در راه شاعری




عنوان مجموعه اشعار : کمی شعر
شاعر : شاهرخ حیدری


عنوان شعر اول : تبستان
تَبستان است، اخوان!
می بینی؟
اینجا کسی زیر شلاق خورشید نیز
دست از بغل نمی آرد برون.
اینجا هنوز در ها بسته
آسمان اخمو
جاده ها رنگ نرفتن،
دل ها شکسته است.
اینجا غمی به وسعت فردا نشسته است.

اخوان!
ما فقط می نگریم.
پایمان در خواب مرگ
چشم هامان، پینه بسته است.

بر دهانمان فریاد حرام است
و سراب پرواز، عزیز من
آسمان نه،
ابتدا بال می خواهد.

قربان نگاهت،کودک خرد
چه می فروشی تنها
کمی غیرت!
اینجا دگر که فال می خواهد؟


عنوان شعر دوم : ‌


عنوان شعر سوم : ‌

نقد این شعر از : مسعود میرقادری
علاقه‌ی شما به ادبیات، گام گذاشتن در راه سرودن و به نقد گذاشتن سروده‌هایتان قابل‌تقدیر است. بااین‌حال بایستی این نکته را به جدیت در نظر داشته باشید که اگر از شعر دیگران الگوبرداری کنید و به‌طور خودآگاه به این الگوبرداری واقف نباشید این خطر وجود دارد که در راه شاعری به مسیری اشتباه بیفتید.
نکته‌ی دیگری که بایستی در نظر داشته باشید نوع بیانی است که از آن برای سرودن بهره می‌گیرید. به‌طور طبیعی نوع بیانی که با آن زیسته و بالیده‌اید و چم‌وخم آن را بهتر می‌شناسید در مقایسه با دیگر انواع بیان امکانات بیشتری را در اختیار شما می‌گذارد تا با کارورزی هدفمند به نوع بیان شعری مخصوص به خود برسید.
راوی متن پیش رو «مهدی اخوان ثالث» را مورد خطاب قرار داده و با تکیه بر شعر معروف «زمستان» به بخش‌هایی از این شعر اشاره کرده « تَبستان است، اخوان!/ می بینی؟/ اینجا کسی زیر شلاق خورشید نیز/ دست از بغل نمی آرد برون./ اینجا هنوز در ها بسته/ آسمان اخمو/ جاده ها رنگ نرفتن،/ دل ها شکسته است.» و در این اشاره‌ها نه با روایتی نو در پیوند با متنی دیگر بلکه با تکرار مضمون‌هایی وام گرفته از متن‌هایی دیگر با پرداختی ضعیف مواجهیم.
زمانی که در متن از رویکردی بینامتنی بهره می‌گیریم هنرمندانه‌تر است متنی که از آن وام گرفته‌ایم در پیوند با متن جدید روایتی نو را بسازد. بنابراین اشاره به دیگر متن‌ها و به عبارتی رویکرد بینامتنی چنانچه در راستای کشف معناهای پنهان، معنا زدایی و پدید آوردن معنایی نو باشد می‌تواند منجر به خلق جهانی نو و گامی به‌سوی خلق شیء هنری باشد. اشاره به متن یا متن‌های دیگر چنانچه با دیگر اجزای متن تنیده باشد می‌تواند امکان خلق جهانی نو را پدید آورد و در غیر این صورت اگر صرفاً باعث وصله‌ی متنی به متن دیگر شود گامی در راستای پدید آوردن شیء هنری مکتوب نخواهد بود.
در ادامه کلام به سمت شعارزدگی پیش می‌رود «بر دهانمان فریاد حرام است/ و سراب پرواز، عزیز من/ آسمان نه،/ ابتدا بال می خواهد.» و نه در نوع نگاه به هستی و نه در روابط هم‌نشینی و جانشینی شاهد نگاه و اتفاقی نو نیستیم.
در انتها خوب است اشاره کنیم که شعر فشرده‌ترین نوع بیان است، بنابراین بایستی از اطناب، توضیح و سعی در اثبات آنچه می‌اندیشیم و احساس می‌کنیم پرهیز کنیم.

منتقد : مسعود میرقادری

- دبیر علمی یک دوره از همایش فصلی به ساعت اصفهان - عضو هیئت مؤسس کانون ادبی مهر - مشاور کانون ادبی قند پارسی دانشگاه اصفهان - داوری در جشنواره‌ی شعر قند پارسی دانشگاه اصفهان -داوری بخش شعر کلاسیک در جشنواره‌ی ادبی ماورا -همکاری با نشریه‌‌ی «صبح اندیشه»



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.