آفرین!




عنوان مجموعه اشعار : مخاطب عشق
شاعر : محمد حسین رخشانی


عنوان شعر اول : دریای نگاه
من غرقه‌ی دریای نگاهت گشتم
ژرف است نگاهت که رهایت گشتم
موجی که ز امواج جدا میکردی
طوفان شد و آنگاه فدایت گشتم

عنوان شعر دوم : اخبار و افکار
شب بود و تو بردی همه افکار مرا
تو فکر دگر کردی و من فکر تو را
اخبار تو شد جمله‌ی افکارم! لیک
در فکر تو از من خبری نیست چرا؟

عنوان شعر سوم : گم گشته
خزان را کی بود عطر بهاری
خزان گم‌گشته‌ای دارد فراری
چو درک عاشقی باشد به هجران
امید وصل معشوق است جاری
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به دو رباعی و یک دوبیتی از شاعر نوجوان محمدحسین رخشانی، اطلاعات دیگری جز سن در پرونده‌شان وجود ندارد، ولی بسیار جای تحسین دارد شاعری نوجوان با این قدرت بنویسد، باید تحقیق کرد و فهمید این قدرت از کجا سرچشمه می‌گیرد، نمی‌خواهم بگویم با شعر‌های شگفت انگیزی مواجهیم، ابدا! اما اینکه نوجوانی شانزده ساله در سیستان و بلوچستان بتواند شعرهای سالم و نسبتا خوش معنی بنویسد جای تبریک بسیار دارد.
دوست نوجوان شاعر من! کاش با همین قدرت و البته با مطالعه و کسب دانش بیشتر همینطور ادامه بدهید، شاعران نوجوان بسیاری را از دوره اردوهای دانش‌آموزی به خاطر دارم که استعداد‌های بی‌نظیری بودند، اما یکباره ترک شاعری گفتند و نامشان بعد‌ها تنها با افسوس می‌آمد، شعر همه‌ی زندگی نیست، اما می‌تواند بخشی از زندگی عاطفی ما باشد، پس علاوه بر مخاطبان که استفاده کننده از شعر ماست، خود ما هم بهره‌ای مستقیم در تقویت احساس خود داریم با سرودن شعر.
در مورد شعرها نمی‌خواهم سخت‌گیرانه نگاه کنم تنها به یکی دو نکته اشاره می‌کنم.
من غرقه‌ی دریای نگاهت گشتم
ژرف است نگاهت که رهایت گشتم
موجی که ز امواج جدا میکردی
طوفان شد و آنگاه فدایت گشتم
مصراع دوم قدری ضعف در تالیف دارد، ژرف با غرق اتفاقا معنای کامل‌تری دارد تا رها شدن، ضمن اینکه تکرار کلمه نگاهت در مصرع اول و دوم چندان اتفاق مناسبی نیست، بیت دوم رباعی از نظر معنی کامل است اما می‌توانید با ویرایش آن با زبان سالم‌تری همین حرف را منتقل کنید.
شب بود و تو بردی همه افکار مرا
تو فکر دگر کردی و من فکر تو را
اخبار تو شد جمله‌ی افکارم! لیک
در فکر تو از من خبری نیست چرا؟
من اگر بودم مصرع اول به جای "تو" از "که" استفاده می‌کردم، هم جمله سلیس‌تر می‌شود و هم آن "تو" قدری حشو است، چون در "بردی" آن "تو" مستتر است و نیاز به تکرار ندارد. مرا و تو را قافیه‌های درستی نیستند چون مرا همان تخفیف یافته من را است. تاکید بر خبر و بازی با آن جذاب است و می‌شود باز هم با ویرایش بیت دوم را سالم‌تر نوشت.
خزان را کی بود عطر بهاری
خزان گم‌گشته‌ای دارد فراری
چو درک عاشقی باشد به هجران
امید وصل معشوق است جاری
در این دوبیتی زیبا تنها قافیه فراری قدری در تناسب با شعر نیست، معنا درست است اما اینکه بگوییم خزان یک فراری دارد شاید نیاز به مقدمات مهمتری دارد.در مجموع دوبیتی خوبی نوشته‌اید که جای تبریک دارد.

امیدوارم به زودی شعر‌های زبباتری در این پایگاه از شما بخوانم.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
محمد حسین رخشانی » سه شنبه 11 شهریور 1399
سلام و عرض ادب و درود فروان خدمت جناب سلیمانی عزیز ممنونم از نظرات گرمتان حتما سعی در اصلاح ایراداتی که فرمودید دارم شعر گفتن یکی از لذت های فوق العاده زندگی ام است و به سبب علاقه ای که به آن دارم فکر نمیکنم بتوانم رهایش کنم لیکن امیدوارم بتوانم بقدر علاقه ام در آن توانا نیز باشم.. سپاس از شما

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.