زاده

عنوان شعر دوم : موج از بستر گذشت...
رو بگردان ای شب مهتاب از رنگین کمانم
بال و پرها پرگشودند از دیار آسمانم

زندگی یعنی همین یک لکه ننگ روی دامن
تحت تعقیب خوشی ها روی ریل راه آهن

از قطار بی کسی ها از تماشایش گذشتم
از تمام دلخوشی ها خیر فردایش گذشتم

او به من نزدیک میشد راز من هم فاش میشد.
بعد اقرارش پشیمانی ولی ای کاش میشد

موج از بستر گذشت اما دل دریا چه خون شد
دل که خون شد عقل رفت و مسلک ماهم جنون شد

موقع رفتن که میشد مرگ من هم شیک میشد
غصه و غم از تو دور و سمت من شلیک میشد

دریاعبدالعلی زاده

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
دریا خانم عبدالعلی‌زاده 21 ساله هستند اما چیزی در مورد سابقه شعرشان ننوشته‌اند. هرچند ممکن است شاعرانه به نظر برسد اما سابقه شعری ایشان کمک می‌کند قضاوت بهتری در مورد شعر ایشان داشته باشیم.
خب آنچه این دو شعر در نظر اول به ما می‌گوید این است که دریا خانم مسلط به اصول اولیه شعر هستند و در برخی ابیات مرتکب کشف هم شده‌اند.
از طرفی می‌توان این‌گونه عنوان کرد شاعر تقریبا دارد خودش را می‌نویسد و این خیلی ارزشمند است. در غزل اول آنچه ابتدا به چشمم آمد قافیه محتوم به الف و نون و ردیف است. کار با این قافیه هرچند در نظر اول بسیار آسان اما در نهایت سخت است. چرا که این قافیه سال‌ها آن‌چنان تکرار شده است که شاعر برای آفریدن مضمون جدید باید خلاقیت بسیاری داشته باشد. قطعا قاقیه را شاعر انتخاب نمی‌کند اما در نهایت این شاعر است که تعیین می‌کند افسار اسب شعر را چگونه بگیرد و به کجا ببرد.
به همین خاطر آفریدن تصاویر جدید با قوافی استفاده شده کاری دشوار است. شاعر باید ذهن بسیار پویاییی داشته باشد و انرژی دوچندانی صرف کند تا بتواند تصویری جدید ارائه دهد.
در میان تمامی ابیات بیت چهارم این خاصیت را دارد
در چنته‌ام چیزی به جز حسرت ندارم
باشد خدا بر شاعران آسان بگیرد

مصرع دوم این بیت آنچنان خوب است که فکر می‌کنم تا مدت‌ها در ذهنم بماند و این هنر شاعری ست که تازه اول راه است. شعر دوم از این نظر که مثنوی‌ست دست شاعر را در انتخاب قافیه باز گذاشته. همین مسئله موجب آفریدن بیت هایی شده مثل بیت دوم :
زندگی یعنی همین یک لکه ننگ روی دامن
تحت تاثیر خوشی‌ها روی ریل راه‌آهن
مصرع دوم نمی‌تواند ما به ازای خوبی برای مصرع اول باشد. در کنار این مسائل نباید از کنار زبان کلی اثر بگذریم. در بیت‌های بعد جنس کلمات مقداری عوض می‌شود و همین مسئله زبان شعر را از یک‌دستی انداخته است.
در بیت سوم:
از قطار بی کسی‌ها از تماشایش گذشتم
از تمام دلخوشی‌ها (از) خیر فردایش گذشتم
پیش از خیر گویا از به اجبار وزن جاافتاده است.
بیت بعدی دقیقا همان بیتی‌ست که از نظر زبانی تا حد زیادی با بقیه ابیات فرق دارد و این شاید به خاطر کلماتی چون جنون و مسلک و... باشد. در حالی‌که در بیت آخر شاعر با آوردن کلمه شیک از یک سطح زبانی به سطح دیگری می‌پرد. خانم عبدالعلی زاده باید حواسشان باشد که مراقب کلمات باشند. در انتها برای ایشان آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم بیشتر و بیشتر از ایشان بخوانم.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۱
دریا عبدالعلی زاده » جمعه 11 مهر 1399
ممنونم از نقد نغزتان تمام سعیم را خواهم کرد تا گفته هایتان را در شعر به انجام برسانم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.