دیداری تازه باید کرد




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : دنیا امیری


عنوان شعر اول : ای آشناترین بهانه ی حیات
من خوب می دانم
این لحظه ی بی تاب
حرفی برای گفتن دارد.
در من احساسی ست
که مرا بال خواهد داد.
می دانم
روزی این قطره ی کوچک
راه شیرین سرچشمه را خواهد یافت.
صدای موج ها را می شنوم
دریا نزدیک است
من صدای دعوت را می شنوم
دیدار نزدیک است.
در من احساسی ست
که در هیچ واژه ای جاری نیست
راهی هست که باید رفت
آشنایی هست
دیداری تازه باید کرد.


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : انسیه موسویان
دوست خوبم، دنیا امیری، سلام. از آشنایی با شما دوست نوجوان خوش ذوق خوشحالم. چه خوب که به شعرعلاقه‌مند هستی و چه خوب که برای بیان احساست سرودن شعر را انتخاب کرده‌ای. ذوق و استعداد تو از سروده‌ات پیداست. این اولین شعری است که من از تو می‌خوانم. البته منتقدان محترم دیگر، پیش از این درباره‌ی شعرهای قبلی‌ات به نکته‌های بسیار خوبی اشاره کرده اند. شعرهای تو با توجه به سن و سال و تجربه‌ی کوتاه شاعری‌ات، امیدبخش هستند. من هم در این مجال کوتاه به نکاتی اشاره می‌کنم و مطمئنم که با توجه به این نکات و مطالعه و پشتکار، در آینده شعرهای زیباتری خواهی سرود.
در سروده‌ی تو سطرهای زیبایی وجود دارد مثل:
در من احساسی ست
که مرا بال خواهد داد
زبان شعر تو ساده و روان و خالی از اشکالات فاحش است و این نکته‌ی مثبتی است. اما به چند مورد باید توجه کنی:
اول این که از همان ابتدا، ساختار و قالب شعرت را انتخاب کنی و مطابق ویژگی‌ها و قواعد و اصولی که هر قالب دارد، شعر بنویسی. به نظر می‌رسد تو قصد سرودن شعر سپید داشته‌ای. شعر سپید اصول و شگردهای خاص خود را دارد. مثلا از وزن عروضی و قافیه ( به شکلی که در شعر سنتی وجود دارد) خالی است. اما به جای آن شاعر باید سعی کند از روش‌های دیگری، در کلام، موسیقی و هماهنگی درونی ایجاد کند. هم چنین باید عنصر خیال انگیزی در شعر سپید، قوی‌تر و پر رنگ‌تر باشد. در غیر این صورت، شعر سپید به نثر نزدیک می‌شود و در بهترین حالت می‌توان آن را یک قطعه‌ی ادبی محسوب کرد نه شعر!
دو سطر اول شعر تو وزن دارد:
من خوب می دانم
این لحظه‌ی بی‌تاب
مخاطب در همان شروع، گمان می‌کند که با شعر نیمایی مواجه است. اما ناگهان در سطر سوم وزن به هم می‌ریزد:
حرفی برای گفتن دارد
اینجاست که متوجه می‌شویم شعر سپید است! اما ویژگی‌های شعر سپید هم به درستی رعایت نشده و خیلی جاها شعر به نثر نزدیک می‌شود. به نظر می‌رسد برای رفع این مشکل لازم است شعرت را یک بار یا چندین بار بازنویسی و ویرایش کنی. (کاری که همه‌ی شاعران بزرگ و مطرح انجام می‌دهند) بعضی از کلمات و جملات هستند که به راحتی می‌توانی حذفشان کنی؛ بدون این که لطمه‌ای به معنا یا زیبایی شعرت وارد شود. اتفاقا با این حذف و ویرایش، شعرت موجزتر و کوتاهتر می‌شود و بیشتر به دل خواهد نشست. امتحانش کن!

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.