کمی شیرینه جانم باتو!




عنوان مجموعه اشعار : تک بیت ، دوبیتی ، دوبیتی
شاعر : مهدی عرفانیان


عنوان شعر اول : جانُم باتو
دارم ، غمی دیرینه جانم باتو
یارم ، کَمی شیرینه جانم باتو
مهدی عرفانیان

عنوان شعر دوم : دوبیتی
دل ِ مُو گوشت ِ قربانیه اِمشو
چو نَذری ِ بهر ِ عِرفانیه اِمشو
چومُومِن که سَوار ِ اَسب ِ نیت
عِزِیزُم ، وَقت ِ شُکرانیه اِمشو
مهدی عرفانیان

عنوان شعر سوم : دوبیتی
گَمُونم چَنگه عِشقُم بی قَراره
به دَفتَر عِشقه مَشقُم ماندِگاره
نَوازُم ، چَنگه دل را عاشِقانه
شقایق ، ناز ِ شصتُم گُلبَهاره
مهدی عرفانیان
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت بر سه اثر کوتاه از دوست ارجمند جناب مهدی عرفانیان، آن طور که در پرونده ایشان آمده سابقه سرودن بیش از پنج سال دارند. پس حق داریم با آثار ایشان کمی سختگیرانه‌تر برخورد کنیم.
من چند اثر دیگر از جناب عرفانیان را در پایگاه مطالعه کردم، به باور من اولین نکته مهم توجه به قواعد زبانی و در عین حفظ عاطفه و خیال انگیزی متن است، این نکته مغفول البته در شعر بسیاری از دوستان شاعر وجود دارد، معمولا هر شاعری بسته به تعریفی که از شعر دارد به برخی مولفه‌های تعیین کننده در اثر بی‌توجهی می‌کند، و از آن جا که منتقد و مخاطب اثر را به عنوان مجموعه‌ای از مولفه‌ها می‌بیند بیشتر به نقاط توجه نشده دقت می‌کند.
در این سه اثر من با منطق نوشتاری درستی مواجه نیستم، در آن تک بیت اگر راحت بخوام صحبت کنم هیچ نکته‌ی امیدوار کننده‌ای وجود ندارد، اول اینکه در روزگار حاضر تک بیت سرایی بیشتر مناسب فضای مجازی‌ست، آن هم نه از این تک‌بیت‌ها! در این اثر من هیچ نقطه مهمی نمی‌بینم، منظور این است که اتفاقی نیفتاده.
دارم ، غمی دیرینه جانم باتو
یارم ، کَمی شیرینه جانم باتو
این که آیا این چنین تک بیت نوشتن و پذیرش آن به عنوان یک اثر مستقل یک بحث بحث دیگر خود بیت است شاعر می‌گوید جانم با تو غمی دیرینه دارد یا بهتر اینکه جان من! غمی دیرینه با تو دارم، یار من! کمی جانم با تو شیرین است، سوال این است که به طور کلی این حرف می‌تواند تمام درونمایه یک اثر مستقل باشد؟ مصرع دوم دچار ضعف تالیف است، من با هر خوانشی که بررسی‌اش می ‌کنم معنا دچار اختلال است.
دل ِ مُو گوشت ِ قربانیه اِمشو
چو نَذری ِ بهر ِ عِرفانیه اِمشو
چومُومِن که سَوار ِ اَسب ِ نیت
عِزِیزُم ، وَقت ِ شُکرانیه اِمشو
وضعیت این دو بیتی نسبت به اثر اول بهتر است حداقل سر و شکل قالبی سنجیده‌تری دارد، به شیوه پیشینیان نوشته شده، زبان یک دست تر و صمیمی تر است هر چند در این زبان قربانی هم باید قربونی نوشته شود ولی شاید قافیه عرفانی باعث شده به این شکل بماند. در مجموع اثر بدی نیست هر چند به این اثر هم نمی‌توان به عنوان یک اثر جدی نگاه کرد.
گَمُونم چَنگه عِشقُم بی قَراره
به دَفتَر عِشقه مَشقُم ماندِگاره
نَوازُم ، چَنگه دل را عاشِقانه
شقایق ، ناز ِ شصتُم گُلبَهاره
در این دو بیتی هم باز زبان در قافیه قدری دچار اختلال است، در زبان شکسته آن هم با این کیفیت موندگار درست‌تر از ماندگار است، مضمون هم مانند دوبیتی قبلی بسیار کلیشه‌ای‌ست، می‌خواهم بگویم حالا که همه چیز سنتی‌ست، قالب و شکل نوشتن و حتی استفاده از کلمات دست کم باید مضمون نجات دهنده باشد که متاسفانه نیست، در مجموع این سه اثر را می‌توان به عنوان تمرین پذیرفت.

با آروزی موفقیت برای شاعر.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
مهدی عرفانیان » چهارشنبه 12 شهریور 1399
راهنمایی های شما را سرلوحه ی فعالیت های ادبی ام قرار خواهم داد استاد فرهیخته ام آقای سلیمانی در زرورقی از احساس پاک و بی آلایش قریحه ام می سُرایَمَت. قلم ِ سبزتان مانا مهدی عرفانیان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.