میل رمیدن!




عنوان مجموعه اشعار : شورعشاق
شاعر : سیدسلیمان حیدری


عنوان شعر اول : شورعشاق
عاشقی در پی معشوق دویدن دارد
غم رسواشدن و جامه دریدن دارد

من نمیخواهم ازین کوی صفابرگردم
کارد در دست تو ای دوست بریدن

بانگاهت شده ام رام ولی میدانی
اسب در فطرت خود میل رمیدن دارد

چنگ بردل زده ای سازمخالف هم نیز
شورعشاق درین صحنه شنیدن دارد

دست هر بی سر و پایی نرسدماه مرا
لنگ سرکنده چرا عزم پریدن دارد؟

عنوان شعر دوم : .....
......

عنوان شعر سوم : .....
.....
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به غزلی از دوست شاعرمان سید سلیمان حیدری، ابتدا از طرف پایگاه نقد شعر ورود شما را خوشامد می‌گویم. این‌که تصمیم گرفته‌اید آثار خود را برای نقد ارسال کنید اتفاق امیدوارکننده‌ای‌ست. شاعری که این احساس نیاز را داشته باشد بی‌شک مسیر پیشرفت را با سرعت بیشتری طی خواهد کرد.
در غزلی که با عنوان شور عشاق ارسال کرده‌اید قدرت شما در موزون نوشتن مشخص است. علی رغم سابقه‌ی کم شاعری این میزان قدرت در موزون نوشتن جای تبریک دارد. شاعر کلاسیک باید بتواند از مرحله موزون نوشتن به مرحله موزون اندیشدن حرکت کند. اگر این اتفاق بیفتد آن وقت شاعر به خاطر مراعات وزن شعرش را تغییر نمی‌دهد، کلمات را دستکاری نمی‌کند و از همه مهمتر ارکان جمله را به هم نمی‌ریزد.
عاشقی در پی معشوق دویدن دارد
غم رسواشدن و جامه دریدن دارد
مصراع اول این شعر قدری نارسایی معنایی دارد، عاشقی دویدن دارد حرف کاملی نیست، مثلا اگر می‌گفتید رسیدن به عشق دویدن دارد یا راه عشق دویدن دارد شاید درست‌تر بود.
من نمیخواهم ازین کوی صفابرگردم
کارد در دست تو ای دوست بریدن دارد
ارتباط مصراع اول و دوم این بیت قوی نیست، دقت کنید که انسجام معنایی در شعر از همین ارتباط‌ها به دست می‌آید. به جز این ضعف تالیف در مصراع دوم این شعر هم مشهود است. کارد بریدن دارد یعنی چه؟ من می‌گویم این رشته بریدن دارد یا این دل بریدن دارد یا... ولی کارد بریدن دارد یعنی چه؟ اگر منظورتان این است که این کارد مناسب بریدن است یا بریدن با این کارد لذت بخش است بدانید صورت منطقی جمله چیز دیگری به ما می‌گوید.
بانگاهت شده ام رام ولی میدانی
اسب در فطرت خود میل رمیدن دارد
این بیت زیباترین بیت این شعر است، شما در این بیت نشان داده‌اید تا چه میزان در سرودن توانمندید. همه چیز حساب شده و منطقی‌ست، هر چند در مجموع ارتباط معنایی بین بیت‌ها کامل نیست.
چنگ بردل زده ای سازمخالف هم نیز
شورعشاق درین صحنه شنیدن دارد
دست هر بی سر و پایی نرسدماه مرا
لنگ سرکنده چرا عزم پریدن دارد؟
تصور می‌کنم تناسب بین چنگ و ساز و صحنه و شور شما را مرعوب خود ساخته، کلمات در ارتباط با هم هستند اما معنا چندان کامل نیست. کشفی هم اتفاق نیفتاده، یعنی بیتی که می‌توانست بسیار کامل‌تر باشد در حد بازی‌های زبانی چنگ و شور و ... باقی مانده است. هم و نیز در مصراع اول بیت چهارم قدری حشو ایجاد کرده‌اند یعنی با حذف یکی از آن‌ها معنا مختل نمی‌شود.
بیت پایانی هم در مصراع اول زبان کهن و بی‌ارتباط به این شعر است. در شعر یکدستی زبان مسئله بسیار مهمی‌ست. شاید مهم‌ترین علت ارتباط برقرار نکردن مخاطب با شعر بر هم خوردن یکدستی زبان است. مصرع آخر هم لنگ سرکنده خیلی خوب ننشسته است.

در مجموع غزل شما غزل خوب و امیدوار کننده‌ای‌ست. امیدوارم به زودی آثار درخشان‌تری از شما ببینم.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۲
سیدسلیمان حیدری » شنبه 15 شهریور 1399
بنده ازبیت چهارم این برداشت را داشتم که کلمه"چنگ بردل" چنانچه در عرف مردم هم استفاده میشود به معنی جذب کردن است وقتی میگوییم فلان چیز چنگی به دل نمی زند یعنی اینکه مرا جذب نمیکند کلمه"سازمخالف" درعرف مردم به معنای مخالفت کردن است کلمه "شورعشاق" معنای دومش آه وناله عشاق است کلمه"صحنه"میتواندبه معنای دنیاویاعرصه عشق باشد درنتیجه معنای بیت این میشودکه تواول عشاق راجذب نمودی وبعدمخالفت کردی بنابرین آه وناله عشاق درین عرصه شنیدنی است بنابر برداشت بنده این بیت تنهالفاظی نبوده نظرشماچیه؟
سیدسلیمان حیدری » شنبه 15 شهریور 1399
سلام وعرض خدمت استادمحترم که زحمت نقداین سروده به عهده گفتید بنده باید درتوضیحات می نوشتم که دوبیت اول تلمیح داستان حضرت یوسف و داستان حضرت اسماعیل است تا این ابیات بی مریوط به نظر نمی آمد تقصیرازبنده است

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.