انتخاب کلمات درست در لحظه درست




عنوان مجموعه اشعار : فعل حق
شاعر : محمد حسین رخشانی


خارج از وهم است فعـل کردگار
لیک مفعـولی به بار آرد ز کار
درک مفعول است گویی درک خود!
خودنگر باش به خود اندیشه دار
من ز خود میگویم و گاه به خود
پس تو هم گوش بگیرش برقرار
سطح ادراکــم اگر پایین بُــوَد
حق ببینم باطــل اندر روزگار
بی سر و سامانم اندر فکر خود
بس که هر بیگانه آمد همچو یار...
حق چو باطل داشت از اندیشه‌اش
بعد از آن باطل بشد بر من سوار
سِیر تکوینم اگر منـفی نگشـــت
لطف بودش! لطفـی از پروردگار
سوی چشمانم اگر یاری کند
چشمه های حق ببینم زین گذار
خود ببینم ، حق ببینم اندر آن
چون که حق را نیست باطل در کنار
پس اگر دیدی خودت را چون خودت
راه حق را خوب پیمودی تو یار
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
شعر جناب رخشانی عزیز را خواندم. آنچه در شعر ایشان مشهود است این است که علیرغم سن و سابقه کم، ایشان به قواعد شعر مسلط هستند و خب این مسئله موجب پیشرفت روزافزون ایشان خواهد بود همچنین شعر ایشان را چند پله بالاتر از دیگران قرار خواهد داد. نمایه کلی اثرشان حکایت از مطالعات کلاسیک ایشان دارد. به نظر می‌رسد مطالعاتی از جنس مثتوی معنوی بسیار داشته‌اند.
حال اگر بخواهیم بدون در نظر گرفتن سابقه و سن ایشان به سراغ شعر برویم و در مورد کلیت اثر صحبت کنیم لازم است دو نکته مطرح شود. ابتدا در مورد چگونه نوشتن خود و بعد در مورد انتخاب کلمات درست در لحظه درست.
شاعری در یک سخنرانی شعر نوشتن را به ببری در حال دویدن تشبیه کرد که شاعر به دنبال حیوان می‌دود گاهی به او می‌رسد و تمام و کمال او را به آغوش می‌کشد. گاهی هم که دیر می‌رسد از دُم شعر می‌گیرد و آن را شکار می‌کند و در نهایت تمام شعر را در آغوش می‌کشد. این گفته شاید مصداقی باشد برای چگونه نویسی شعر در لحظه‌ای که به شاعر الهام می‌شود. گاهی شاعر از بیت اول می‌نویسد گاهی از آخر و در نهایت به تمام غزل می‌‌رسد. اما آنچه شاید در ظاهر و ابتدای راه سخت باشد اما به مرور و باتمرین برای شاعر تبدیل به عادت می‌‌شود انتخاب کلمات درست در لحظه دویدن دنبال ببر شعر یا همان الهام است. لحظه‌ای که شاعر می‌خواهد هیچ بیتی را از دست ندهد و به سرعت می‌نویسد تا آنچه اتفاق افتاده را ثبت کند. در این لحظه شاعر باید حواسش را جمع کند که در انتخاب کلمات بیشترین دقت ممکن را داشته باشد. اینکه شاعر در انتخاب کلمات بتواند به اجتهاد برسد کار خود شاعر را آسان می‌کند چرا که بعد از سرایش آنچه نوشته می‌شود کمتر مورد ویرایش قرار خواهد گرفت. از سویی در زمان سرودن شاعر بهتر می‌تواند با حس و حال دقیق کلمه مناسب را پیدا کند. برای اینکه شاعر راحت بتواند به کاسه کلمه‌های ذهنش دست ببرد و بهترین کلمه را در جای مناسب به کار ببرد باز هم می‌رسیم به همان توصیه همیشگی : مطالعه، مطالعه و مطالعه.
ساجده جبارپور:
حال اگر پس از ذکر این مقدمه طولانی بخواهیم آن را به شعر جناب رخشانی مربوط کنیم لازم است به دو بیت ابتدایی شعر ایشان اشاره‌ای داشته باشیم.

خارج از وهم است فعـل کردگار
لیک مفعـولی به بار آرد ز کار
درک مفعول است گویی درک خود!
خودنگر باش به خود اندیشه دار

در این دوبیت آنچه بیش از هرچیز مبرهن است استفاده از فعل و مفعول شاید برای نوعی بیان رابطه علیت بین پدیده‌ها باشد. اما جناب رخشانی باید به عنوان یک شاعر آنچنان بر معنای کلمات اشراف داشته باشند که بدانند فعل و مفعول و کلماتی ازاین دست ممکن است معانی دیگری نیز داشته باشند و این کژتابی چندان در ابیات اول که پیشانی کار است پسندیده نیست.

در بیت بعدی شاعر عنوان می‌نماید که دارد از خود می‌گوید:
من ز خود می‌گویم و گاه به خود
پس تو هم گوش بگیرش برقرار
در این بیت هرچه سعی کردم معنای دقیق بیت را نفهمیدم. اما آنچه با کلمه خود به ذهنم رسید که بنویسم و اتفاقا در مورد تمام شعر هم ممکن است صدق کند، نوشتن از خود است. اصطلاحا شعرا به آن حدیث نفس هم می‌گویند. اما نوشتن از جهان پیرامون و دنیای شخصی یکی از عواملی ست که موجب تشخص بخشیدن به شعر می‌شود.

شاملو در کتاب درباره هنر و ادبیات در پاسخ به سوال اینکه آیا برای مخاطب ایده‌آلی شعر می‌نویسد می‌گوید: « آنکه برای مخاطب خود می‌نویسد صاحب داعیه است من داعیه‌ای ندارم و فقط برای کشف خودم می‌نویسم. نانی ست که برای سفره خود می‌پزم، اما اگر این نان به مذاق خوش آید با آن دوست هم سفره هم ذائقه‌ای به دست می‌آورم. من منِ ضمیر خواننده می‌شود و مرا به توها تبدیل می‌کند... اگر هدف نویسنده جز این باشد باید به حالش گریست...»
این را گفتم که بگویم نوشتن از دنیای پیرامون با زبان زمانه می‌تواند به یکی از نقاط قوت شعر شاعران امروز بدل شود. هرچند اگر کهن نویسی همراه با زنده سازی واژگان قدیمی و رعایت تمام اصول باشد نیز محترم است.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.