حرف تکراری ...




عنوان مجموعه اشعار : هاشور ۱۴
شاعر : لیلا طیبی


عنوان شعر اول : بادبادک
بادبادکِ دلتنگی هستم،
که در گندم‌زار رها شده ست...

آه؛
سخت منتظرِ برگشتنم!

عنوان شعر دوم : مُسکن بی‌خوابی‌هایم
نیستی و،
خواب به چشم هایم،
راه ندارد...
آی‌ی---
مُسکّن بےخوابےهـایم!

#لیلا_طیبی (رها)


عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : صابر ساده
امروز با نقد و بررسی دو اثر اراسالی از شاعر عزیز و دوست نادیده ام سرکار خانم لیلا طیبی درخدمتم.
طیبی با دو اثر اینبار به پایگاه نقد شعر آمده است. وقتی این دو اثر را خواندم چندین و چند نکته مختلف به ذهنم رسید که در ادامه سعی می‌کنم به صورت کدوار و کلیدی به تعدادی از اینها اشاره کنم و امیدوارم برای این دوست عزیزمان مفید باشند و در نهایت این نکات بتوانند باعث رشد و پیشرفت شعری طیبی شوند.
طیبی در هر دو شعرش با احساس پیش می‌رود و عنصر پیش برنده در هر دو متن طیبی بر ساختمان حسی بنا شده است.اما چه حسی و با چه درجه و کیفیتی؟برای احساس طیبی ارزش قائلم اما طیبی باید بداند این احساس نمی‌تواند برای مخاطب جذابیت داشته باشد.به این دلیل جذابیت ندارد که مخاطب بارها با آن برخورد کرده است.هم در همین سطح و هم در سطوح پس و پیش آن و قطعا مخاطبی که خوردهای فکری و فرهنگی و حسی قوی‌تری را قبلا مصرف کرده دیگر با چنین سطحی از احساس ارضا نمی‌شود.به تعبیر بهتر و دیگر اینکه طیبی به میزان کافی و درست احساس خرج شعرش نمی‌کند و حتی بدون فکر از خودش بار حسی می‌کشد و به شعرش تزریق می‌کند.از طرفی دیگر او بیشتر از اینکه شعرش را به سمت احساس فردی سوق بدهد آنرا در بستر احساس شخصی حرکت می‌دهد یعنی شاعر جای اینکه مخاطب را در نقاط هم پوشاننده با نقاط عطف خود در ابعاد حسی درگیر کند و بدین واسطه همراهی مخاطب را داشته باشد، بیشتر در حد بیان مسائل شخصی خود می‌ماند و هیچ پل درستی از شخصی نویسی به فردی نویسی نیز نمی‌زند و این یعنی ضعف. از دیگر ایراداتی که می‌توان به دو متن طیبی گرفت این است که طیبی شهید کننده‌ی آنات خوب شاعرانه است.اینکه یک بادبادک دلتنگ شود قطعا موضوعی نیست که به ذهن هرکسی برسد.اصولا بادبادک نماد کسی ست که به ظاهر رهاست اما اسیر بند است و یا اینکه نماد چیزی ست که افسارش دست کس دیگری ست و یا نماد هر سمتی باد بیاید به آن سمت می چرخد اما بادبادک دلتنگ را من قبلتر نه شنیده نه خوانده بودم و این به نوع خود بکر است و این بکر بودن می توانست یک شروع کولاک را رقم بزند و یک شعر خوب را به مخاطب ارائه کند اما طیبی چه می کند؟این کشف خوب و بکر را شهید می کند.یا وقتی می گوید سخت منتظر برگشتنم این خود به ذهن مخاطب یک تلنگر می زند.منتظر برگشتن به اسمان؟اگر می خواهد به اسمان برگردد که باید در بند اسارت نخ بادبادک باشد پس این چه نوع دلتنگی ست؟یا حتی در لایه های دور به خنده ی کودکی که بادبادک را در دست گرفته و یا حتی در لایه های دورتر به حس نوستالژی که خود بادبادک روزی بچه بوده است و به کودکی خود طیبی/اینها همان قسمت ماجراست که با گندم زار رها شده خراب می شود.البته که به نظرم گندم زار رها شده نقطه ای بوده که جرقه ی این شعر را در ذهن طیبی زده و شاید طیبی تصویری از بادبادکی رها شده در گندم زار در عالم واقع دیده و پس و پیش این تصویر شروع کرده به نوشتن.البته اینجا خیلی مهم نیست که شان نزول این شعر چیست بلکه نوع بیان مهم است که به نظرم طیبی خوب عمل نکرده است.از طرفیفرض بگیریم این متن طیبی ایرادی هم ندارد باز سوالی دیگر پیش می اید و آن این است که خب اینکه نوشتی چه می خواهد بگوید؟صرفا بیان دلتنگی بادبادک رها شده در گندم زار که منتظر برگشتن است چه اتفاقی را رقم می زند و کجای جان و جهان مخاطب قرار می گیرد؟به نظرم هیچ.
در مورد کار دوم که خیلی وارد صحبت نمی شوم که به نظرم نه تنها شعر نیست بلکه آنقدر این تیپ را شاعران ریز و درشت ادا کرده اند که دیگر مخاطی چنین چیزی را بالا می آورد.اینکه چشمان مخاطب قرص مسکن است به هیچ عنوان کشف تازه ای نیست و حال که چشمانت مسکن است و تو نیستی من خوابم نمی برد واقعا دستمالی شده است.کار شاعر این است که زاویه دوربینش را عوض کند و جهان تازه تری را به مخاطب ارائه کند نه اینکه حرفی که دیگران زده اند را دوباره و دوباره بگوید آنهم حرفی که از فرط دستمالی شدن به سانتیمانتال شدن رسیده است.
در انتها بهترین ها را برای این دوست عزیزمان آرزو می کنم و امیدوارم با مطالعه و مطالعه و مطالعه بیشتر و نوشتن مستمر و نقد شدن مدام روز به روز پیشرفت کند.کار اول طیبی نشان داد که او استعداد دارد ولی کم تجربه بودن او استعدادش را حیف می کند و این راه و چاره ای ندارد جز تمرین و مطالعه و ممارست که بی شک با این موارد طیبی می تواند موفق باشد.
انشاالله به زودی آثار بهتر و بیشتری از او خواهیم خواند.
و من الله توفیق

منتقد : صابر ساده

صابر ساده متولد 30/7/1366 صادره از تهران شاعر – نویسنده – منتقد ادبی سوابق تحصیلی : - کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی - کارشناسی زبان و ادبیات فارسی - کاردانی مدیریت بازرگانی سوابق تدریس : - مدرس ادبیات در دانشگاه آزاد اسلامی به صورت حق ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.