خوب و به سمت خوب‌تر شدن!




عنوان مجموعه اشعار : نگاه
شاعر : میرکاظم سیداکبری


عنوان شعر اول : عشق اگر زود آمده بودی

سال ها دل به جاده ها بستم، ای دریغ اشتباه می‌کردم
من برای دوباره دیدن تو، عمر خود را تباه می‌کردم

خوب فهمیده بودم این را آه، من کجا و پریدنی دلخواه
چون پلنگی لجوج و خاطر خواه، باز دنبال ماه می‌کردم

عاقبت صید روزگار شدم، سهم چشمانم از قفس این شد
روی بوم نگاه زندانی م، همه را راه راه می‌کردم

کاش میشد که بازمی‌گشتم ، بار دیگر به شور کودکی ام
تا که با عینک صمیمیت، زندگی را نگاه می‌کردم

نه نه ای کاش بازمی‌گشتم، به شب خلقتم که نامم را
از میان مسافران زمین، خط خطی و سیاه می‌کردم

خسته ام از عدالت دنیا، خسته از قفل بسته ی درها
کاش از دست نابرادرها، خویش را نذر چاه میکردم

فرصت از دست رفت و گمراهی، شد نصیب من از تکامل عقل
عشق اگر زود آمده بودی! عقل را سر به راه میکردم



عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به غزلی از دوست شاعر جناب میرکاظم سید اکبری که در پرونده شاعری‌شان عمر شاعری ذکر نشده است، اما از این غزل چنین استنباط می‌کنم که شاعر کم تجربه‌‌ای محسوب نمی‌شوند.
در غزل امروز شانی برای معاصر بودن معمولا در نظر گرفته می‌شود این بیشتر از جهت تقابل و مواجهه شعر نو و سنتی ایجاد می‌شود. یعنی غزل‌سرایان علاوه بر مراقبت و رعایت تمامی قواعد گویا رسالت تازه‌ای با عنوان به روز بودن را هم با خود حمل می‌کنند، البته که در تمام دوره‌های شعری به روز بودن و نوآوری عاملی مهم و متمایز کننده به نظر می‌رسیده، اما امروزه به سبب پیدایش شکل‌های جدید و پیشنهاد‌های تازه برای شعر شاید این خصیصه نوآوری شکل تازه‌ای به خود گرفته است.
غزل جناب سیداکبری را اصطلاحا غزل دوری می‌گویند، هر بیت از چهار نیم‌مصراع تشکیل شده است، همین‌جا نکته‌ای را عرض کنم، بنا بر اعتقاد گروهی که کم هم نیستند ما نمی‌توانیم در پایان نیم مصراع طبق حکم پایان مصراع رفتار کنیم، یعنی تمام هجاها را اعم از کوتاه و بلند و کشیده، بلند به حساب بیاوریم وزن را ببینید.
فاعلاتن مفاعلن فع(لن)/فاعلاتن مفاعلن فعلن
به اعتقاد آن دوستان در پایان نیم مصراع اول آوردن هجای کشیده ایراد وزنی محسوب می شود هر چند در شعر قدما (منظورم متقدمین شعر معاصر) این اتفاق افتاده است و البته از نظر شخص من نیز، از حیث کیفیت حفظ موسیقی چندان اشکال محسوب نمی‌شود اما به هر حال شاعر باید به این مسئله آگاه باشد، چون دیدم در بیت دوم این اتفاق افتاده است.
سال ها دل به جاده ها بستم، ای دریغ اشتباه می‌کردم
من برای دوباره دیدن تو، عمر خود را تباه می‌کردم
از نظر کارکرد فعل مصراع اول باید از تناسب بهتری برخوردار باشد، هر چند آن سال‌ها تا حدودی فعل اشتباه می‌کردم را توجیه می‌کند اما شاعر باید به انطباق فعل‌ها توجه بهتری بکند، ای دریغ هم علی رغم کارکرد معنایی که دارد در جای مناسب خود استفاده نشده است.
خوب فهمیده بودم این را آه، من کجا و پریدنی دلخواه
چون پلنگی لجوج و خاطر خواه، باز دنبال ماه می‌کردم
شاعر برای تقویت موسیقی به سراغ قافیه درونی رفته است اما به نظر می‌آید این کار مستحب واجب دیگری را به خطر انداخته کلمه (آه) در جای مناسبی استفاده نشده، ضمن اینکه خاطرخواه و دلخواه آن‌قدر ها هم قافیه نیستند.اما معنا در این بیت خوب است.
عاقبت صید روزگار شدم، سهم چشمانم از قفس این شد
روی بوم نگاه زندانی م، همه را راه راه می‌کردم
مضمون در این بیت درخشان است اما نوع اجرا قدری دچار ضعف است به خصوص در زندانی‌م که اصلا خوانش دچار تکلف و معنا دچار وقفه می‌شود. فعل ردیف هم معنا را دچار نارسایی می‌کند
کاش میشد که بازمی‌گشتم ، بار دیگر به شور کودکی ام
تا که با عینک صمیمیت، زندگی را نگاه می‌کردم
بیت سالم و روان و صمیمی‌ست، قدری ارتباط عمودی این بیت با ابیات قبلی خود قوی نیست اما در مجموع بیت زیبایی‌ست.
نه نه ای کاش بازمی‌گشتم، به شب خلقتم که نامم را
از میان مسافران زمین، خط خطی و سیاه می‌کردم
باز هم در این بیت مضمون خوب و اجرا دچار سهل انگاری‌ست، مثلا اینکه خط خطی و سیاه یکی اضافه است.
خسته ام از عدالت دنیا، خسته از قفل بسته ی درها
کاش از دست نابرادرها، خویش را نذر چاه میکردم
بیت خوب و روان و رسا، علی رغم مضمون تکراری اما شاعر از پس ساخت یک بیت مستقل مناسب برآمده است.
فرصت از دست رفت و گمراهی، شد نصیب من از تکامل عقل
عشق اگر زود آمده بودی! عقل را سر به راه میکردم
پایان بندی بیت بدی نیست، اما آن‌قدر ها هم شکل پایان بندی ندارد، ضمن اینکه خوانش نیم مصراع سوم هم قدری دشوار است، آن هم به جای اختیار کوتاه به جای بلند در جای نامناسب است، باید ه را در آمده خیلی بیشتر از ظرفیتش بکشیم.

در پایان باید به جناب سیداکبری بگویم چشم انداز امیدوار کننده‌ای در مقابل شماست، به شرطی که در مقابل شعر خودتان سخت‌گیر تر باشید.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
میرکاظم سیداکبری » یکشنبه 02 شهریور 1399
سپاس از وقتی که برا خوانش و نقد این شعر گذاشتید،

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.