نمونۀ خوبِ شناخت موسیقی شعر




عنوان مجموعه اشعار : فریاد
شاعر : فرهاد جمشیدپور


عنوان شعر اول : بخوان
بخوان به نام زندگی
که مترسک ها هشیارند
همان ها که بودنشان
تهی از بودن است
همان ها که حرف هایشان
غبار انسانیت از عقل ها زدودن است
بخوان به نام بشریت
که صورتک ها به روزگار هموارند
همان ها که فکرهایشان
محصول تفکر دیگری را درودن است
همان ها که اعمالشان
آواز پارادایم را سرودن است
بخوان به نام عشق
که فرهاد ها بیرق عشق اند
همان ها که افسانه هایشان
غم پوچی و بی حاصلی را ربودن است
همان ها که خورشید روانشان
در فریاد ها را گشودن است
بخوان که خواندن از یاد برفته است
بدان که دانستن بر باد رفته است
بسوز که راه بودن است و سر برآور
که نیستی به بالین هستی غنودن است

عنوان شعر دوم : بیدار بودن
فریاد کن شبان
از دزد بی سایه
وز جور همسایه
وز ذبح گله خود
هان! با تو ام ای دوست
ای آنکه بیداری
وز خواب بیزاری
هان! ای ترجمان عشق
ای آنکه می دانی
ای فر گیهانی
نابودی گله
فریاد را گویاست
وین جهل در همه روز
فریاد را جویاست
تا در نهان بکشد
بیدار بودن را

عنوان شعر سوم : بمان
تو بخوان از ما
ای هدهد غمگین ما
تا سعادت رو کند
بر جان ما
تا برون آید جهالت
از درون کان ما
با شکوه از ما بخوان
با تو آشنا می نماید این زبان؟
می شناسی مردمت را این زمان؟
پس چرا خاموش می گویی؟
اندرون روز تاریکی است
از چه رو روزنه امید می جویی؟
ما اگر پستیم ، خود هستیم
ظلم ما آینه ای ننگین و تاریخی است
سال ها گر بگذرد ما همچنان هستیم
زین توهم شادمان و زین خوشی مستیم
تو ولی هر دم بخوان از ما
از غروب ماندن
و بر این زمین راندن
تو بمان اما
این قفس میل تو را دارد
وین زمین افسوس سیرت را
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
در اینکه شاعر، نیاز به مطالعه و سرودنِ بسیار دارد، در اینکه از جهات بسیار، می‌توان دربارۀ مسائل گوناگون این سه متن صحبت کرد و خرده‌های بسیار گرفت، و در اینکه زبانِ سروده‌ها نیز زبان امروز نیست، و شاعر در تمایل به کاربرد کهن‌گرایانۀ زبان نیز هنوز مبتدی است شکی نداریم، امّا بی‌آنکه آثار قبلی شاعر را دیده باشم، به‌خوبی می‌توانم روند رو به پیشرفت او را در شعر حس کنم و نیز اشتیاق او را به آموختنِ روزافزون. چنان‌که در همین سه اثر، شمه‌هایی از دقت و توجه شاعر نسبت به برخی دقایق زبانی و موسیقایی دیده می‌شود که حاکی از تمرین و ممارستِ بسیار اوست، و نویدِ آینده‌ای رو به رشد و پیشرفت در شعرش می‌دهد.
به عنوان نمونه در شعر اول، کلیت اثر را می‌توان به چند پارۀ موسیقایی تقسیم کرد؛ کاری که با بهترین شعرهای شاملو و سیدعلی صالحی باید کرد، برای بردن لذت عمیق‌تر از کارکرد موسیقاییِ اشعارشان. بی‌آنکه قصد قیاس در کار باشد، اما به هرحال این شیوه‌ای است که شاعر به تأسی از آنان در پیش گرفته است:
بخوان به نام زندگی/ که مترسک‌ها هشیارند/ همان‌ها که بودنشان/ تهی از بودن است/ همان‌ها که حرف‌هایشان/ غبار انسانیت از عقل‌ها زدودن است

بخوان به نام بشریت/ که صورتک‌ها به روزگار هموارند/ همان‌ها که فکرهایشان/ محصول تفکر دیگری را درودن است/ همان‌ها که اعمالشان/ آواز پارادایم را سرودن است

بخوان به نام عشق/ که فرهادها بیرق عشق‌اند/ همان‌ها که افسانه‌هایشان/ غم پوچی و بی‌حاصلی را ربودن است/ همان ها که خورشید روانشان/ در فریادها را گشودن است

بخوان که خواندن از یاد برفته است/ بدان که دانستن بر باد رفته است/ بسوز که راه بودن است و سر برآور/ که نیستی به بالین هستی غنودن است

چهار بخشِ بهره‌مند از توازن آوایی، که برخوردار از سازه‌های نحویِ تکرارشونده‌اند، همراه با شروع‌های یکسان، و نیز موسیقیِ کناری در «غنودن است و ربودن است و...»

درواقع با توجه به سازه‌های موسیقاییِ هر سه شعر (قافیه‌ها و تداعی‌کننده‌های قافیه و...) باید پذیرفت که شاعر در سازوکارهای آوایی و موسیقاییِ اشعار برجستۀ معاصر، دقت و تأمل ویژه‌ای داشته و به‌خوبی از آن‌ها الگوبرداری کرده است و معتقدم اگرچه در وهلۀ نخست، شعر اول، یادآور «بخوان به نام گل سرخ...» شفیعی‌کدکنی است، امّا درواقع از اشعاری از شاملو که از توازن نحوی برخوردارند (همچون «غم نان اگر بگذارد» و...) بیشتر بهره برده است.
بدیهی است که در شعر بی‌وزن روزگار ما، که موسیقی را به اشکال شناخته‌شده‌اش کنار گذاشته، کاربرد موسیقی‌های اینچنینی، می‌تواند تا حد زیادی خلاء موسیقیِ عروضی و کناریِ مألوف را پرکند.
و نیز معتقدم که شاعر عزیزمان، آقای جمشیدپور، همین روند رو به پیشرفت را طی خواهد کرد و با تأمل ویژه بر مضمون سروده‌هایش، به‌سرعت به جایگاه خاص خود دست خواهد یافت.

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۱
فرهاد جمشیدپور » شنبه 15 شهریور 1399
بسیار سپاسگزارم از نقد هوشمندانه شما سرکار خانم کردبچه و همینطور از وقتی که برای شبه شعرهایم گذاشتید. تنها نکته ای که باید بگویم این است که این چند متن صرفا "تجربه" هایی ابتدایی از سلسله تجربه های شعری هستند و حاوی بسیاری عیب نادیده و نفهمیده که با راهنمایی اساتیدی چون شما اشتیاق دیدن و فهمیدن آن ها در من روشن می شود.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.