سطح نویسی یا سهل نویسی مسئله این است!




عنوان مجموعه اشعار : فصل نو
شاعر : سیده زهرا شرفی


عنوان شعر اول : درد شیرین
در دلم دردیست شیرین چون عسل
هر دم از فکرم برآرد یک غزل

گاهی از چشمم ببارد شُرّ و شُر
گاهی از این لب برآید بی محل

ای خدای خوب من رحمی بکن
این تَرَک در دل نزاید یک گُسل!

یا بیانداز از سرم این فکر و یا
جوری انداز این بشر را در بغل

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : احمد امیرخلیلی
درود.
آن چیزی که بیش از همه شعر شما به آن نیاز دارد دغدغه کشف است. ساده‌نویسی و یا سهل و ممتنع نویسی خود یک ویژگی بارز فرمی و ساختاری است که بسیاری از شاعران از آن بهره می‌گیرند و بزرگ آن سعدی است اما این با سطحی نویسی متفاوت است با سهل نویسی. مقاله مفصلی در مورد سهل ممتنع نویسی از دکتر دادبه وجود دارد که من بخش‌هایی از آن را برای شما در اینجا قرار می‌دهم تا بتوانم حرف خود آنگونه که باید به شما منتقل کنم:

"
بخش اول) نگاهی به روش‌سهل‌ممتنع‌گویی
یکی از پرسش‌های بنیادی که ذهن ناقدان ادبی را از روزگاران قدیم تا روزگار حاضر به خود مشغول داشته این پرسش است که: اصل، لفظ است یا معنا. به تعبیر امروز، اصل، «چگونه گفتن» است یا «چه گفتن». برخی از ناقدان بر «چگونه گفتن» تأکید می‌ورزند و آن را اصل اساسی در هنر می‌شمارند. حافظ ادیب و متکلم معتزلی سده سوم هجری قمری ضمن تأکید بر «چگونه گفتن» می‌گوید: معنا امری پیش‌پا افتاده و عادی است که همگان از آگاهند و عاملی که هنر را هنر می‌سازد و بر صدر می‌نشاند نحوه گفتن (سرودن یا نوشتن) یعنی «چگونه گفتن» است (۱). می‌توان از این سخن که «معنا را همه می‌دانند» دو تفسیر به‌دست داد:

یکم) آنکه هرکس معانی مربوط به حوزه دانش خود را می‌داند و معانی مطرح شده در مدح و ذم را که در روزگار حافظ دستمایه کار شاعری شاعران بود، معانی‌ای است که همگان از آن آگاهند و بیان این معانی هم از سوی مردم و از زبان مردم دارای ارزش هنری نیست، اما همین معانی آنگاه که از زبان شاعر و با شیوه‌های شاعرانه بیان شود ارزش هنری می‌یابد و ماندگار می‌شود. فی‌المثل همه می‌دانند که برگ‌های درخت چنار به شکل پنجه دست انسان است و در فصل خزان که برگ درختان سرخ و زرد و کبود می‌شود فرومی‌ریزد برگ‌های درخت چنار هم با رنگ قهوه‌ای که سرخ‌گون می‌نماید زمین را می‌پوشاند، اما این معانی آنگاه مؤثر و ماندنی می‌شود که بیانی شاعرانه بیابد:

«بر دست حنابسته نهد پای به هرگام/ هرکس‌که تماشاگه او زیر چنار است»

دوم) اینکه همگان می‌توانند معانی مختلف را بدانند یعنی بالقوه توانایی آموختن معانی مختلف را دارند، در حالی که معلوم نیست که همگان توانایی شاعر شدن داشته باشند و پس از قرن‌ها بحث هنوز هم به این پرسش، پاسخی قاطع داده نشده است که آیا می‌توان شاعر شد یا باید شاعر بود؟ خلاصه آنکه آنچه همگان (شاعر و غیرشاعر) می‌دانند یا می‌توانند بدانند (معنا یا معانی/حوزه چه گفتن) در یک‌سو و آنچه شاعر می‌تواند بداند و می‌تواند انجام بدهد (بیان شاعرانه/حوزه چگونه گفتن) در سوی دیگر، دربرابر یکدیگر قرار می‌گیرد تا صاحب‌نظران یکی را اصل بدانند و دیگری را فرع. بدیهی است که بعضی از ناقدان، لفظ (چگونه گفتن) را اصل دانسته‌اند، برخی معنا (چه گفتن) را و برخی هم هر دو را! (۲) با اینهمه چنین به نظرمی‌رسد که بیان هنری، معنا را هنری می‌سازد یعنی که اصل، لفظ (چگونه گفتن) است و معنا خود به خود هنری نیست تا اصل به شمار آید.
...
*سهل ممتنع (سهل و ممتنع) جلوه‌ای از چگونه گفتن*: سهل ممتنع، قطعه‌ای شعر یا قطعه‌ای نثر است که در نگاه نخستین، سهل و آسان به نظر می‌رسد و گمان می‌رود سرودن یا نوشتن همانند آن کاری است که بآسانی صورت می‌گیرد، اما در عمل روشن می‌شود که سرودن یا نوشتن همانند آن ممکن نیست. ویژگی‌های سخن سهل ممتنع عبارتند از: یکم) روانی و شیوایی که حاصل کاربرد واژه‌ها و معانی هموار و آشنا و تعبیرهای معمول و متداول است؛ دوم) استواری و رسایی و دوری از ابهام؛ سوم) بیان معنی بسیار با الفاظ اندک (به تعبیرحافظ: «به لفظ اندک و معنی بسیار»). با چنین ویژگی‌هایی است که سخن، سهل، می‌نماید و تقلید از آن، ناممکن و بدین‌سان «سهل ممتنع» چهره می‌نماید و شعر و نثر موصوف بدین صفت را اثر هنری برجسته‌ای می‌سازد که قابل تقلید نیست. جرج کالینگوود (فیلسوف تاریخ و فیلسوف هنر) نویسنده کتاب «اصول هنر» که از طرفداران نظریه «فرانمایی در هنر» به‌شمار می‌آید برآنست که «هنر نه توصیف است، نه تقلید؛ بلکه گونه‌ای کشف واقعیت (طبیعت) است؛ طبیعتی متفاوت با طبیعتی که دانشمندان دانش‌های تجربی از آن سخن می‌گویند»(۶). از این دیدگاه از آنجا که هنر گونه‌ای کشف است و تقلید و توصیف را در آن راه نیست، از یک‌سو مثبت تقلیدناپذیری آن دسته از آثار ادبی است که در ادب فارسی از آنها به «سهل ممتنع» تعبیرمی‌شود و همین امر، نشانه اصالت و برجستگی هنری این آثار خواهد بود و از سوی دیگر، روشن می‌سازد که بزرگان ادب، جمله از این معنا آگاه بوده‌اند و در خلق آثار خود آنرا به عنوان اصلی اساسی پیش چشم داشته‌اند."

دکتر دادبه پس از توضیح در مورد سهل ممتنع نوسی در بوستان و گلستان سعدی به غزل‌های وی پرداخته:
"«غزل‌ها»: سعدی استاد بی‌همتای غزل است. غزل با سعدی هویت واقعی خود را یافت و در مسیری افتاد که پایان درخشان آن ظهور حافظ بود. در این مسیر هر شاعری ظهورکرد، حتی حافظ، به‌گونه‌ای وامدار سعدی است. سراینده بیت «استاد غزل سعدی است نزد همه‌کس اما/ دارد سخن حافظ طرز سخن خواجو» گرچه گمنام است اما بی‌گمان، سبک‌شناسی بزرگ و شعرشناسی دقیق‌النظر بوده‌است.

تأمل در غزل‌های سعدی تامل‌کننده را بدین نتیجه می‌رساند که دست‌کم در غالب آنها سراینده، بدون به‌کارگیری هرگونه آرایه یا با حداقل آرایه، با استفاده از واژه‌های ساده‌ای که هر فارسی زبان آن‌ها را به کارمی‌برد، شاهکار آفریده و مصداقی از مصادیق «سهل ممتنع» را متحقق ساخته است.

- به ابیاتی از یک غزل به مطلع:

«اگر تو فارغی‌از حال دوستان یارا/ فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را»

باز می‌گردم، به این دو بیت:

«بیا که وقت بهار است تا من و تو بهم/ به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را...

که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد/ خطا بود که نبینند روی زیبا را»

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق/ ساکن شود، بدیدم و مشتاق‌تر شدم» و «دستم نداد قوت رفتن به پیش یار/ چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم»
...
«کشش»: پیش‌تر ضمن بیان این معنا که «سهل ممتنع» نوشته یا سروده‌ای است که ساده و دست‌یافتنی می‌نماید و در نگاه نخست حتی نوشتن و سرودن مثل آن آسان به نظر می‌رسد، اما چنین نیست، بعضی از ویژگی‌های این نوع سروده‌ها و نوشته‌ها بیان شد. اکنون بر این نکته تأکید می‌شود که از جمله ویژگی‌های این گونه آثار، کشش (جذبه) است؛ کشیدن خواننده به دنبال خود. همه ما این تجربه را داشته‌ایم که برخی نوشته‌ها و سروده‌ها؛ بویژه نوشته‌هایی ادبی با تمام اهمیتشان، دشوارخوانند. بدین معنا که خواننده به دشواری آنرا می‌خواند و هرچه می‌کوشد پیش نمی‌رود، اما برعکس بعضی سروده‌ها و نوشته‌ها آسان‌خوانند و در آنها جذبه‌ای است که خواننده را به‌دنبال خود می‌کشد، به گونه‌ای که خواننده آرام نمی‌گیرد تا مطلب را به‌سربرد. این ویژگی، بی‌گمان از جمله ویژگی‌های سروده‌ها و نوشته‌های موصوف «سهل ممتنع» نیز هست. آیا وقتی گلستان می‌خوانیم چنین کششی را حس نمی‌کنیم؟ چندبار برخی از غزل‌های سعدی را خوانده‌ایم و دوباره و سه‌باره و چندباره از سرگرفته‌ایم؟:
- «غم زمانه خورم یا فراق یار کشم.../ دوست می‌دارم من این نالیدن جانسوز را.../ خبرت هست که بی‌روی تو آرامم نیست؟!/ آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم...» و بسیاری از غزل‌های دیگر."

حال با این تفاسیر به غزل شما می‌رسیم:

در شعر شما کشف‌ها در همان سطح اتفاق می‌افتد و نمی‌توان به سطری رسید که در آن کشفی با شیوه‌ای بدیع خود را به رخ بکشد. در بیت اول شاعر درد شیرینی دارد و که به شیرینی همان "اهلا من العسل" است و با فکر معشوق هردم غزلی به ذهنش متبادر می‌شود. این احساسات سطحی می‌تواند با یک تألیف سهل تبدیل به بیتی بی نظیر شود اما در سطح می‌ماند و در سطح گفته می‌شود. بعد از چشم او می‌آید شر و شر که نمی‌دانیم اشک است یا غزل و گاهی بی محل از لب می‌آید که خود این "بی محل" در محلی قرار گرفته است که بی محل و بی معنی است. سپس شاعر رجوع می‌کند به خدای خود و "این ترک" که اشاره به نزدیک "این" معلوم نیست کدام ترک است را می‌خواهد که گسل نشود و در آخر می‌گوید یا فکرش را از سرم بنداز یا در آغوشم بیاورش! همه اینها به همان اندازه که تکراری است می‌تواند با شعر و با یک جهان بینی شاعرانه تبدیل به مضمونی ناب شود. مثلاً همه ما میدانیم که درب خانه زهرا و علی سوخت و همان روضه تکراری اما طریقی از همین تکرار مضمونی عاشقانه را کشف می‌کند:
تنها نه فقط خانه زهرا و علی.... نه
هر خانه که با عشق در آمیخت درش سوخت

شما نیز باید با کشف مضامین هرچند تکراری از جهانتان به آن جهان بینی خاص خود را بیافزایید و آن را تبدیل به مضمونی بکر و ماندگار کنید. کار سختی نیست فقط باید در مضمون کاملاً عمیق شوید و غرق در آن شعر بنویسید که در هر مضمونی تکراری هزار نقطه و نکته ناشناخته وجود دارد که به قول صائب:
یک عمر می‌توان سخن از زلف یار گفت
در بند این مباش که مضمون نمانده است

موفق باشید./

منتقد : احمد امیرخلیلی

شاعر و ترانه سرا متولد 1368 است. وی سال 91 عنوان نفر اول جشنواره شعر فجر در بخش ترانه سرایی را به خود اختصاص داد. در کارنامه او سابقه همکاری با خوانندگانی چون علیرضا قربانی، محمد اصفهانی، فریدون آسرایی، حجت اشرف زاده، سینا شعبانخانی، رضا صادقی، سیامک ...



دیدگاه ها - ۱
سیده زهرا شرفی » 17 روز پیش
فقط باید بگم که ممنون از زمانی که گذاشتید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.