این نخستین بار بود




عنوان مجموعه اشعار : شعر
شاعر : علی تمسک تبار


عنوان شعر اول : شعر نو
-از کجا آیی کبوتر؟
بال هایت رنگ خون دارد چرا؟
-گفتنش آزرده میسازد مرا
چاره ای جز گفتن اما چیست دیگر؟
پرس و جویت
با دلی که از راز داری تنگ گشت
از نگفتن باز می دارد مرا
بر درختی سبز لانه داشتم
خاطری خوش زآن زمانه داشتم
شاد آنجا کودکان
مردمانی مهربان
پیرمردی دانه می داد به من
الفتی داشت به من
تا که روزی
آسمان آبی شهر تیره گشت
بر سرود بلبلان،
ناله مردان،
شیون زن های گریان چیره گشت
این نخستین بار بود
کودکان را ترس در دل رخنه کرد
باورش سخت ولی
از دیار مهر و خوبی
زآن گلستان
مانده تنها شهر ویران
از میان رنگ های بیشمار
ماند تنها
رنگ شب
آن درخت سبز هم
چاره ای دیگر نبود
کودکان را سرد بود
آه زآن شب
ایستاد پایدار
شعله ها چون می کشیدند زبانه
خنده بر مردن زدی
زخم بالم نیز باشد یادگار
یادگاری از همان پیر
چاره ای دیگر ندید
کودکان بودند بسیار گرسنه
من ولی جستم ز دستش
ترس از مرگم نبود
آمدم تا سازم آگاه
چاره ای دیگر نبود

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به اثری از دوست شاعر علی تمسک‌تبار که سن و سال و شناسنامه ادبی‌شان نشان می‌دهد در ابتدای راه قرار دارند، برای شاعری که تازه دست به قلم برده است درک مقدمات و اشراف داشتن بر آن چه می‌نویسد اولویت اول محسوب خواهد شد. شاعر وقتی مطلع باشد که آن چرا برای نوشتن متنش نیاز دارد را چگونه باید انتخاب کند طبعا در ادامه مسیر هم با آگاهی و اطمینان بیشتری پیش خواهد رفت، مثلا شاعری که بداند غزل چیست و وزن را بشناسد می‌تواند اولین مدافع متنش در حوزه رعایت مقدمات باشد، این نکات از این جهت قابل ذکرند که باید بدانیم علی رغم اینکه شاعری را هنری خدادادی و جوششی می‌دانند اما در حقیقت شعر نیز به مانند تمام هنرهای دیگر نیازمند کسب دانش و مهارت است.
در اثر دوست شاعر عزیز به ظاهر با شعری نیمایی مواجهیم، شعر نیمایی گونه‌ای از شعر نو است که در آن وزن عروضی وجود دارد اما جای قافیه‌ها مثل قالب‌های شعر سنتی در جای مشخصی قرار نمی‌گیرند، وزن هم ضمن تبیعیت از یک بحر مشخص می‌تواند کوتاه و بلند شود. با این منطق که شعر دوست شاعرمان قالب نیمایی دارد شعر را مطالعه می‌کنیم.
-از کجا آیی کبوتر؟
بال هایت رنگ خون دارد چرا؟
-گفتنش آزرده میسازد مرا
چاره ای جز گفتن اما چیست دیگر؟
سطر اول شعر به شدت مایوس کننده است، آن هم به خاطر کلمه "آیی"، انگار شاعر برای رعایت وزنی که در ذهن دارد به جای "می‌آیی" نوشته "آیی"، این شکل برخورد آن هم در ابتدای یک شعر قدری ناامید کننده به نظر می‌رسد. مشکل بعدی ایراد وزنی در سطر چهارم است. شاعر می‌توانست بگوید: چاره‌ای جز گفتن اما چیست؟
با حذف دیگر وزن شعر درست می‌شد.
پرس و جویت
با دلی که از راز داری تنگ گشت
از نگفتن باز می دارد مرا
بر درختی سبز لانه داشتم
خاطری خوش زآن زمانه داشتم
در سطر دوم شاعر "که از" را اگر "کز" بنویسد طبعا خوانش درست‌تر اتفاق خواهد افتاد. "لانه" در سطر چهارم هم خوانش را به مشکل می‌اندازد. یعنی مخاطب برای رعایت وزن مجبور است طور دیگری بخواند.
پیرمردی دانه می داد به من
در این سطر هم ایراد وزنی وجود دارد، و همینطور در چند سطر دیگر، این حجم از ایرادات وزنی نشان می‌دهد دوست شاعر ما هنوز وزن را به درستی نمی‌شناسد، برای شناخت وزن و تسلط بر عروض خواندن کتاب‌های تئوری وزن و قافیه و همچنین خواندن شعر کلاسیک بسیار موثر خواهد بود.
اما نکته‌ی بعدی زبان است، زبان زیربنای اندیشه است شاعر مجاز نیست به سبب هیچ مراعاتی زبان را از مسیر اصلی خود دور کند، در این شعر شاعر در چند جای مختلف به خاطر حفظ وزن یا شکل روایت خود زبان را از شکل اصلی خود خارج کرده است. حفظ انسجام زبان و یکدستی آن نکته‌ی بسیار مهمی‎ست.
اما به صورت کلی اصل روایت خوب است، اینکه شاعر در شعر نیمایی به سراغ روایت رفته است و سعی کرده داستانی بسازد جای تبریک دارد.
با اینکه این اثر دوست شاعر ما امتیاز لازم را برای تبدیل شدن به یک شعر خوب کسب نمی‌کند اما نقاط روشنی دارد که مخاطب را امیدوار به فردای بهتر می‌کند.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۲
امیرعلی سلیمانی » یکشنبه 26 مرداد 1399
منتقد شعر
سلام شاعر عزیز، به عنوان نخستین قدم کتاب روزنه از جناب دکتر محمدکاظم کاظمی رو مطالعه کنید، قطعا براتون مفید خواهد بود
علی تمسک تبار » شنبه 25 مرداد 1399
خیلی متشکر از نقدتان. لطفا کتابی درمورد شعر نو و آشنایی با وزن نام ببرید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.