آمیزش دو فضا




عنوان مجموعه اشعار : ریشه ی احساس
شاعر : حامد صمیمی


عنوان شعر اول : طوفان باران
طوفان بارانیست
چشمانت
که چون به آن میرسم
غرق میشوند
کلماتم...

عنوان شعر دوم : دیوار کاه گلی
من از
دیوار کاه گلی
خانه باغ مترکه ی
پدربزرگم
کوتاهترم...

عنوان شعر سوم : گره
آنقَدَر
زدم گره
خواستنم
به خواستنت،
که هزارم ثانیه ها
هم نرسد
به دوست داشتنت...
نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)
انتخاب قالب شعر سپید کوتاه مناسب‌ترین قالب برای شعر امروز سپیدیش که قید و بندهای آنچنانی ندارد که دست و پای شاعر را ببندد و او را به بی‌راهه‌ها ببرد و دچار آفت‌هایی کند که اغلب انحرافاتی در پی دارد که آزادی از اسارت آن‌ها اگر غیر ممکن نباشد بسیار سخت است اما همین قالب مناسب هم بی‌آفت نیست که مهم‌ترین آن ایجاز مخل است که کوتاه‌سرا باید مواظب باشد که روایت شفافش را فدایی ایجاز نکند حال اگر شعر کمی از کوتاهی به سوی بلندی هم رفت ایرادی ندارد مهم روایت کامل درست فضای خیال است و اما بهتر است تک تک این سه اثر را بررسی کنیم:
عنوان شعر اول : طوفان باران
طوفان بارانیست
چشمانت
که چون به آن میرسم
غرق میشوند
کلماتم...
روایتی شاعرانه و بسیار زیبا از فضای احساس شاعر و سخن گفتن از فضای احساس و روایت کردن فضای احساس شعار است و شعر نیست ببینیم چرا فضای احساس است منظور من احساسی بودن فضا نیست چون فضای استعاری خیال هم می‌تواند فضایی احساسی و عاشقانه باشد برای شناخت این که فضای روایت شده فضای احساس است یا فضای استعاری خیال چند روش وجود دارد که بهترین آن پیام ارسالی روایت است ببینیم پیام روایت چیست:
هر وقت با چشمان اشکبار تو روبرو می‌شوم زبانم بند می‌آید
این پیام روایت است که تمام خوانندگان به آن می‌رسند و زمانی که پیامی آشکار در روایت باشد و همه به یک پیام برسند متن شعار است و شعر نیست.
روش دیگر این است که ببینیم فضای روایت شده تأویل‌پذیر است یا خیر می‌بینیم که این فضا به تأویل نمی‌رود و همین است که هست درست است که روایت شاعرانه و زیباست اما فضای توصیفی، استعاری نیست و تنها بیان احساس شاعر است.
اگر این فضای احساس که بیان شد مشبه قرار می‌گرفت و فضایی مشابه که می‌توانست فضایی توفانی باشد و غرق شدن کسی در آن، روایت می‌شد شعر خلق شده بود البته بی‌هیچ اشاره‌ای به فضای احساس حال ببینیم چه شده که این دو فضا در هم آمیخته است دلیل این است که تشبیه دو فضا بیان شده است:
چشمانت مثل یک توفان است.
باید شاعر تنها از فضای توفانی که مشبه‌به است سخن می‌گفت آن وقت فضای روایت شده استعاری می‌شد و هر خواننده‌ای آن را به تأذویل برده به احساسی که دوست داشت دست می‌یافت نه به احساس شاعر.
و اما شعر دوم:
در این یکی شاعر همان کاری را باید بکند کرده است فضای توصیفی فضای مشبه نیست بلکه فضای مشبه‌به است و در نتیجه فضا استعاری شده و تأویل‌پذیر است و به تعداد خوانندگان پیام و احساس متفاوت در آن نهفته است و شاعر در این شعر کوتاه موفق است و شعری بسیار زیبا خلق کرده است.
و شعر سوم:
روایت این یکی درگیر لفاظی شده است آنقدر که روایت را پر از ابهام کرده تا حدی که منِ منتقد ارتباطی با آن برقرار نکردم و حدسی که می‌زنم و احتمالاً درست نیست این است که این متن هم در فضای احساس است اما اطمینان ندارم چون گنگی روایت به حدی است که نمی‌توان قضاوت درستی داشت و این عیب هم به خاطر توجه بیش از حد به جناس‌ها و سجع‌ها در روایت است. دوست عزیز آرایه‌ها، چه لفظی چه معنوی ابزار روایت هستند اگر خودشان هدف شوند به بی‌راهه می‌کشند شاعر را. توجه داشته باشیم که حتی تنها برای زیبایی کلام هم از آرایه‌ها استفاده نکنیم اگر متن روایت ما ساده باشد و هیچ آرایه‌ای در آن نباشد اما ماهیت استعاری داشته باشد باز هم شعر است مثل اغلب آثار نیما و بدانیم که روایت شاعرانه و ادبی شعر نمی‌آفریند با تمام زیباییش!

منتقد : محمد مستقیمی (راهی)

محمد مستقیمی با نام هنری (راهی), شاعر , نویسنده, پژوهشگر, مترجم, منتقد در یلدای سال 1330 در روستای چوپانان بخش انارک شهرستان نایین در خانواده‌ای که از پدر انارکی و از مادر بیابانکی بود متولد شد، نسب او از طرف مادر با فاصله‌ی چهار نسل به هنر جندقی و با ...



دیدگاه ها - ۱
حامد صمیمی » 16 روز پیش
با سلام خدمت استاد گرامی خیلی ممنون بابت نقد بسیار مفید و سازنده تان پاینده باشید در پناه حق

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.