کارهای ابتدایی




عنوان مجموعه اشعار : سردي فاصله ها
شاعر : ساجده احمدي


عنوان شعر اول : دورم از ديدار
به ديدارم بيا

در آن لحظه كه بندد دختري
در اسمان
بر گيسوان تيره اش
غنچه اي روشن

و باشد چشم مرغان سحر
در خواب

ميهمان كن نگاهم را
به تصويري
كه تو در قاب آن باشي

به ديدارم بيا
پيش از آن روز كه تقدير
رساند مرا
سر اين كوچه ي
مختومه به پوچي


قصه اي گو برايم تا
كه پوشانم تن خشكيده ام را
جامه اي
از واژه گان نغز و گرم


به ديدارم بيا
در اين دوري
كه من
چون قايقي خسته
سوار
بر موج تند اين زمان گشتم

عنوان شعر دوم : زردي تنهايي
نيست جز شب
لحظه هايم ، به وسعت يلداست
قد كشيده كوهي
در گلويم ، انگار

شكند فريادم
در حصاري از سكوت
پاسخي نيست مرا

مانده ام چشم به راه
تا گشايد شايد
گره ها را دستي

و كشاند مرا
به ديار خورشيد
دور كند از تن من
پوسته خشكيده ي تنهايي
چون كه بر زردي اين فصل ميرسد پاياني

عنوان شعر سوم : دو روز دنيا!
ميلرزم
از ترس نگاهي
كه نشانش هست
شيشه احساسي
من به اين اگاهم
كه
در اين ابادي
نيست چراغي
حكم شب ها فقط تاريكيست
چون كسي در پي يك راهي نيست

بر تنم مي پيچم پيچك دستانم
كه اميدي
در اين كوي و گذر
به
همراهي نيست

لحضه لحضه
من ازين عمر
اماني خواهم
تا ببينم تابش
رنگين كمان

من گريزانم از اين
تنگ نظران
و دلي كه سرد
است

چه شده ادم را
؟
كه هزاران رنگ است

ان كه گفت راه دو روزست
دروغ است
باورم نيست دگر
تو بدان كه در اين ابادي
هيچ راه كوتاه نيست
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
سه کار از سرکار خانم ساجده احمدی، 23 ساله از استان گلستان به دستم رسیده که سراینده‌اش خواسته آن‌ها را به شیوه‌ی «شعر نیمایی» پیاده کند؛ یعنی برخلاف اشعار کلاسیک که همه‌ی مصراع‌های آن دارای افاعیلی یکسانند، این سه اثر با افاعیل کوتاه و بلند تنظیم کشده‌اند. در واقع باید گفت، سعی کرده که تنظیم کند اما نتوانسته است؛ چون در بسیاری از سطرها سراینده وزن را شکسته و یا از وزن بیرون رفته است؛ مثلا در اثر اول (دورم از ديدار) که بر وزن مَفاعیلُن است:
به ديدارم/بيا
مَفاعیلُن/فَعَل
در آن لحظه/كه بندد دخ/تری در آ/سمان بر گی/سوان تی/ره‌اش غنچه/ ای روشن
مَفاعیلُن/مَفاعیلُن/مَفاعیلُن/مَفاعیلُن/مَفاعیلُن/مَفاعیلُن/
یا:
ميهمان كن/نگاهم را/به تصويری...
مَفاعیلُن/مَفاعیلُن...
«ای روشن» و «ميهمان كن» از وزن بیرون رفته‌اند.
در اثر دوم(زردی تنهایی):
نيست جز شب/
لحظه‌هايم/، به‌وسعت يلداست
فَعَلاتُن/
قد كشيده/كوهی
فَعَلاتُن/فاعِل
حرفِ «ت» از «نیست» بیرون از وزن است، «به‌وسعت یلداست» نیز در وزن دیگری است.
در اثر سوم(دو روز دنیا!):
ميلرزم
از ترس نگاهی
كه نشانش/هست
فَعَلاتُن/فا
شيشه اح/ساسی
فَعَلاتُن/فاعِل
من به اين آ/گاهم
فَعَلاتُن/فاعِل
كه در اين آ/بادی
فَعَلاتُن/فاعِل
نيست چراغی
«ميلرزم» و « از ترس نگاهی» و «نيست چراغی» در وزن دیگری هستند.
بر این اساس، می‌توان اشکالات وزنیِ مابقی سطرها را شناخت.
اما هدف مهمی که نیمایوشیج از کوتاه و بلند کردن مصراع‌ها داشت، این بود که شاعر مجبور نباشد برای پرکردن وزن از کلمات و جملاتی که لازم نیست استفاده کند؛ می‌خواست جلوی ورود اضافات و حشو و زاید را به شعر بگیرد،؛ می‌خواست شعر هرچه بیشتر موجز باشد و از این راه به شعریت خود نزدیک‌تر و ده‌ها دلیل درست و دقیق دیگر. با این وصف، اگر قرار باشد شاعری در شعر نیمایی هم نتواند جلوی حرف‌های اضافه و حشو و زاید خود را بگیرد و نتواند شعر را موجز ارائه دهد، دیگر چه شعری و چه کشکی!
البته از آن‌جا که خانم ساجده احمدی شعر را تازه شروع کرده، بروز این اشکالات در آثارش طبیعی است؛ اما او باید باید عبور کند از موانع بسیاری که پیش رو دارد، تا روزی به ساحل امن سرودن برسد که تازه آن‌جا حساس‌ترین مرحله‌ی شاعری آغاز می‌شود؛ چون تا آن مرحله را اغلب مردم با توجه به استعداد ذاتی و تلاش و کوشش طی خواهند کرد، حال یکی زودتر و یکی دیرتر، بعد از این مرحله است که شاعران الک می‌شوند تا بزرگ شوند و...
به‌نظر من بهتر است خانم ساجده احمدی بعد از این به‌سمت شعر کوتاه روی آورد؛ یعنی با همین شیوه‌ی شعر نیمایی اما با اشعار کوتاه، من چند نمونه از اشعار کوتاه نو نیمایی را از شاعران مختلف جهت نمونه می‌آورم، تا به ظرافت‌ها، ظرفیت‌ها و قابلیت‌های این نوع اشعار توجه شود:
هوشنگ ابتهاج:
«بسترم
صدفِ خالیِ یک تنهایی‌ست
و تو چون مروارید
گردآویزِ کسانِ دگری...»

منصور اوجی:
«سارها پریده‌اند و باغ
مانده زیرِ توده‌های برگِ زرد
سرد.
زیرِ نورِ ماه
این منم که می‌رود به راه
در هوای یک پیاله
آه.»

حبیب الله بخشوده:
«آسمان
بی‌ترانه مانده است
پیش از این
زیرِ گنبدِ کبود
رودی از پرنده بود.

غلامحسین سالمی:
«بالابلند!
در آفتابِ دو چشمت
ما را توانِ خیره‌شدن نیست
گیسو پریشان کن.»
شعرها در نهایت ایجاز و بی حتی یک کلمه‌ی اضافی تبدیل به شعر شده‌اند. ما در نثر هم باید در حذف کلمات اضافی بکوشیم؛ چه رسد به شعر که علاوه بر کلام موجز، شاعران استعاره،
تشبیه، ایهام و کنایه‌اش را از برای هرچه موجزترشدن شعر بکار می‌گیرند.
خانم ساجده احمدی اگر انگیزه و تسلط کافی داشت، همین سطر اول از اثر اول(به دیدارم بیا) می‌توانست الهامبخش او در ایجاد خیال و تصویر شود و اثرش را سرشار از عاطفه کند.
دیگر این‌که، شعر ابتدا شخصی است، اما باید به‌گونه‌ای به جمع و جماعت و جمعیتی تعمیم پیدا کند؛ یعنی شعر شاعر، حرف و درد آنان هم باشد.
اثر دوم(زردی تنهایی) هم مثل اثر اولی حدیث شخصی بود که حتی از بیان همان حدیث هم به درستی و با سلامت برنیامده است
اثر سومی هم همین حرف‌های معمولی است که در کوچه و بازار جاری است و در این اثر تبدیل به شعار شده است. مشکل مفهومی و انشایی هم دارد:
«مي‌لرزم
از ترس نگاهی»
آدم ممکن است «از نگاهی بترسد»، اما «ترسیدن از ترسِ نگاهی» غلط است.
همچنین:
«قد كشيده كوهی/ در گلويم، انگار»
که «قد کشیدن کوه در گلو» خیال نیست، خیالات است؛ مثلا باید گفته می‌شد: «قد کشیدن کوه اندوه (غم، درد و...) در گلو.»
و همچنین:
«بر تنم می‌پيچم پيچك دستانم»
در پایان جمله «را» کم دارد.
امیدوارم خانم ساجده احمدی با ارسال اشعار کوتاه نو نیمایی راه تازه‌ای به روی خود بگشاید؛ راهی که بعد از تسلط بر آن می‌تواند شعرهای بلند هم بگوید. چون در شعر کوتاه شاعر بهتر می‌تواند انسجام معنایی و ایجاز کلی شعر را حفظ کند.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.