تمرین در یک قالب




عنوان مجموعه اشعار : هر چه نویسم باز بد آید
شاعر : سید رضا محمود هاشمی


عنوان شعر اول : انسان نداریم
این زخم درون که هیچ درمان نیست
گوید ز بَشَر دگر که خندان نیست

در راه زمانه قلب شد سنگی
در این دوره ها که هیچ انسان نیست


عنوان شعر دوم : آغاز جدید
برخیز که با سازِ تو پرواز کنیم
از خنده ی لب های تو آواز کنیم

از این که صعب در رَهِ ما هست مَترس
بیا که دگر روز نُو آغاز کنیم

عنوان شعر سوم : در اینجا خوابیم
ز این دنیا دگر مردار هستیم
دگر ما مردمی بیمار هستیم

به جز بازی ندارد زندگانی
که در برزخ زِ بس بیدار هستیم
نقد این شعر از : مهدی بهار
هر زبان پنجره ای ست به دنیایی جدید"
جمله بالا جمله بسیار زیبا و عمیقی ست.به شرط آن که آن زبان زبان مشترکی باشد و دست کم چندین نفر دیگر به آن زبان سخن بگویند. با همان متر و معیارهایی که مدنظر آن زبان است. همین نکته ایجاب می‌کند که برای ارتباط با اهالی آن زبان، معیارها و قوانین زبانی آن را درک کنیم. اما پیش از بحث زبان
اولین نکته‌ی مهم برای آقای رضا محمودهاشمی که برای دومین بار است شعر ایشان را مورد بررسی قرار می‌دهیم، این است که باید تمرکز خود را بر یک قالب قرار داده ،چم و خم آن را بدست بیاورند و سپس به سراغ قالبهای دیگر رفته و طبع آزمایی کنند.
آنچه که مسلم است هنوز آنگونه که باید روی وزن مسلط نشده‌اند.در شعر اول که احتمالا بنا بوده رباعی باشد(اما وزن انتخابی ایشان وزن رباعی نیست) مصرع چهارم از وزن خارج است.
وزن رباعی "مفعول مفاعیل مفاعیل فَعَل" میباشد که نویسنده وزن "مفعول مفاعیل مفاعیلن" را انتخاب کرده است. همین وزن که وزن رباعی نیست هم در مصرع چهارم به هم ریخته و از وزن خارج است.
برای اینکه وزن رباعی در ذهن شما ثبت شود آیه‌ی " لاحول ولا قوهً الا بالله" را به ذهن بسپارید و تمامی مصاریع را بر همین وزن بسرایید.این همان وزنی‌ست که در رباعی دوم اختیار کرده‌اید. البته مصرع چهارم رباعی دوم هم در ابتدای مصرع دچار سکته است.هجای اول مصرع باید هجای بلند باشد که شما هجای کوتاه گذاشته‌اید. نکته‌ی وزنی مهم این است که در وزن کلماتی که حرف "ی" قبل از حرف "الف" می‌آید ، "ی" با الف حساب می‌شود.در کلمه ی "بیا" وزن بصورت ب‌یا حساب میشود (-U) و همین باعث شده که مصرع دچار سکته شود‌.
در شعر سوم که دوبیتی ست و وزن آن "مفاعیلن مفاعیلن فعولن" است وزن در تمامی مصاریع درست رعایت شده است.
اما بعد از وزن شعر ، نکته‌ی مهمی که همچنان در نوشته‌های ایشان به چشم می‌آید مشکل زبانی و استفاده از لغات در معانی و نقش‌های نادرست می‌باشد.
این زخم ددون که هیچ درمان نیست"
آیا شما در مکالمات خود همین فعل را برای این جمله بکار میبرید؟
یا اینکه از فعل "ندارد" استفاده میکنید؟

یا در مصرع:
"گوید ز بَشَر دگر که خندان نیست"
منظور شما:
"از بشری حرف می زند که دیگر خندان نیست" است؟
یا "ز این دنیا دگر مردار هستیم"
و
"که در برزخ زِ بس بیدار هستیم "
و
"از این که صعب در رَهِ ما هست مَترس"

به زبان خود حرف بزنید.چرا جمله هارا به هم میریزید؟ هر کلمه نقشی دارد که باید در جای خود بنشیند.نمیتوانید هرجور دلتان خواست آنها را جابجا کنید.
بهتر است قبل از همه تلاش کنید تا به زبان معیار روزمره(همان زبان رورنامه ای) نزدیک شوید و روی آن مسلط شوید.آنوقت است که میتوانید پیام خود را به درستی به مخاطب برسانید.زبان دری‌ست به به دنیای ارتباط.و اصلیترین راه ارتباط است.مخصوصا در شعر که نقش ویژه تری نسبت به مکالمه و حتی نثر دارد.
باید حواس و تمرکز خود را بیشتر به زبان جلب کنید.شعرای معاصر و غزلسرایان معاصر را با باریک‌بینی و دقت مطالعه کنید تا معیار و وزن زبانی شعر امروز را بدست آورید.
اصلا یک غزل خوب از شعرای را بردارید و سعی کنید از وزن و ردیف و قافیه آن استقبال کنید و در همان زبان و فضا تمرین کنید تا بتوانید به زبان خود دست پیدا کنید.
غزلهای قیصر امین پور، محمد علی بهمنی ، حسین منزوی ، در کنار دیگر شعرای معاصر کمک شایانی میتواند به شما بکند.باید با تکرار و تمرین مداوم آنقدر کلمات را بخوانید و بسنجید تا کلمات در دست شما نرم شوند و وزن آنها به دست شما بیابند.انوقت است که میتوانید به زبان امروز و بدون ایراد وزنی شعر بگویید.آنوقت میشود درباره اندیشه ها و صور خیال در شعر صحبت کرد.
موفق باشید.

منتقد : مهدی بهار

شاعر - ترانه سرا - نویسنده - پژوهشگر - منتقد ادبی و سینمایی- نمایشنامه - مشاور فیلنامه - خواننده - کارشناسی زبان و ادبیات پارسی سوابق تدریس: وزن و عروض و قافیه نقد ادبی در کانونهای ادبی سبک شناسی نظم و نثر موسیقی شعر صور ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.