شعر آیینیِ موفقِ به‌روز گفتن و رباعیِ موفقِ به‌روز گفتن، هر دو انتخاب‌هایی دشوارند




عنوان مجموعه اشعار : کربلا
شاعر : علی روح افزا


عنوان شعر اول : تشنه ی وصال
ماهی که شبیه ماه و مهتاب نبود
از جنسِ عرب بود از اَعراب نبود
دنبال وصال بود ، عباسِ علی
در عالمِ عشق صحبت از آب نبود

عنوان شعر دوم : تکرار واقعه کربلا
هر چند حسین ابن علی شاه و شهید است
در کشورِ من کرب و بلاهای جدید است
تکرار شد این واقعه صد بار ، در اینجا...
هر گوشه پُر از حرمله و شِمر و یزید است

عنوان شعر سوم : سردار عاشق
یک لحظه دچارِ شکّ و وسواس نشد
سردارِ حسین ، بی سبب خاص نشد
عاشق به جهان زیاد آمد ، اما
در عشق کسی شبیه عباس نشد
نقد این شعر از : یزدان سلحشور
آقای علی روح افزا سلام.
سه اثری که با عنوان «کربلا» برای پایگاه نقد شعر ارسال شده، از یک سو به «شعر آیینی» و تحولات آن متصل است و از سوی دگر به قالب رباعی و تحولات آن. در باب شعر آیینی، البته در این 4 دهه پس از انقلاب 57 بسیار نوشته‌اند و سابقه‌ی شعر آیینی هم به اندازه شعر هزارساله است و در واقع شعر هزارساله‌ی ما چیزی جز آن نیست چه در صورت و چه در معنا با این همه، اصلِ موضوع در ترکیب «شعر آیینی» نهان است یعنی نخست «شعر» است با تمام رویکردها و شگردهایش و بعد، آیین است برخوردار از این رویکردها و شگردها. در مورد رباعی هم می‌دانیم که غیر از آغاز پرشکوهش که شعر پارسیِ دورانِ پس از ساسانیان را رقم زد، «فراز» کوتاهی داشته در آثار رودکی، عطار، ابوسعید ابوالخیر و خیام و غیر از این‌ها، قالبی بوده بیشتر برای تفنن نه قالبی که شاعران، هنر و عمر صرف‌اش کنند و نیما هم البته گوشه‌ی چشمی به این قالب داشته اما خیزش دوباره رباعی برمی‌گردد به سال‌های پس از انقلاب ایران، که به همت سیدحسن حسینی و قیصر امین‌پور به قالبی جدی و «به‌روز» و «مدرن» و مؤثر بدل می‌شود.
با چنین پیش‌فرضی، اجازه بدهید که هر سه شعر ارسالی شما را نه در حوزه‌ی شعر آیینی و نه رباعی، آثار کامل و موفقی ندانم چرا که مضمون‌ها، تکرارشونده‌اند و «اجرا» نیز، پیشنهاد تازه‌ای نیست و «ضربه نهایی» نیز، غایب است و در «سردار عشق» هم، قافیه‌ی مصراع دوم، صوتی و اشتباه است. «خاص» با «وسواس» و «عباس» قافیه نیست. در شروع این متن نوشتم: «سه اثری که با عنوان «کربلا» برای پایگاه نقد شعر ارسال شده، از یک سو به «شعر آیینی» و تحولات آن متصل است و از سوی دگر به قالب رباعی و تحولات آن» البته وزن شعر دوم از وزن رباعی خروج کرده است به دلیل یک هجای بلند اضافی در پایان هر مصراع؛ یعنی برای جا گرفتن هر مصراع در وزن رباعی باید هجای آخر را حذف کرد که در اینجا این خروج، منطبق با منطق نیست و نیازی هم نیست که برای این انطباق، شعر را مشمول تغییر کنیم. در مورد رباعی، ناچار به نقلِ قولم گرچه صورتِ بیانیِ این اوزان بیست و چهار گانه [یا به قول ابوالحسن نجفی در مقاله درخشان اختیارات شاعری، دوازده گانه] در این نقل قول متفاوت است با صورت‌های بیانیِ دیگری که معمول است برای «بیانِ عروضی این اوزان»؛ و نکته دیگر اینکه، در این نقلِ قول، «مستفعل» چهار هجا محسوب می‌شود دو هجای بلند در آغاز و دو جای کوتاه، پس از آن: در فرهنگ عامه وزن رباعی را هم وزنِ عبارت لا حَولَ و لا قُوَّةَ اِلاّ بِالله دانسته‌اند اما عروض‌دانان، برای رباعی یک یا دو وزن اصلی قائل‌اند. عروض‌دانان قدیم، وزن رباعی را در دو شجره اخرب و اخرم قرار داده‌اند که از آن ۲۴ وزن منشعب می‌شود. دکتر شمیسا، برای رباعی یک‌وزن برشمرده و معتقد است از آن یازده وزن فرعی به دست می‌آید. برابر عروض علمی، اساس وزن رباعی بر «مستفعل مستفعل مستفعل فع» نهاده شده‌است، که با توجیه دو قانون اختیارات وزنی شاعری، به ۱۲ وزن تبدیل می‌شود:
ابدال = که از مستفعل (- – ل ل)، مفعولن (- – –) حاصل می‌شود.
قلب = که از مستفعل (- – ل ل)، فاعلات (- ل – ل) به دست می‌آید.
مفعولن را می‌توان در هر سه رکن به کار برد. اما فاعلات فقط در رکن دوم می‌تواند به کار رود. به این ترتیب در ۱۲ وزن می‌توان رباعی سرود؛ که چنین‌اند:
مستفعل مستفعل مستفعل فع: (- – ل ل/- – ل ل/- – ل ل/-) … مثال: تقدیر که بر کشتنت آزرم نداشت
مفعولن مستفعل مستفعل فع: (- – -/- – ل ل/- – ل ل/-) … مثال: خاقانی را طعنه زنی چون دم تیغ
مستفعل مفعولن مستفعل فع: (- – ل ل/- – -/- – ل ل/-) … مثال: خرسند همی بودم در دام تو من
مستفعل مستفعل مفعولن فع: (- – ل ل/- – ل ل/- – -/-) … مثال: امروز تو را دسترس فردا نیست
مفعولن مفعولن مستفعل فع: (- – – /- – – /- – ل ل /-) … مثال: با یارم می‌گفتم در خشم مرو
مستفعل مفعولن مفعولن فع: (- – ل ل/- – -/- – – /-) … مثال: گفتم که سرانجامت معلومم نیست
مفعولن مستفعل مفعولن فع: (- – -/- – ل ل/- – -/-) … مثال: تا بتوانی خدمت رندان می‌کن
مفعولن مفعولن مفعولن فع: (- – -/- – -/- – -/-) … مثال: گفتا دارم گفتم کو؟ گفت اینک
مستفعل فاعلات مستفعل فع: (- – ل ل/- ل – ل/- – ل ل/-) … مثال: هنگام سپیده دم خروس سحری (گونه اصلی رباعی)
مفعولن فاعلات مستفعل فع: (- – -/- ل – ل/- – ل ل/-) … مثال: عمرت تا کی به خودپرستی گذرد
مستفعل فاعلات مفعولن فع: (- – ل ل/- ل – ل/- – -/-) … مثال: راز از همه ناکسان نهان باید داشت
مفعولن فاعلات مفعولن فع: (- – – /- ل – ل/- – -/-) … مثال: تا با من از دلت سخن می‌گویی
از این گونه‌های دوازده‌گانه رباعی، همه به یک سان کاربرد ندارند؛ اوزان ۳ – ۲ – ۷ – ۶ کم کاربردترین هستند. اوزان ۵ – ۸ عملاً کاربردی ندارند! اوزان ۹ – ۱۱ – ۱ – ۴ – ۱۰ – ۱۲ به ترتیب پر کاربردترین اوزان رباعی هستند اما طبق عروض سنتی دوازده شکل دیگر نیز با افزودن یک حرف صامت به آخر هر یک از این انواع به دست می‌آید. افراد دیگری همچون مسعود فرزاد طرح‌های دیگری برای وزن رباعی پیشنهاد داده‌اند.
به هر حال، اگر سپیده‌دمانِ شعر پارسی، با چنین رباعی‌ای از رودکی رقم خورده در 1000 سال پیش، باید بپذیریم که ما برای نوگرایی و موفقیت، نیازمندِ سعیِ بسیاریم:
جز حادثه هرگز طلبم کس نکند
یک پرسش گرم جز تبم کس نکند
ورجان به لب آیدم، به جز مردم چشم
یک قطرهٔ آب بر لبم کس نکند
شعر آیینیِ موفقِ به‌روز گفتن و رباعیِ موفقِ به‌روز گفتن، هر دو انتخاب‌هایی دشوارند، تجمیع این دو، البته دشوارتر است. پیروز باشید.

منتقد : یزدان سلحشور

یزدان سلحشور متولد 13 آذر 47 در رشت. شاعر، نویسنده، منتقد[ادبی-سینمایی]،مدرس، ویراستار،روزنامه‌نگار داور دو دوره جایزه جلال آل‌احمد و دو دوره جشنواره شعر فجر و جوایز ادبی دیگر از جمله جایزه نیاوران



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.