هر تشبیهی ویرانگر نیست




عنوان مجموعه اشعار : هاشور ۱۵
شاعر : سعید فلاحی


عنوان شعر اول : کویر
کویری‌ست
--در نبودنت!
شکل می‌گیرد
پیرامونم،،،
و مرا تشنه به دیدارت
هلاک خواهد کرد.


عنوان شعر دوم : سومین قطب جهان
گلهای احساسم یخ زده‌اند!
اینجا،،،
"سومین قطبِ جهان" ست!

بر من بتاب!



عنوان شعر سوم : تفنگ
تفنگ،
دروغ نمی گوید!
...
مرگ،
حرف‌های او را می‌فهمد!!!
نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)
نکته‌ای بسیار ظریف در شعر اول دیده می‌شود که تنها دقت زیاد آن را می‌بیند اگر توجه کنید فضای خیال شاعر کاملاً استعاری است اما این فضا ویران می‌شود با بیان تشبیه فضای احساس به فضای خیال به عبارت دیگر مشبه‌به هم در پیچیدگی‌های کلام در روایت وجود دارد بارها اشاره کرده‌ام و تکرار می‌کنم که برای خلق فضایی استعاری در خیال شاعر بدین گونه عمل می‌کند که شاعر فضای احساس خود را مشبه و فضایی مشابه آن را مشبه‌به قرار می‌دهد و تنها فضای مشبه‌به را روایت می‌کند و چنین فضایی با چنین ویژگی فضایی استعاری می‌شود که خواننده آن را به تأویل برده و به احساسی که دوست دارد می‌رسد که اغلب با فضای احساس شاعر متفاوت و حتی گاهی متضاد هم هست و این است ویژگی هنری شعر و هرچه جز این است شعر نیست و شعار است اما گاهی به عمد یا به سهو شاعر فضای احساس خود را در روایت لو می‌دهد که در این جا قطعاً سهوی است فضای احساس شاعر فضایی عطشناک در هجران معشوق است که در خیال خود آن فضا را به فضایی کویری تشبیه کرده است و اگر از فضای احساس خود سخنی نگفته بود و تنها از کویر و تشنگی سخن گفته بود شعر بی‌عیب از کار در می‌آمد.
اما فضای احساس شاعر توجه کنید تشبیه اولیه چنین است: فضای پیرامون من در نبودن تو مثل کویر است حال اگر تنها از این فضای کویری سخن گفته بود فضا استعاری می‌شد اما این تشبیه را در یک پیچیدگی کلام لو داده است و با این روایت تمام خوانندگان به این پیام که همان احساس شاعر است می‌رسند که دور از توعطشی دارم که مرا می‌کشد و زمانی که از یک متن خوانندگان به یک پیام مشخص برسند متن شعار است و شعر نیست.

در شعر دوم با این که در متن تشبیهی وجود دارد اما این تشبیه تشبیه اولیه نیست و مخاطب متن هر کس و هر چیزی می‌تواند باشد پس خوانندگان این متن به احساس خود می‌رسند نه به احساس شاعر تشبیه موجود یخ‌زدگی احساس من مثل قطب است اگر دقت کنید این تشبیه در جزییات فضای خیال است نه در اصل فضای خیال پس توجه کنیم هر تشبیه جزئی استعاری بودن فضای خیال را ویران نمی‌کند این تشبیه اتفاقاً کنایه‌ای استعاری را می‌سازد که تو چون خورشید هستی بر من بتاب اما فضای خیال در ساختاری دیگر است و آن فضایی است که مشابه فضای انتظار است احتمالاً! یعنی فضای احساس شاعر احتمالاً فضای انتظار بوده است و این که نوشتم احتمالاً برای این است که حدس فضای احساس شاعر قطعی نیست در حقیقت این حدس تأویل من از فضای توصیفی بود که ممکن است با فضای احساس شاعر یکی باشد و این متن با وجود تشبیه و استعاره‌ و کنایه‌ی در جزئیات شعر است و شعار نیست و شاعر در ساختار استعاری و روایت آن موفق است.

در شعر سوم باز هم یک فضای استعاری موفق ببینید از فضای احساس شاعر هیچ خبری نیست و تنها فضای مشبه‌به فضای احساس او روایت شده است تفنگ است و سخنان تفنگ و تنها کسی که او را درک می‌کند و این تفنگ در تأویل خوانندگان هر چیز دیگر و هر کسی می‌تواند باشد و این ویژگی یعنی تأویل‌پذیری که ویژگی هر هنری بویژه شعر است و پیامی آشکار ندارد که احساس شاعر را به خواننده تحمیل کند.
تبریک می‌گویم شما در این سه شعر کوتاه موفق بوده‌اید اولی هم با تغییر روایت می‌تواند مثل دومی شود چون احتمال این که فضای احساس هر دو یکی باشد زیاد است اما دومی به گونه‌ای روایت شده که تأویل پذیر است اما اولی نیست که با کمی تغییر در روایت مشکل بر طرف می‌شود

منتقد : محمد مستقیمی (راهی)

محمد مستقیمی با نام هنری (راهی), شاعر , نویسنده, پژوهشگر, مترجم, منتقد در یلدای سال 1330 در روستای چوپانان بخش انارک شهرستان نایین در خانواده‌ای که از پدر انارکی و از مادر بیابانکی بود متولد شد، نسب او از طرف مادر با فاصله‌ی چهار نسل به هنر جندقی و با ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.