اطناب مخرب




عنوان مجموعه اشعار : جلد چهارم نم نم نیمایی
شاعر : حسن امتحاني


عنوان شعر اول : چرا اینجا نمی مانی

نمی مانم ،نمی مانم
مسافر زاده من را مادرم در جاده ایی متروک
رها کرده است من را دستهایی در غروب چارراهی کور
همیشه خانه ام راه است
وکارم رفتن از بی سمت تا بی سمت
به هرجا می رسم دنبال بی تکرارمی گردم
سکونم دیدن انبوه پاییزاست
سکوتم نغمه رودی ،صدای جغد تاریکی است
رکودم در ستیز سوزگرگ و بارش میش است
بیابان ها مرا چون مارهای خویش می دانند
ودریاها شبیه موج می بینند
همیشه کوله بارم باد
رفیقم صبح ولبخند است
زنم تنهایی من
کودکانم ابرها هستند
و سقفم آسمان
دیوار های من افق
تختم زمین بوده است
گدایی می کنم از رودها ،ماهی
و خواهش می کنم از آسمان ، یک کاسه باران
و از یک مزرعه، گندم
درون راه شب با چشمهایم می دوم تا چلچراغ ماه
ودر گوش تمام سنگ ها
ازشوق و شورسنگ فرش جاده بودن گفته ام هر روز
میان خوابها را می روم تا وقت بیداری
مسیر سنگلاخ قله ها را دوست می دارم
شروع راهخار دشت ها را هم
برای پلک هایم نغمه بیراهه می خوانم
نسیمی پا به مویم می وزد هرجا
طلوعم در غروب مرد و گل شاید هزاران بارزخمی شد
هزاران بار شاید در کنار تک تک این شهرها
این روستاها گم شدم حتما
ولی من می روم
از می روم
که می روم
یا می روم
تا می روم
ومی روم تا روز ترک خود
و روز ترک من
روزی میان کوره راهی در کنار تخته سنگی
کزدرونش شاد راه آسمان جاری است خواهد بودمی دانم
نمی مانم نمی مانم


عنوان شعر دوم : هیچ
هیچ

عنوان شعر سوم : هیچ
هیچ
نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)
اگر وزن را از این متن نیمایی بگیریم و تصاویر جزء حاصل از روایت شاعرانه‌ی آن را حذف کنیم یک پیام آشکار می‌ماند که تمام خوانندگان به آن می‌رسند و پیام دریافتی تمام خوانندگان یکی است:
من مثل یک کودک سرراهی در این دنیا رها شده و هیچ دلبستگی به آن ندارم و از این جا می‌روم
این پیام که هجرت را هم نمی‌رساند و تنها پذیرش مرگ را تداعی می‌کند پیامی است که حاصل القای متن است متنی بسیار زیبا و ادیبانه باید توجه کنیم که بین متن ادبی و روایت ادیبانه و شعر تفاوتی آشکار وجود دارد متن ادیبانه شعر خلق نمی‌کند و شعر می‌تواند روایتش ادیبانه هم نباشد مثل اغلب آثار نیما که روایتی بسیار ساده دارد که گاهی در روایت آن‌ها هیچ آرایه‌ای نیست یا اگر هم هست کنایه‌ای یا گاهی تشبیهی ساده وجود دارد که اغلب جنبه‌ی اغراقی به روایت نیما داده است مثلاً کنایه‌ی «گود کبود» در شعر «آی آدم‌ها» که اغراق در تاریکی و عمق دریای توصیفی فضای خیال شاعر است یا در شعر «داروگ» تنها تشبیه: «چون دل یاران که در هجران یاران...» که باز هم برای اغراق است و روایات نیما اغلب غیر ادبی است اما آثار نیما شعر است و در اوج و اغلب شاهکار.
این شعر شما روایتی زیبا دارد و می‌توانست شعر باشد اگر از کودکی سرراهی و بی‌پناه و دلسرد، تنها سخن گفته بودی و درازای متن شما را به لو دادن فضای احساستان سوق نداده بود اما به گمان من اطناب در روایت کار دستتان داده و شعری که می‌توانست هم از نظر ماهیت و ساختار و حتی روایت زیبا و یک شعر عالی باشد به شعاری زیبا تبدیل شده است از همان ابتدا که خود را به کودکی سرراهی تشبیه می‌کنید ویرانی آغاز می‌شود لازم نیست این تشبیه بیان شود شما همان کودک سرراهی را روایت کنید حتی اگر می‌خواهید راوی دانای جزء باشد و از زبان خود کودک سرراهی هم روایت شود ایرادی ندارد گرچه به گمان من این فضا راوی دانای کل می‌طلبد. این تشبیه: «من مثل یک کودک سرراهی هستم» باید ساختار فضای خیال شما باشد ولی نباید از «من» که مشبه است سخنی به میان آورید وتنها باید از «کودک سرراهی» که مشبه‌به است سخن بگویید تا فضای خیال شما استعاری باشد و هر خواننده‌ای بتواند همزاد پنداری کرده خودش را با آن کودک وفق دهد تا ارتباطی درست با مخاطبانتان داشته باشید وگر نه من هرگز دوست ندارم درد دل شاعری را که خود را مثل یک کودک سرراهی می‌بیند گوش دهم و بخوانم احساس شاعر به چه درد من می‌خورد من باید در آیینه‌ی شعر شاعر تصویر خودم را ببینم نه تصویر شاعر را به عبارت دیگر شعر آیینه است قاب عکس شاعر که نیست.

منتقد : محمد مستقیمی (راهی)

محمد مستقیمی با نام هنری (راهی), شاعر , نویسنده, پژوهشگر, مترجم, منتقد در یلدای سال 1330 در روستای چوپانان بخش انارک شهرستان نایین در خانواده‌ای که از پدر انارکی و از مادر بیابانکی بود متولد شد، نسب او از طرف مادر با فاصله‌ی چهار نسل به هنر جندقی و با ...



دیدگاه ها - ۲
حسن امتحاني » 17 روز پیش
اگر ما مادر را مادر گیتی در نظر بگیریم چه اتفاقی می افتد والی اخر
محمد مستقیمی (راهی) » 16 روز پیش
منتقد شعر
سلام ممکن است مادر مادر گیتی باشد اما این تبدیل در تإویل اتفاق می افتد و این فضای احساس شماست که امکان دارد بعضی از خوانندگان هم به ایت تإویل برسند و یا تإویلی دیگر حتی ممکن است خواننده ای آن را مادر خونی خود بگیرد حسن شعر همین تإویل پذیری است. موفق باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.