نخ تسبیح




عنوان مجموعه اشعار : سه شعر کوتاه
شاعر : مرضیه عباسی


عنوان شعر اول : مادر

باد سرش گیج می رود
و در، بی تاب؛
در رفت و آمد است
-ناگاه-
پلک پنجره از خواب می پرد
و ذره ذره
خاک ریخته بر تنش احساس می شود
اتاقی معطر
و صدای گریه هایی بلند
این، شب خانه ایست
کآنروز مادرش را به خاک بسپارند..



عنوان شعر دوم : رودابه

رودابه ای در من نفس می کشد!
با گیسوانی رها؛
و نگاهی
که در اتاق نشسته است
به انتظار فرود زال
از فراز داربست های شهر ..



عنوان شعر سوم : برای کودکان با شرایط خاص..

چشمان تو چرایی آفرینش است
و دهانت مدام
برای زندگی آب می افتد
آنقدر پرنده ای
که پایت روی زمین بند نمی شود
خدا تو را شبیه قاصدک
برای عبور از میان ما
به تصویر کشیده است..

مردادماه 1396
نقد این شعر از : مجید سعدآبادی
شاعر در شعر اول توانسته است با توجه به عناصر منتخب، ارتباط های شاعرانه و در خور توجهی را بوجود آورد. ارتباط میان " باد" ، " سرگیجه" ، "در" و همچنین "خاک" در محور عمودیِ شعر، این اثر را از جایگاه خوبی برخوردار کرده است. اما در محورهای افقی با اینکه شاعرانگی مشهود است گاهی اوقات تفاوت زبانی احساس می شود. بطور مثال استفاده از کلماتی مانند " ناگاه " و " کآنروز " موسیقی روان اثر را مختل می کند و جریان معنایی را به هم می ریزد. همچنین نوع چینش سطرهای دوم ( و در، / بی تاب؛ )و هفتم ( خاک ریخته بر تنش / احساس می شود ) نیازمند تقطیع بیشتری هستند. این نکته را نیز می توان به شاعر گوشزد کرد که کلمه "معطر" نتوانسته است عطر را به مشام مخاطب برساند و به نحوی می توان گفت نیاز به اجرا در متن دارد.
در شعر دوم شاعر با پیوند دادن روایت عاشقانه شاهنامه (رودابه و زال ) با نشانه ای از دنیای مدرنِ امروزی ( داربست)، گویی در پی یافتن معنایی جدید است. معنایی نه کاملا مرتبط به گذشتگان و نه کاملا امروزی! بلکه می توان در آن، هم عشق افسانه ای را دید و هم زندگی سخت روزگار خویش را مرور کرد.
بر افروخت و گلنارگون کرد روی
چو بشنید رودابه آن گفت گوی
ازو دور شد خورد و آرام و هال
دلش گشت پر آتش از مهر زال (شاهنامه)
اما به راستی با توجه به اعتراض پنهان درون اثر، این شعر توانسته است بیرون از دنیای عروض و قافیه برتری خود را به ما ثابت کند و زیبایی بیشتری نشانمان بدهد؟ آیا مخاطب شعر سپید امروز از آمدن کلماتی چون فراز و فرود و ایجاد ارتباط با آن، همچنان لذت می برد؟!!!...
در مورد شعر سوم باید گفت که اثر بیش از اندازه بر پایه احساس است و نتوانسته به مرز شعر برسد و شاید بهتر باشد این اثر را به عنوان نثر شاعرانه مد نظر قرار داد. شاعر در این اثر نتوانسته است احساس و عاطفه را در کنترل خود درآورد و کمی از آن بکاهد. بی شک حضور عاطفه در اثر، نیازمند پیوند عمیق با عنصر خیال است.
به این عناصرکمی بیشتر توجه کنید: چشم ها (چشمان تو چرایی آفرینش است)، دهان (دهانت مدام / برای زندگی آب می افتد) و پا (آنقدر پرنده ای که پایت روی زمین بند نمی شود) و نهایتا شبیه قاصدک شده است که از میان ما عبور می کند!!! و خدا آن را به تصویر کشیده است؟! به شاعر پیشنهاد می شود توجه بیشتری به ساختار و محور عمودی متن نشان دهد.

منتقد : مجید سعدآبادی

سعدآبادی متولد تهران است. سال 1378 توانست بطور حرفه ای شعر را دنبال کند و تمرکز وی بر حوزه شعر سپید است. در دهه هشتاد جوایز بسیاری از جمله دو دوره جایزه شعر فجر، کتاب سال دفاع مقدس، کتاب سال گام اول، کتاب سال شعر جوان و ...را به خود اختصاص داد. همچنین ...



دیدگاه ها - ۱
مرضیه عباسی » یکشنبه 05 شهریور 1396
سلام و سپاس از نقطه نظرات شما استاد محترم..

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.