با احتمال تغيير در پيرامون خويش




عنوان مجموعه اشعار : ۲۹ مرداد ۱۳۹۶
شاعر : نرگس افری


عنوان شعر اول : کلیک
پنجره‌های بسته
صندوقهای خالی
چراغ‌های خاموش

نه!
هرچه کلیک می‌کنم
لمس دستان تو نمی‌شود...


©نرگس افری

عنوان شعر دوم : فردا
بی‌خیال دکترها...
می‌خواهم امشب
با فنجانی قهوه
و نخی سیگار
تا صبح در خیال آغوشت سر کنم

می‌خواهم فردا
همه‌ی قرص‌هایم را دور بریزم
و از دوری تو بمیرم...


©نرگس افری

عنوان شعر سوم : خاطرات
هرچه کلیک مےکنم لمس دستان تو نمےشود:
گوسفندها را ول‌شان کن
برای خودشان بچرند در خاطرات
بپرند از روی پرچین‌های فراموشی

چکار داری می‌شماری‌شان؟!
کم نیستند خاطره‌هایی
که پس از بارها نشخوار
خورده می‌شوند
و تمام
و گل‌ها کم‌اند

چکار داری به گوسفندهای گرسنه‌ی فراموشی
بگذار در این میانه بچرند
بوی علف مست‌شان کند

بگذار اتفاقی
- شاید هم به اجبار! -
بخورند مرا
مثل برگ خشکی از لابه‌لای علف‌ها

فقط گاهی نی بزن
که خواب‌شان ببرد
که آرام آرام بخورندم…


©نرگس افری
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
از مهم ترين ويژگي هاي شعر مدرن به كار بردن كلماتي است كه در دايره ي واژگاني امروز جاي دارند و مشخصا دال بر نوشته شدن شعر در دوران معاصر است . واژگان امروز اختلاط عميقي با كلمات مهاجر از زبان هاي ديگر به خصوص انگليسي دارند . به همين خاطر به كار بردن آنها در اوزان عروضي اغلب موسيقي شعر را برهم مي زند و مختل مي نمايد . شايد حضور همين واژگان مدرن بود كه در دوره ي مشروطه و پس از آن لزوم فاصله گيري از قوالب سنتي را بيشتر آشكار ساخت و به پيدايش شعر نو كمك بيشتري كرد .
در ابتداي شعر نخست خانم افري با درهم رفتگي و پيشبرد همزمان دو روايت روبروييم . روايتي بهره مند از اصطلاحات مربوط به رايانه و سخت افزارها و نرم افزارهاي رايانه اي و روايتي ديگر كه از كلماتي مربوط به خانه و متعلقات آن شكل مي گيرد . «افري» اما درست در پايان بندي شعر روايت نخست را بر دومي ترجيح مي دهد و بازي ماهرانه ي خود را فاش مي سازد . اين شعر تغزلي خوانشي مدرن از فراقي نويسي در دوره ي معاصر است . (لازم به ذكر است واپسين سطر شعر هم از لحاظ دستوري صحيح نيست و هم به لحاظ محتوايي ، معناي روشني ندارد . شايد بهتر بود شاعر به سادگي مي گفت : دست هاي تو لمس نمي شود
شعر دوم هم با دايره ي واژگاني خاصش ، معاصر بودنش را به رخ مي كشد . باز هم يك فراقي نويسي مدرن ! اين بار راوي اتفاقا از معضلات جسماني رايج ميان مردم اين روزگار رنج مي برد . ظاهرا قند خون دارد و از كشيدن سيگار هم منع شده است اما امشب هم قهوه مي نوشد كه بيدار بماند و هم سيگار مي شد . ولي چرا ؟ تا فردا از فراق يار قرص هايش را هم نخور د و از اين هجران خلاص شود ! مرگ در اثر فراق از آن زياده روي هاي عشق هاي سنتي ست . مجنون وار و ليلي وار ! لذا اين شعر را كمتر از شعر اول مدرن مي دانم . بهتر است بگويم اين شعر در روساخت مدرن و در ژرفساخت همچنان سنتي است . شعري سنتي در قالبي نو در دوران معاصر !
شعر سوم اما تنها در سطر نخست معاصر مي نمايد و باقي سطرها اساسا نشانه اي دال بر معاصر بودن ندارند . شعري كه اگر نبود دكلماسيون خاص نوگرايش ، مي توانست قبل تر ها نوشته شده باشد . قبل از نيما !
اين شعر بيشتر شعري حرفي ست تا ساختماني . يعني چه ؟ يعني شاعر به ساختار عمودي شعر توجهي ندارد و چون غزل عاشقانه ي سنتي در هر بيت (اينجا در هر پاراگراف) حرفي مي زند كه لزوما با ابيات ديگر (پاراگراف هاي ديگر) رابطه ي ارگانيك ندارد . مثلا در پايان بندي اين شعر راوي شخصيت علف را مي پذيرد اما از خود نمي پرسد يك چوپان چرا و چگونه مي تواند عاشق علفي باشد كه گوسفندانش از آن و در آن مي چرند ؟! از اين گذشته نقش كليك نخست شعر اساسا در شعر چيست ؟ اگر شعر را بدون سطر نخست و صرفا چون روايتي مستقل بخوانيم چه مشكلي در پيش برد روايت پيش مي آمد ؟ به گمان من اين شعر نياز به تلخيص و ويرايش جدي دارد .
نرگس افري شاعر مستعد و مدرني ست كه در صورت دقت در به كار بردن كلمات و كمي توجه بيشتر به ايجاز مي تواند خالق آثار زيباتري در عرصه ي شعر نو امروز باشد .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...


نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
آن چه در نخستين لحظات مطالعه چند شعر براي من بيشتر محسوس بود برخورداري شاعر از يك جهان بيني شخصي كه هر چند شعاع كوچكي را به نمايش مي گذارد مي باشد. در اين نگرش، زن يك موجود فرادستي است كه تصميم مي گيرد و با احتمال تغيير در پيرامون خويش مي نويسد.
اگر چه از چند و چون تجربه هاي شعري قبلي شاعر مطلع نمي باشم اما فكر مي كنم توانسته است تلقي و تمركز خود را در جهان خويش و ديگران ابراز نمايد و دريافت هاي خود را با نگاهي زنانه و يا لااقل غير مردانه كادر كند. در دو شعر نخست كه اتفاقاً هر دو هم كوتاه هستند اين رويه در نمايي تمام تر قابل مطالعه است اما در شعر سوم، شاعر با در غلطيدن در نحو نثر و گزينش نكردن عواطف و احساسات خود از اين رويه كناره گرفته است. در شعر نخست، واژه ي "كليك" نتوانسته است خود را به درستي هم نشين ديگر واژه هاي شعر نمايد و در شعر دوم بند اول شعر از نظر مفهومي با بند دوم شعر تطابق معنايي ندارد و شاعر اراده ي خود را با آرزوي بعدي نفي كرده است كه قطعاً شاعر در لحظه ي سرودن اين سطر، مفتون جذابيت سطر مذكور شده است. اگر قرار باشد در اين چند شعر به بندي اشاره بشود كه بيشترين ويژگي هاي شعري و ارزش هنري را در خود داشته باشد بند دوم شعر "فردا" مي باشد كه راوي شعر در يك فضاي پراختلال ذهني كه يادآور مختصات مخاطبان روان پريش مي باشد از عشق دم مي زند و آن قدر شاعر در انتقال اين وضعيت و انتخاب واژگان به خوبي تلاش كرده است كه نتيجه ي آن مخاطب شعر را به توقف وا مي دارد. تعارضي كه در آن راوي به درستي معرفي مي شود و مولف در فضاآفريني به خوبي داده هاي شعري را منتقل مي نمايد. از اين رو پيشنهاد مي كنم كه شاعر با مد نظر قرار دادن توانش هاي اين شعر و كشف دلايل مقبوليت آن، در آفرينش هاي جديد خود به اين نكته توجه نمايد كه روابط شعري نبايد در طول شعر دچار دچار اختلال شود كه اين اختلال مي تواند به دلزدگي مخاطب و رهاكردن شعر و كم اقبالي آن مواجه شود.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)

دیدگاه ها - ۳
ارمغان بهداروند » دوشنبه 13 شهریور 1396
منتقد شعر
درود و با آرزوی توفیق
نرگس افری » یکشنبه 12 شهریور 1396
جناب بهداروند از توجه و زحمت شما بسیار ممنونم
نرگس افری » دوشنبه 06 شهریور 1396
جناب شکارسری از لطف و زحمت شما بی‌نهایت سپاسگزارم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.