تنفس در هوای تازۀ آزاد




عنوان مجموعه اشعار : ژاگرینا
شاعر : ادیب حیدربگی


عنوان شعر اول : پسرک امید
باز شب
از سرانگشتانِ
غروب
باريدن گرفت

جانم را
غولِ شبِ بي مروت می گيرد
اگر
نتوانم
پسركِ اميد را
از بطنِ غزلی ديگر

براي رسيدن به احتمالِ
دوباره يِ باز آمدنت

بدنيا بياورم.....



عنوان شعر دوم : درد و درمانم
می دانستم
در بهار
بیتوته
خواهی کرد
و
من به قشلاق نیمه ی سال،
کوچ.

در توست درد و درمانم

هنوز
عطر بهار می فروشی؟

پناه می گیرم
به دخمه ی گرم خاطراتم

تا دیو سیاهِ زمستانِ جدايی

آب و زمین و زمان را

بدستان پر مهرتو بسپارد

می آیی میدانم
تا
با قلم افسونت

دوباره زَر اندازی

بر پاره دل نوشته هایم

که
همه در وصف توست

وصف هوای بهاری تو.....




عنوان شعر سوم : شعر هایم
شعرهایم
همچو من
تنها نیستند

آنها همدیگر را دارند

از دلِ کلبه ی کورِ اندیشه ام
زاده می شوند پی در پی

در انسجامِ کلامی

برقابِ تصویری کوبیده می شوند

و در نمخانه ی نایک سانیِ

سطرهای بی بندُپیِ امروزی جامی گیرند
و
مشغولِ تکثیر بی رویه می شوند

مرا میزبان خود می دانند
و
مهمانانِ دایمی احوالمند

شعرهایم گاه به تلخی می زننددر مضمون

گاه عجیب الخلقه در ظاهر

غزل گونه هایم

دخترانی با گیس های پر ستاره اند

آنها را تک به تک
در دیمِ نگاهی خیال انگیز

روی کَرت های سبزینه های دفتر شعرم می کارم

و تا رسیدن موسمِ بلوغ عشق

از دشنه ی مسموم

نقادانِ تشنه
به دور می دارمشان و در وقت شیدایی

بر دشتِ خاطرهای عاشقان

همچو قاصدکها رهایشان
می سازم....
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
جدای از موسیقی جاندار شعرها و فضای مترنم و آهنگین سطرها، جدای از تقطیع‌های به‌هنگام و دقیق، جدای از زبان شاعرانه و هنجارگریز و مستحکم شعر، و جدای از تصاویر خیال‌انگیز و اغلب بکر این سه شعر، آنچه بیش از همه توجه را جلب می‌کند، فضای روشن و امیدوارکنندۀ شعرهاست و چقدر فضای شعر این روزهایمان به مفاهیم امیدبخش نیازمند است.
حقیقت این است که فضای حاکم بر شعر این سال‌ها ـ چه فضای ادبیات مکتوب و جدی‌مان و چه فضای ادبیات رسانه‌ای و مجازی و نه‌چندان جدی‌مان ـ تحت سیطرۀ اندوه است. مرثیه‌های بسیار، شعرها و دلنوشته‌های بسیار در توصیف دلتنگی، تنهایی، جنگ، مرگ، زوال، کوچ، جدایی، خیانت، اندوه، و... که همه و همه فضایی غم‌انگیز را ترسیم می‌کنند، حرف اول مطالعۀ جدی و غیرجدی ادبیات‌مان را می‌زنند و در این میان، مضامین شاد و امیدبخش و روشن، بسیار کم‌اند.
در این مسأله هم باید توجه داشت که هم مؤلف و هم مخاطب، تأثیر و تأثر زیادی بر هم و از هم دارند. از سویی مخاطب با حجم وسیعی از متون اندوهگین مواجه می‌شود و رفته‌رفته به آن‌ها خو می‌کند، و ازسوی دیگر توجه ویژۀ مخاطب به اندوه، مؤلف را بر آن می‌دارد که در مسیر توجهات مخاطب قرار بگیرد و قدم بردارد، و از همان چیزی بنویسد که بیشتر موردتوجه قرار می‌گیرد.
از این حیث، و با توجه به این نکته، قلم‌فرسایی شاعر در مضامین مثبت و امیدوارکننده، از دو جهت ارزش دارد؛ نخست اینکه در فضای تاریکِ حاکم بر جامعه ـ ی ادبی یا کل جامعه ـ چنین آثاری، روزنه‌هایی ارزشمندند به‌سوی نور و روشنایی، و از جهتی دیگر، جسارت هنرمندی که خلاف جریان حاکم و غالب حرکت می‌کند، بسیار ارزشمند، قابل احترام و قابل ستایش است.
شاعر در هر سه شعر، به ترسیم تلاش خود برای خلق دنیایی بهتر، فضایی روشن‌تر و احساساتی دلپذیرتر کوشیده، و در این میان، خلق همین سه قطعه شعر زیبا نیز خود قدمی است به‌سمت خلق همان دنیای بهتر، روشن‌تر و دلپذیرتر.
وجهِ غالب در فضای ادبیِ رسانه‌های مجازی (صفحات و کانال‌ها) این است که اغلب، روز را با اشعار یا متن‌هایی امیدوارکننده و با فضایی مثبت و روشن ـ مثلاً در توصیف صبح و طلوع خورشید و سلام و... ـ آغاز می‌کنند، امّا هرچه به‌سمت ساعات پایانی روز می‌رویم، آهسته‌آهسته از آن امید و انرژیِ ابتدای روز کاسته می‌شود و کم‌کم، اشعار و متن‌هایی در توصیف شب، تاریکی، دلتنگی، ناامیدی، تنهایی، جدایی، بی‌خوابی و... فضا را دربر می‌گیرد. و اگر بخواهیم فضای کلی ادبیات فارسی را با همین وضع جامعۀ ادبی مجازی قیاس کنیم، به تغییر فضای روشن و توصیفات طبیعت زیبا و زندگی طبیعی و سادۀ قرن‌های چهار و پنج، به اندوهِ حاکم بر ادبیات دورۀ مغول و پس از آن می‌رسیم. و می‌خواهم بگویم این سه شعر، در همان هوای روشنِ آغاز روز نفس می‌کشند و البته توانمندی‌ شاعر در خلق لایه‌های زیباشنانۀ هر سه اثر، این نوید را می‌دهد که این فضای روشن، بتواند تداوم بیشتری داشته باشد.

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۱
ادیب حیدربگی » یکشنبه 02 شهریور 1399
درود بر شما، ،مطمئنا نگاه شما متاثر از صافی ها و گستره ی پرفروغ درونی شماست ،من هم با زاویه دیده وسیع و تفسیر جایگاه شعر امروزی شما موافقم ، و رسالت اصلی شاعر را در ارایه ی تفکر نو و امیدواری به خود و مخاطب، در سبد پرخاصیت شعر می دانم . سپاسدارم دکتر ،برای شما و تمام دوستان دیگر در این پایگاه نقد ،آرزوی صحت تن و سلامت نگاه مستدام دارم ،،شاد زی. ادیب حیدربگی شهریور۹۹

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.