ای بابا پول ندارم!




عنوان مجموعه اشعار : بی نام
شاعر : محمد پارسا جعفری


عنوان شعر اول : انبه
وقتی که دس تکون دادی راه منو نشون دادی راه منو تکون دادی راه منو عوض کردی
زندگی من ساز بود درش رو هرکی باز بود نونم کنار گاز بود سنتی رو تو جاز کردی
بنده زدم پشت هدف سینه ی تو مثل صدف بیننده هی میکنه کف عاشقتم ای انبه جان
عاشقتم ای انبه جان عاشقتم ای انبه خان بنده شدم مخلصتان وعده دادم به شنبه جان
که توی اون روز قشنگ بنده برم مثل فشنگ حتی میرم با پای لنگ برم و تندی بخرم
نه یه کیلو هزار کیلو هزار و ده هزار کیلو هزار صدهزار کیلو من از همه دلتنگ ترم
بنده ای که اماده ام با دو پای پیاده ام میرم توی مغازه اش کیلوی سوسول ندارم
رفتم توی مغازه اش البته با اجازه اش کارت رو کشید تو دستگاه ای بابا پول ندارم


عنوان شعر دوم : ..
.

عنوان شعر سوم : ..
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به اثر جناب محمدپارسا جعفری شاعر نوجوان سیزده ساله، من همه‌ی آثار این نوجوان عزیز را در پایگاه نقد شعر خواندم. این‌که شما در این سن دست به قلم می‌برید و برای رعایت قواعد تلاش می‌کنید یعنی موفق هستید، قدر این روزها را بدانید و سعی کنید بیشتر بیاموزید و در همین سن برخی مسائل را با متن‌تان حل کنید.شما در سن بسیار مناسبی برای یادگیری به سر می‌برید و این فرصت را شاید در آینده به دست نیاورید.
خیلی در مورد متنی که نوشته‌اید و به نظر یک ترانه می‌آید صحبتی ندارم، جز این‌که تلاش کرده‌اید قافیه و ردیف را رعایت کنید و اثری نیمه طنز نوشته‌اید، البته همانطور که قابل حدس هم هست در بعضی از سطر‌ها وزن را از دست داده‌اید.
توصیه‌ می‌کنم حتما یکی دو کتاب تئوری خوب مثل کتاب روزنه از جناب محمدکاظم کاظمی و جلسه شعر از دکتر اسماعیل امینی را مطالعه کنید، خواندن کتاب‌های تئوری به شما کمک می‌کند با درک درست‌تری به سراغ شعر خواندن و شعر نوشتن بروید، و البته شعر خوب خواندن مهمترین مرحله‌ای‌ست که در پیش رو دارید سعی کنید شعر خوب بخوانید و شعر خوب را هم خوب بخوانید، یعنی یاد بگیرید درست خواندن شعر را.
وقتی که دس تکون دادی راه منو نشون دادی راه منو تکون دادی راه منو عوض کردی
زندگی من ساز بود درش رو هرکی باز بود نونم کنار گاز بود سنتی رو تو جاز کردی
فقط برای اینکه بحث ما خالی از نقد اثر نباشد در مورد همین یک بند صحبت می‌کنم، وقتی که دس تکون دادی در وزن عروضی می‌شود (مفاعلن مفاعلن) اما در نیم مصراع آخر همین سطر (راه منو عوض کردی) دیگر در این وزن نمی‌گنجد به این می‌گویند ایراد وزنی، چون شما از وزنی که برای سرودن انتخاب کرده‌اید و ما شعر شما را با آن می‌شناسیم خارج شده‌اید، این برای یک شعر موزون خطا محسوب می‌شود.
فرمودید زندگی من ساز درش رو هر کی باز بود، مگر در ساز رو به هر کی باز است؟ اینجا معنا دچار مشکل است یعنی شما معنایی در ذهن دارید که اتفاقا ممکن است بسیار هم زیبا باشد اما در مرحله انتقال از ذهن به کاغذ دچار مشکل شده است.
این خطاها در شعر شاعران با تجربه هم به چشم می‌آید شاعرانی که اگر در سن شما به فکر رفع خطاهایشان می‌افتادند قطعا آینده بهتری داشتند.

موفق باشید

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.