سطح تخیل




عنوان مجموعه اشعار : دختر طوفان
شاعر : نرگس جودکی


عنوان شعر اول : چشمت
اگر چشم ات تو را لغزاند، آن رابرکن.
چه خوب که مسیحی نیستیم وگرنه باید در شهر کورها می زیستیم

عنوان شعر دوم : توهم
کامی محکم وطولانی، شاید بوف کوری خلق کنم.
چه توهم زیبایی!

عنوان شعر سوم : شعر ناب
از حرف دیروزت زیر درخت سرو .....هنوزهم در دلم هزاران کیلو قند آب می شود........
بی مقدمه باقیافه حق به جانب زل زدی به چشم هایم وگفتی:
زن را چه به شعر؟؟!!
زن را چه به نوشتن؟؟!!!
زن را چه به ماده و تبصره وجزا؟؟!!!
تا آمدم اعتراض کنم........
گفتی:
زن ؛خود شعر ناب است...نیازی نیست شاعر شود.
عمق چشمانش دریای بیکران نانوشته هاست.....وقتی دریچه چشمانش را برروی مردی ببندد اشد مجازات است......وزمانش که برسد برای بخشش هزاران هزار ماده و تبصره درون قلبش می جوشد.
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
علاقه به ادبیات و گام گذاشتن در راه نوشتن و سرودن به‌خودی‌خود ستودنی است. این‌که نوشته‌هایمان را در معرض نقد قرار بدهیم هم قابل‌تقدیر است اما از این نکته نمی‌توان غافل شد که نوشتن هم مانند هر صنعت دیگری با هدف دستیابی به مهارت کافی نیازمند تمرین، پیگیری و تلاش فراوان است.
در ادامه‌ی راه و پس از اینکه به مهارت کافی در نوشتن دست یافتیم می‌توان انتظار داشت که با کشف و شهود و دیگرگونه نگریستن به پدیده‌ها و پیش گرفتن رفتاری متفاوت با زبان به بیانی دست پیدا کنیم که به‌سوی بیانی هنری گام برداشته است.
برش‌های درون مصراعی بنا بر اهداف خاصی از قبیل برجسته‌سازی و تأکید بر مقوله‌های خاص یا دیداري کردن تصاویر در مصراع‌های شعر رخ می‌دهد. بنابراین صرفاً پلکانی نوشتن نثر نه به برجسته‌سازی منجر خواهد شد و نه به‌صرف این‌گونه نوشتن زیبایی حاصل خواهد شد و جایگاه برش در مصراع‌ها یا سطرهاي شعر از جهت القاي پیام بسیار مهم است.
شعر در حکم هنر مکتوب هر چه به سمت تک‌معنایی و پیام‌رسانی حرکت کند از غنای هنری دور می‌شود. چنانچه شعر با یک‌بار خوانده شدن همه‌ی معنا را منتقل کند از ماندگاری بهره‌مند نیست و به کالایی یک‌بارمصرف تبدیل می‌شود و از سوی دیگر هر چه قدر امکان تخیل فعال را برای خواننده‌ی شعر فراهم کند به سمت خلق شیء هنری حرکت کرده است. فراهم کردن امکان تخیل فعال در این نکته نهفته که تخیل تا چه سطحی در متن جاری است و تا چه حدی نگاه شخصی مؤلف به پدیده‌ها در متن بازتاب یافته است.
متن اول در سطر نخستین «اگر چشم ات تو را لغزاند، آن رابرکن» با اشاره‌ای به «انجیل» آغاز می‌شود و در ادامه «چه خوب که مسیحی نیستیم وگرنه باید در شهر کورها می زیستیم» با یک نتیجه‌گیری شبه‌منطقی به پایان می‌رسد و خبری از تخیل و نوع بیان و نگاه هنری و شاعرانه در کار نیست.
چنانچه شعر با یک‌بار خوانده شدن همه‌ی معنا را منتقل کند از ماندگاری بهره‌مند نیست و به کالایی یک‌بارمصرف تبدیل می‌شود.
در متن دوم «کامی محکم و طولانی،/ شاید بوف کوری خلق کنم./ چه توهم زیبایی!» متن با یک توصیف آغاز و در ادامه اندیشه‌ها بدون این‌که از صناعت شعری بهره بگیرند به روی کاغذ آمده‌اند.
در متن سوم خاطره‌ای واقعی یا خیالی با بیانی احساساتی و نثرگونه، با تقطیعی پلکانی نوشته شده است. همین‌جا بایستی اشاره کرد که توضیح و اطناب در تقابل با بیان شاعرانه است.

نظریه‌های متفاوتی در باب نوع مواجهه‌ی مخاطب با اثر هنری وجود دارد اما آنچه نمی‌توان تردیدی در آن داشت تأثیر چگونگی تجلی خیال هنرمند در متن است و این چگونگی چینش و ارتباط اجزای متن است که فرمی را پیش روی خواننده‌ی اثر قرار می‌دهد تا خواننده از منظر آن فرم با دنیای متن همراه شود. بنابراین چنانچه یک متن صرفاً بازتابی از احساسات و توضیح اندیشه سراینده و نه به تصویر کشیدن آن باشد، در محدوده‌ی هنر مکتوب نخواهد گنجید.
در مواجهه با یک متن هنری پرسش این است که چقدر حاصل نگاه هنرمند به پدیده‌ها و وقایع در اثر متجلی است. این‌که پس از گذشتن واقعیتی از غربال وجود هنرمند با چه پدیده‌ای طرفیم، چقدر فردیت هنرمند در اثر عیان است و آیا به‌واسطه‌ی استفاده‌ی هوشمندانه از تکنیک‌ها به‌اصطلاح اثر از کار درآمده یا خیر؟

منتقد : مسعود میرقادری

- دبیر علمی یک دوره از همایش فصلی به ساعت اصفهان - عضو هیئت مؤسس کانون ادبی مهر - مشاور کانون ادبی قند پارسی دانشگاه اصفهان - داوری در جشنواره‌ی شعر قند پارسی دانشگاه اصفهان -داوری بخش شعر کلاسیک در جشنواره‌ی ادبی ماورا -همکاری با نشریه‌‌ی «صبح اندیشه»



دیدگاه ها - ۱
نرگس جودکی » 16 روز پیش
سپاس از شما

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.