امیدواری آغاز




عنوان مجموعه اشعار : دیگر بار
شاعر : فرهاد جمشیدپور


عنوان شعر اول : دوباره ها
چشم هایم مرگ مرا آواز می کنند
در سویی دیگر
لب هایم به نشانه افسوس
در رثایت سخنی را آغاز می کنند
در بزم اندوه جمله ها
واژگانند که پرواز می کنند


قدم هایم مرا به کجا می برند
به خاطرات نهفته در قلبم
یا سوی چتری که نیست در دستم


عشق را قطره های باران
بر پیکر سردم امضا می کنند
و اشک هایم را پنهان
کجا رسیده ام؟ به نخستین دیدار
و چشم های او است که مرا احیا می کنند
دوباره بازگشته ام
دوباره بازگشته ای
می بینی گل ها را؟ برای تو چیدمشان
باریدنت قطع می شود
و دیگر بار
گل ها اندوه من را افشا می کنند
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
شاعرانگی‌های این متن چندان هست که بخواهم با توقف بیشتر در آن از اتمسفر شعر لذت ببرم. خاصه آن که بدانیم این متن، متولد شاعری هفده ساله است که حیات ادبی او دو سال بیشتر نیست. شعر، شروع دیگرگونه دیدن و دیگرگونه نوشتن است و جمشیدپور در این مسیر اگر چه هنوز پای در احساسات نوجوانی خویش دارد اما از دیگر سو توانسته است ذهن خود را در این ارتباط گیری فعال نماید و بسیاری از مشاهدات خود را نه صرفاً بر اساس مکنونات قلبی و عاطفه نویسی صرف بلکه بر اساس دخالت ادبیت در زبان و کیفیت هنری در اجرای شعر منتقل نماید. «بزم اندوه جمله ها»، «پرواز واژگان»، «امضای عشق»، اندوهی که گل ها افشایش می کنند» همه نوعی نشانه ی مبرز از شعور ادبی مولف دارد که باید بر آن متمرکز شود و با توسعه ی آن در بدنه ی غالب متن بهره ی بیشتری برای خود و مخاطب ایجاد کند. در چنین احوالی قطعاً هر مطالعه ای رد پایی در ذهن و زبان مولف باقی می‌گذارد و باید از صحت زبانی تا مدتی که استقلالی حداقلی برای خود ایجاد نماید خودداری کرد و او را به کشف شیوه‌های شعری دیگران و روش‌های ادبی و متمایزبینی و متمایزنویسی عادت داد. بسیاری از دوستان شاعر نمی‌دانند در کدام بخش از متن خود موفق بوده‌اند و در کدام بخش ناموفق. شاید اگر در این حال و احوال آیینه‌ای برابر زیبایی‌ها و توانش‌های حداقلی متن بگذاریم بزرگ‌ترین کمک را به مولف کرده‌ایم. باید با این بحث که چه وقت شعر اتفاق می‌افتد توجه مولف را به ضرورت ایجاد اتفاق در شعر جلب نماییم. برای مخاطب امروز میان این دو شیوه که در زیر به آن اشاره می‌کنیم فاصله‌ای بسیاری است:
- قدم هایم مرا به کجا می برند
به خاطرات نهفته در قلبم
- در بزم اندوه جمله ها
واژگانند که پرواز می کنند
در بند نخست هیچ اتفاقی که ممیز شعر و غیرشعر باشد وجود ندارد و شاعر به ساده‌ترین شکل ممکن و با دم دستی ترین امکانات ضمیر ذهنی خود را ابراز کرده است اما در بند دوم شاعر با خیال ورزی و انتخاب درست واژگان که در نهایت به کلیت معنایی تکمیل شده‌ای ختم شده است به مخاطب گزارش وضعیت کرده است.
اهتمام مولف جوان باید بر اساس خودانتقادی باشد. بدین معنی که بی هیچ نگرانی از کوتاه و بلند بودن متن خود تلاش کند هر چه را که فکر می‌کند در کلیت اثر موثر است باقی بگذارد و بی هیچ تعلقی زواید متن خود را حذف نماید. این وضعیت باعث می‌شود که نقاط قوت شعر پوشیده باقی نمانند و در شاخ و برگ زواید فراموش نشوند.
با آرزوی موفقیت

منتقد : ارمغان بهداروند

دکتری زبان و ادبیات فارسی شاعر و روزنامه‌نگار است.



دیدگاه ها - ۱
فرهاد جمشیدپور » 11 روز پیش
بسیار ممنونم از نقد شما جناب آقای بهداروند؛ حتما به نکات گوشزد شده شما گوش خواهم داد.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.